سلام دوستان با یه داستان از مرینت و ادرین اومدم
سلام من مرینت راسی هستم و به پری مد معروف و یک خون اشام هستم کسی جز خانوادم اینو نمی دونه من یک خواهر به اسم ماریا دارم که البته اونم یک خون اشامه و یک برادر که اسمش مارسل و یک ژن لیرن هستش. چون پدر من یک ژن لیرن و مادرم یک خون اشام بخاطر همین اینجوری شده من داخل یک عمارت به همراه خانوادم زندگی می کنم و بعضی وقت ها هم برای تفریح پول بانک ها رو خالی می کنم و بعد پس میدم اخه من چه نیاز به پول دارم.البته من یک معمور مخفی و یک هکر ماهرم (نویسنده:خود شیفته کی بودی تو.مرینت:خود شیفته هیچ کس😌.من:ادرین.) و اینکه پدرم چون بلد مجعون درست کنه ما از اون معجون ها استفاده می کنیم تا داخل روز بیرون بریم و خودمون رو تو اینه ببينيم پدر من بزرگ ترین کارگاه طراحی مد رو داره و طراح مد هستش
سلام من ادرین اگرستم ومعروف به شاهزاده مد فرانسه هستم و یک خون اشامم و کسی هم جز خواهر و پدرو مادرم کسی این رو نمی دونه چون کل خانواده ما خون اشامند.پدر من طراح مد معروف گابریل اگرست من یک هکرم و کسی جز مادرم نمی دونه ورزش مورد علاقمم کار با تفنگه اسم خواهرم الیسه و من بعضی وقتها تو کوچه های تاریک خون مردمی رو که رد می شن رو می خورم و چشمامم قرمز می کنم تا نهیت درد رو ببره😈(من:خفه.ادرین:ساکت میام می خورمت ها.من:برو بابا😏) ما از طريق معجون مامانم می تونیم بریم بیرون و خودمون رو تو اینه ببینم
خب بریم داستان سر داستان
مرینت بیا پایین شام.چشم مامان الان میام. چند دقیقه بعد سلام مامان کارم داشتی؟بله عزیزم می خواستم بهت بگم که که که مامان لطفا بگو دیگه.جون به لبم کردی.خیلی خب باشه ببین عزیزم ما چند وقتی قراره بریم پاریس و شما ها در کنار اقای اگرست و خانم املی زندگی کنید . چون من و پدرت برای چند وقت مجبوریم بریم ترانسیلوانیا . چرا ما نباید بایم چون ما برای اینکه پدرت رییس شوای دراکولا ها باید بره اونجا. حالا که متوجه شدی برو وسایلت هم جمع کن فردا صبح با جت شخصیت پرواز داری. راستی یاددت باشه خون هیچ کس رو تو اون خونه نخور و به ماریا هم اینو بگو چشم مامان بریم سراغ ادرین ببینیم اون داره چی کار میکنه بزنید صفحه بعد لطفا❤
ادرین!ادرین! بله پدر کارم داشتید.بله.فرادا پری مد مرینت راسی به همراه خانوادش قراره بیان اینجا و چند ماهی رو بمونن.متوجه شدی! بله پدر.
فردا صبح ماریا مارسل وسایل تون رو جمع کردید! بله مرینت😒 خوبه پس حاضر شید. چون پدر و مادر خونه نیستند من مسعولت شما رو به عهده دارم. در فرودگاه
(چون اتفاق خاصی نیوفتاد می ریم جلو) داخل جت ماریا:اجی نظرت چیه یه فیلم دراکولایی ببینی؟اره منم موافقم.باشه بیا فیلم تنها در خانه با روح ها رو ببینیم فیلم شروع شد و مهماندار صبحانه رو اورد و ما شروع به خوردن کردیم بعد از تموم شدن صبحانه یهو........
انچه در قسمت بعد خواهید دید پاشو ......پاشو چیزه خواصی نیست..........ممنون.........عالیه ببخشید جای هیجانی کات کردم بزن صفحه بعد معما داریم
معما# ما ۳ تا در داریم و اگر بخواهیم بریم اون طرف باید از یکی از این در ها بگذريم ۱- اتیش که اگر بریم توش می سوزیم ۲-شیری کا یک سال چیزی نخورده ۳-قاطل ها که ادم رو در جا می کشند شما کردوم رو می رید؟
جواب معما یادتون نره
ج.چ : شیر چون یه سال چیزی نخوره میمیره
جواب معما راه دوم زیرا شیر ها یک سال را بدون ِغذا دوام نمی اورند
سلام.
داستانت که باید بگم واقعا عالی بود. با اینکه کپی بود، ولی اشکالی نداره نمیدونستی.😇😇😊😊
در ضمن؛ جواب مهمان میشه گزینه ی دوم. یعنی اون دری که یه شیر داخلش. شیره هم تا یک سال هیچی نخورده.🥰
بچه ها پارت سه رو هم امروز گذاشتم
عالی بود افرین پارت دوم داستان من (زندگی شگفت انگیز پارت۲)منتشر شده اگر دوست داشتی شرکت کن 🌸و کامنت هم بذار لطفا
خوب من هیچ دری انتخاب نمی کردم همون جا پشت اون سه تا در میشستم😂😂😂😂😂🤦♀️
آها باشه خوب قشنگ بود فقط کاری کن متفاوت باشه مرسی 😍😍 به تست های منم سر بزن
قسمت بعدی خیلی هیجانی نوشتم در حال برسی
بچه بهتون حق می دم که بگید کپی هست ولی من کپی نکردم و چون اسم و یا کلمه بهتری پیدا نکردم مجبور شدم این کلمات و اسم هارو بزارم🤧
پارت بعدی هم دیروز گذاشتم😃
ممنون بابت کامنت ها😘
از در قاطل ها میروم تا مرا تیکه پاره کنند و جلوی سگ ها بیندازند و آنها از شدت گوشت تلخی من بمیرند 😂😂😂😂😂😂😂🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
این داستان کپی
ته یر عزیزم این داستان کپی نیست و اینکه خیلی جاهاش متفاوت هستش