این داستان جدیده و کامنت بدین بگین ادامه بدم یا نه. 😝😀
خیلی خوشحال بودم💃💃💃 کم کم باید میرفتم فرودگاه برای پرواز به کره🥳 یه تاپ مشکی با دامن چین دار ابی پررنگ پوشیدم. موهامو باز گذاشتم، کوله پشتی ابیم که قبلا اماده کرده بودم رو برداشتم و رفتم سمت فرودگاه🙂🤩.
نشستم تو هواپیما. هواپیما بلند شد. گوشیمو از تو کیفم در اوردم. پیام هامو چک کردم. یه ذره تو تستچی ول چرخیدم😀 . کم کم خوابم برد😴😴.
چشمامو که باز کردم، خب می خواین چی بشه ؟؟؟؟؟؟ 😐 توقع داشتین بگم جن دیدم؟
چند دیقه بعد هواپیما فرود اومد و من پیاده شدم. رفتم سمت هتل. لباسامو عوض کردم. یه ذره استراحت کردم. یه چیزی خوردم. حوصلم سر رفته بود و گفتم برم بیرون😁
یه بلوز استین کوتاه مشکی با یه دامن مشکی پوشیدم. موهامو فرشته ای بستم و یه تل گربه ای با گوش های مشکی زدم🐱🖤
از هتل رفتم بیرون. داشتم تو یه پاساژ راه میرفتم. یهو یکی با عجله از کنارم رد شد و زد به دستم و همه ی خریدای با ارزشم افتاد زمین😡 همون موقع برگست و گفت: اوه! ببخشید من خیلی عجله داشتم شمارو ندیدم😅😊. یهو دیدم اون جین ه که کنارم وایساده😳
گفتم: ن..ن..نهه اشکال نداره!😍 فکر کنم فهمیده بود من یه ارمی ام😇. و خم شد تا کمکم کنه خرید های گران بهامو جمع کنم💘 وقتی خریدامو با هم جمع کردیم، یه کاغذ بم داد و گفت: امم.. این شماره ی من اگه مشکلی پیش اومد میتونین به من بگین😊 فکر کنم شما از کشور دیگه ای اومدین نه؟😇
من: م..م..ممنون😍. بله من از یه کشور دیگه اومدم مفاسرت.. یعنی مسافرت😅 جین خندید و از هم خداحافظی کردیم . من بعد از رفتن جین با خودم گفتم:🤦♀️ گند زدی دختر×_×
رفتم از خوراکی فروشی پاساژ یه پاستیل گرفتم و شروع کردم به خوردن😋🍭 صدای ملچ مولوچم همه جارو فرا گرفت😱🥵 سعی کردم اروم تر بخورم🤦♀️ بعد از اینکه پاستیلام تموم شد، رفتم تو عطر فروشی تا یه عطر خوشمل بگیرم😍 ممکنه دوباره با جین برخورد کنم و باید خوشمل و تمیز و جذاب باشم🤩
خب این پارت همینجا تموم میشه بگین ادامشو بذارم یا نه😋🍭😇 گود باییی😋🍭😇
یکم بیشتر بنویس
یه چند تا مشکل داشت یکی اینکه توش خلاقیت نبو اخه بیشتر داستان ها همینه میره کره ی جنوبی . همشون تو مایه های هم هستن اما اگه بری داستان های کسانی که بزدید دهنده های زیادی داشتن رو نگاه کنی مثل بقه نیست.و یه مشکل دیگه اینکه بدون هیچ اتفاقی ازش شماره میخواد واقعا این یکی عجیب بود ، اما بای اولین داستان بد نیست منتظر پیشرفت هات هستم راستییه وقت ناراحت نشی من فقط میخوام اشککال هاتو بگم تا اون ها رو دیگه انجام ندی
کیوتا پارت بعدی رو گزاشتم در حال بررسیه🤩🤩🤩
خیلی خوشم اومد ادامه بده👍🔥
چشم عزیزم🙂 به پای داستانی شما که نمیرسه
ویندی بخدا اگ پارت بعدو نزاری خودم میام میکشمت😭شوخی کردم کیوت خانم😃💜فقد زود تر بزار دیگ 💜
باشه کیوت جونم😃 کم کم میزارم اخه درگیر پیج اپاراتم هستم اکثر مواقع تو اونم ولی سعی میذارم کم کم بذارم سوئیت💕💕💕💕
عالیییی بود😍😍🤩🤩به حرف بقیه هم گوش نده و لفطا این عذاب راتموم کن 😂🙏🏻😍🤩
ممنون عزیزم😍 باشه حتما پارت بعدی رو مینویسم😜💜
طرفدارهای عزیزم😘
لطفا صبور باشین کم کم پارت بعدی رو هم مینویسم😋
مثل اینکه داستانم خیلی طرفدار داشته 😍 ممنونم😍😍
خیلی بی معنی بود ادامه ندهههه اصلا
میدم*-* چکن نظرت به هیچ عنوان برام مهم نیست*-* نظرت به درد خودت میخوره😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
خیلی مزخرف بود اصلا خوشم نیومد😐😶
تو حتما بادردای سلیقه ای که خوشت نیومد چون خیلی داستان عالی بودی نظرتو هم برام هیچ اهمیتی نداره
اخه تو لیاقت خوندنشو نداری😂 ادمای بی ارزش داستانای باارزشی مثل داستان منو نمیتونن بفهمن😂 لیاقت خوندنشم ندارن😂😂😂 از ایرانی ها تعجب میکنم!!! صدرحمت به کشور خودمون بابا( استرالیا) اخه چم شد رفتم مترجم فارسی دانلود کردم. 😂😂
امم امیدوارم از پارتای بعد خوشت میاد بقیه جوابامم چرت پرته چون اون من نبودم😐🙅♀️
مشترک مورد نظر در حال انتظار پارت بعد ....😍😍😍😍😍😍😍😍
😍😍 خوشحالم که خوشت اومده عزیزم