بچه ها سلام امیدوارم از این تست خوشتون بیاد🙂🙂این تست دربارهی شخصیت هایی مثل جیمین و جین و ......هستند ک ادمای زیاد خوبی نیستن (ناراحت نشین چون فقط تخیلی )شخصیت اصلی تو هستی و قراره حسابی اذیت بشی حالا واسه ی چی خودت بخون 😉😉😉( اما به نظرت آخرش کدوم یکی از این پسرا بهت علاقمند میشه)😎😎😎😎 لطفا نظر بدید چون تازه کارم♥️♥️
الان چند روزه که به سئول اومدی و امروز قراره به مدرسه ای که همیشه آرزوش رو داشتی بری اما یه حس هیجان و یه حس ترسناکی داری چون این مدرسه واسه پولدارهاس و تو بورسیه شدی و وضع مالی خوبی نداری الان تازه به مدرسه رسیدی و تو دفتر معلم ها منتظری و معلمت اومده که تو رو به کلاس راهنمایی کنه از شدت هیجان کنترل ضربان قلبت دست خودت نیست و وقتی معلم گفت امروز دانش آموز جدید داریم اسمش املیاس (اسم تو تو این داستان) و میای که خودت رو معرفی کنی تو:سلام از دیدنتون خوش حالم اسم من املیاس معلم خوب برو بشین پیش اون پسر اخری وقتی نگاه میکنی وااااو چه جذابه با یه کت مشکی چرمی و میری پیشش بشینی معلم میگه اسم اون پسر جین هست زنگ کلاس خورد و معلم از کلاس بیرون رفت و تو ........
تو داشتی وسایلت رو جمع میکردی که یهو هوی مگه با تو نیستم کری تو:شرمنده حواسم نبود میاد که خودش رو معرفی کنه اسم من سولی هست تو چی بچه گداااااا😏 تو:واتتتت بهم گفت گداااااا سولی : از لباس و کفش و کیفت معلومه گدایی میدونی این مدرسه واسه ادمای پولدار تو:آه من بورسیه شدم و به نظرم به پولدار و بی پول بودن نیست مهم استعداده😎توام اینطوری جوابش رو میدی سولی هم از حرص موت رو میکشه و میگه بچه گدا ناگهان جی هوپ میاد میگه ولش کن این گدارو دو روز بهش محل نزاریم میره گم میشه....و...... تو:با بغض کلاس رو ترک میکنی میری اون آخر حیاط مدرسه و میگی حدسم درست بود اینا خیلی بدجنسن اما من که نباید ضعف نشون بدم اشک هات رو پاک میکنی و به کلاس برمیگردی😉 اما وقتی به کلاس میری بغل دستیت جین میگه پیش من نشین گدا همینکه این رو میگه زنگ میخوره و معلم وارد کلاس میشه و به معلم میگی میشه جای من رو عوض کنید و معلم هم میگه خوب برو اون گوشه کلاس رو میز تکی بشین و پیشینی کلاس شروع میشه اما فقط تویی که داری به درس گوش میدی تو:معلم چرا هیچی بهشون نمیگه چرا وسط کلاس آرایش میکنن آه یادم نبود که پولدارن و معلم ها نمیتونن هیچ کاری کنن😐😐😐
جیمین و شوگا و کوکی برای اذیت کردنت میان جیمین:میگم بچه گداااا این لقبیه که روت گذاشتن 😏کوکی:آه چیکارش داری خجالت میکشه شوگا:هوی زود از مدرسمون برو اینجا جای گدا ها نیست تو:تو دلت(چرا گلمو بغض کرده خوب راست میگن تو که وضع مالیت خوب نیست که مثل اون دخترا با این پسرای خوشتیپ باشی یا تو مدرسشون درس بخونی) یهویی یاد حرف دوست قدیمیت مبینا میفتی که میگفت تو از بقیه بالاتری و خودت رو پایین نبین😎😎
آه بلاخره زنگ خورد اما یهو یه دختر خوب و مهربون به اسم مین سول اه میا پیشت مین سول اه:سلام اسم من مین سول اه از دیدنت خوش بختم تو:تو نمیخوای بهم بگی بچه گدااا خجالت نکش بگو مین سول اه: نه چون منم مثل تو بودم اما الان نه بیا دوست باشیم اصلا هم این پسر ها و دخترهای مسخره رو حساب نکن 😉😉😉😉تو واقعا میخوای با من دوست بشی مین سول اه: جدی من از تو خوشم اومده چون هر بچه دیگه ای بود زنگ اول میرفت تو ولی نه
تو:هوی هرزه دلت دعوا میخواد ها جواب بده 😏😏(ها این چی بود گفتم نه کلکم کنده اس)آه چرا مگه کاری کردم یه جور میزنم دیگه بلند نشه مین سول اه:هوی املیا چیکار میکنی مگه نمیدونی تمام این پسرا به سولی علاقه دارن تو:اهمیتی نمیدم (همه ی کلاس تو سکوت فرو میره و شوگا با خودش میگه این دختر چشه از حونش سیر شده)(جیمین : وااااو فک نمیکردم همچین جرعتی داشته باشه) سولی :چی گفتی خیلی رو داری بعد هم موت رو میکشه هم پرتت میکنه زمین ) تو: با یه لگد و یه ذره کتک حسابش رو میرسی اما کوکی میاد محکم دستت رو میگیره و میگه بس کن چندش تو دستش رو میپیچونی و با یه چوب میزنی وقتی دعوا تموم شد پسره یه جوری نگاه میکننت تو:آه شرمنده همتون حواسم نبود از کنترل خارج شدم تو دلت میگی چه خوب اومدم
آه نباید زیاده روی میکردم(: اما از ته دلت خیلی خوش حال میشی سول اه: ممنونم بخاطر من اینکار رو کردی تو:نه بابا دیگه زیاده روی داشتن میکردن حرصم بعد جور درومد خوب کتکش زدم😎😎
جیمبن:وااااو چرا کتک میزد قلبم لرزید خیلی خفن بود سولی :کوکی عین ادم نتونستی بزنی نه😢😢😢حسابی جا کتکش درد میکنه کوکی:دختره ی روانی اندازه چی زور داشت شوگا:حالا می خواین باهاش چیکار کنید جیمین:آه چرا نمیتونم از فکر اون دختر خارج بشم خیلی جذاب شده بود جین:چی گفتی جیمین جیمین:آه هیچی بابا ول کن🙂🙂 نامجون :( وارد صحنه میشه) پسر درس خون و موادب کلاس همه بچه ها: نامجون خوش اومدی نامجون :سلام این چند روز که بیمارستان بودم هیچ اتفاقی نیفتاده جی هوپ:وای نمیدونی یه دختره انتقالی اومده یه جور کوکی و سولی رو زد کوکی:خوشت اومده چی هوم جی هوپ :نه بابا چی فک میکنی واسه خودت^^
نامجون:عجب پس باید باحال باشه دختره اسمش چیه جیمین : اسمش املیاس و بورسیه شده جین:آه شوگا:چرا آه میکشی جین:هیچی ول کن تو:وارد کلاس میشی نامجون:سلام انتقالی تو:چیه😐 نمجون:هیچی فقط خواستم بگم بیا دوست باشیم همه مخصوصا سولی دختر حسود کلاس چی ؟؟؟؟!!!!!!!!! نامجون: من با همه دوستم با توام دوست میشم🙂🙂 تو:خب به نظر آدم بدی نمیاد خیلی ام خوش قیافه اس اما........
تو: باشه بی تفاوت دست مین سول اه رو گرفتی میری سر جاتون میشینید جیمین:آه......منم میخوام بیشتر با اخلاق این دانش آموز انتقالی آشنا بشم تو:خانم میشه یه لحظه برم بیرون معلم باشه وقتی میری بیرون صدایی می شنوی میری که نگاه کنی میبینی....... نیلی:شوگا من دوست دارم با من قرار بزار شوگا:ولی من از تو خوشم نمیاد دوست ندارم باهات قرار بزارم یه تورو میبینه😳 تو میدویی و با خودت میگی من هیچی ندیدم😐
شوگااومد سر کلاس و با چشم غره بهت نگاه میکنه زنگ آخر که خورد وقتی میخوای از کلاس خارج بشی نیاد جلوت رو میگیره و میگه شوگا:هوی نبینم به کسی چیزی بگی فهمیدی تو:باشه 😐یه اعتراف عشقی اما به یه شرط به کسی چیزی نمیگم که با من کاری نداشته باشی و با دوستمم همینطور شوگا:هاااااا باشه 😒😒 (اما این راز میتونه آغاز یه عشق باشه)
نظرات بازدیدکنندگان (5)