
......
خب من بلاخره یزره سرم خلوت شد اومدم بریم پارت بعد . از زبون جیمین ) دیگه تحمل ندارم چرا میخواد عذابم بده . دست به کار شدم و وقتی زنگ اخر خورد اروم به سمت جنی رفتم و دستشو و گرفتمو به سمت خودم کشوندمش . جنی : دستمو ... ول کنن😡😡. (جیمین جنی رو به ابخوری میرسونع و برش میداره و روی لبه ابخوری میشونه و تا حد امکان بهش نزدیک میشه ) جیمین: واقعا کاراتو نمیفهمم این رفتار ها چیههه . جنی : عههه چیه . فک کنم خودت بدونی . جیمین : نمیفهمم . جنی : اولن که برو عقب (جیمینو پس میزنه و میپره پایین ) دومن فک کنم من نه اون کوچه بودم . (جنی ازون جا میره ) . جیمین : ینی اون بود. وایییی رفت . دیگه بر میگرده😢😢😢😢
از زبون جنی: دل کندن ازش . خیلی برام درد داشت . هنوزم وقتی میدیدمش ضربان قلبم بالای هزار میزد . وقتی اون حرفارو بهش میزدم نمیتونستم تو چشاش نگا کنم . چون مطمعن بودم بی اختیار م.ی.ب.و.س.ی.د.م.ش . وقتی تو چشاش نگا میکردم بی اختیار میشدم . ولی منم هستم . منم دل دارم اون منو خورد کرد . این حرف عقلم بود . ولی دلم حاضر بود روزی چندین بار دلمو بشکنه . ولی بازم پیشش باشم . نمیشد . نمیشه. بین دوراهی قرار گرفتم . باید فراموشش کنم . ولی نمیتونم از ته قلبم ع.ا.ش.ق.ش.م . میرم . باید برم یه جایی که کار پیدا کنم
از زبون جیمین ) با چهره پوکر وارد دبیرستان شدم . جنی نبود . ینی چی . از دوستش پرسیدم . رفته سرکار ؟ . خداا . من چقد بدبختم
(چند سال به) خب الان چندین سال گذشته و نامجون و جین و شوگا و جیهوپ و تهیونگ و کوکی و جنی . تو یه شرکت کار میکنن و جیمین یه جای دیگه از قستس . حالا بریم برای داستان . از زبون جنی : رسیدم به شرکت و وارد شدم . از پله ها بالا رفتمو و وارد دفترم شدم . اون پروژه هرو که خیلی پیچیده بود رو باز کردمو . بهش یه نگاهی انداختم . تهیونگ : تق تق تق تق . جنی : بیا تو. تهیونگ : سلام خانم جذاب . جنی: ایی خدا بازم شرو کرد . تهیونگ : خوشگلی دیگ . جنی: دستشو رو میز گذاشت و با هل دادن میز . صندلیش به سمت قفسه ها رفت پاشد و پروژه رو سر جاش گذاشت . جنی : ببین حوصلتو ندارم بهتره بری . تهیونگ : باشههه
اهه . این پسره خسته نمیشه (هوی هیچی نمیگم فک کردی خیلی اینااا😠😠) . نمیدونم چرا وقتی یکی دیگرو دوس داره . میخواد خودشو گول بزنه . اون ع.ا.ش.ق هینامی . ولی میخواد خودشو گول بزنه و بگه منو دوس دارههه . ایششش (چند ساعت بعد ) اخیششش بالاخره این پرونده بزرگ تموم شد . راحت شدما . باید به رییس نشونش بدم . جنی : تق تق تق . جیهوپ : بیا تو . جنی : سلام . اقای رییس . جیهوپ : سلاممم . خانم هه . جنی: من این پروژه رو تموم کردم . جیهوپ : واقعا از کارت راضیم . خواهر کوچولو . جنی: عههه هوپی . قرار شد . تو محل کار . کارمندت باشم نه خواهرت . جیهوپ : خیله خبب . حالا خدافز . جنی: خدافز
از اتاق بیرون اومدمو درو بستم . هعییی مگه از جیهوپم مهربون تر تو این دنیا هست . داشتم به سمت اتاقم میرفتم که کوک صدام زد. ینی چیشده . جنی : بفرمایید . کوک : سلام. خوبی؟ . جنی : مرسی . چیزی شده . کوک : نهه. فقط خواستم بگم که واقعا افرین که پروژه به این سختی رو حل کردی . جنی: وایی پسر . تو مخ همه رو اینجوری میزنی . کوک : با اجازتون بعلههه . جنی : عههه . میخوای چیکار کنی . کوک : بدزدمت . جنی: عههه (جنی نزدیک میز کوک میشه و کراباتشو میگیره و نزدیک صورتش میکنه ) کوک : ....... اهه . (جنی از کوک دور میشه ) جنی : عهه کوک اینجوری میخوای خجالتتو کنار بزاری . کوک: نمیشهه . جنی: خیله خب من برم بازم الان تهیونگ میاد. فعلا
از زبون کوک : یه حسایی بهش داشتم . و این باعث میشد که وقتی نزدیکم میشه خجالت بکشم . این واقعا رو عصابم بود که تهیونگ همش نزدیکش بود . بیخیال . بزار الان باید برم خونه
خب اینم ازین پارتتتت . بازم حمایتم کنید . مرسییی
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بوددد😍😻😻😻😻❤❤❤❤❤
عاجیییییی پارت بعد رو چرا نمیبینم😐؟
جنی دوست دارم ولی از جیمین من دور شو😐
اولن که جیمین فقط و فقط برامنه دومن جنی اخرش به عشق اولش ینی جیمین میرسه
هوووو جیمین یک میلیون طرفدار داره بشین بینیم بابا حال نداریم😐
جیمین مال همس😐
خیررررر . اصن جیمین فقط برای جنیه
داستانه دیه🥺با احساساتم بازی نکون من کوشولو گوناه دالم🥺
اصن . بیا اجی شیم . جیمینم فقط برای منو تو باشه خوبع؟
خوبههههه پارمیدا 13 اند یو؟
خیلی ازم کوچولی ها ولی من . اسمم الای ولی بهم میگن نیلا ۱۸ سالمه
خا به یه ورم😐
مگه نمیخوای اجی شیم
میخوام ولش جیمین مال من و ت😐👌🏻
ینی چی الان ینی جیمین برای منو تو نباشه اجی نشیم بشیم
اجی بشیم جیمینم برای من و تو باشه
افریننننن . ازین به بعد کسی به جیمین نزدیک شد با ما طرفع 😏
اره😐👌🏻
اجی یه دختره اومده تو تست عاشقتونم من میگه جیمین همسر منه بیا اونجا حالشو بگیریم
زود خودتو برسون
الهییی فدات بشمممم اجیییییی قربونت برممممممم دلم براتتت تنگیدهخههه بوددددد مرسی اومدی دهنشو بستییییییی دلم برات تنگ شده بودددد فداتتتت بشممممم
😀♥
چه خبرا اجیییییی