خب من اومدم با پارت دو هیجانی در حد مرگ😊
ستاره: بیدار شدیم و کارای هر روزو کردیم. بعد مث هر روز لباس پوشیدیم رفتیم بیرون. مث هر روز تو بازار قدم زدیم.... ولی این دفعه پاستیل خرسی هم خریدیم. خب خلاصه کارای هر روز رو کردیم
ولی اگر بخوامواضح تر توضیح بدم: صبح با صدای الارم وحشتناک ترانه بیدار شدیم و پنکیک شکلاتی خیلی خیلی خوب هتل رو خوردیمـ. بعد رفتیم بیرون یکی از بزرگترین فروشگاه های منطقه و شکر زده شدیم از چیزایی که خریدیم حتی نخورده...
خب خوبه. حداقل تا اینجاش خوبه. اینو میگم چون قراره عالی بشه عالی ضربدر ملیون * که میشه عالیون بگزریم
امروز عصر... قراره.. بریم کنسرت. با ترانه لباس و کفشی که روش عکس بلک پینکه میپوشیم. موهای دوتامون مشکیه، با یه نم صورتی سرش. دفترچه بلک پینک و یه خودکار برمیدارم میزارم تو کولم که طرح بلک پینکه. کلا همه چی بلک پینکه
سریع جلد گوشیم رو برداشتم که اونم بالاش سیاه پایینش صورتی بود. تاکسی گرفتیم بریم محل اجرا... وایی انقدر چرند میگمــ که ترانه با کیفش میکوبه توسرم...
سریع رسیدیم بلیط رو نشون دادیم و در رو باز کردن بریم تو. نشستیم توی جایگاه. جایی بلیط گرفته بودیم که حتی بلک پینک موقع اجرا نمیتونست چشم ازمون برداره
دخترا اومدن روی سن. بعد از یه معرفی کوچیک و یه سخنرانی طولانی و یه لیست از برنامه کنسرت و اسم اهنگ جدید شروع کردن•••
خب بلینکای درسخون عزیزم، چهارمین باریه که پارت دو رو ثبت کردم
سرنوشتتون مثل ستاره و ترانه...
بای. راسی نظر به هیچ و هیچ عنوان فراموش نشود
خوب بود .ولی یه اشکال داشت اینکه خیلی کم بود اینارو ماستی تو دو تا اسلاید ینویسی.
اخه این اولین داستانمه که جدی ادامه دادم
عالی عزیزم💛
تنکس