
سلام دوستان عزیز نمیدونم این ناظرا چه شونه همین چند وقت پیش دیدم تستم منتشر نشد مجبور شدم دوباره بنویسم آخه چیز بدی نداشت که ناظرها ایراد میگیره والا😒
خب کجا موندیم آره از اونجایی که بعد از ملاقات لیدی باگ با کت نوار در رود خانه و بعد رسیدن لیدی باگ به ویلا و خوابیدن در آنجا خب بعدی رو بزن بریم
تیکی🔴:خواب بودم که یهو صداهایی می شنیدم و آروم بلند شدم تا ببینم چیه چی ؟؟؟؟مرینت داشت تو خواب گریه و زاری میکرد چرا نفس هی هی نفس میکشید مرینت؟چی شده؟مرینت بلند شو مرررررریییییییینننننننننتتتتتتتتتتتتتتتت با صدام همه ی کوامی ها بیدار شدن ویز🐢:چی شده چی شده؟تیکی:مرینت داره خواب بد می بینه هر کاری میکنم بیدار نمیشه ویز🐢:مرینت بلند شووووووووو تیریکس🦊:فهمیدم چیکار کنیم هممون مرینت رو از تخت بلند کنیم و از بالای تخت بندازیم پایین اون وقت بیدار میشه😁🤣تیکی:نننخخخیییررررررم😡😡 ویز:برین آب بیاریم بپاشیم تو صورتش کاکی:نه اون وقت بچه سکته میکنه تیکی:هممون با هم هماهنگ شدیم و سر مرینت داد زدیم که مرینت یهو خودش از ترس به زمین اوفتاد🤣 مرینت🐞:پتو رو کشیدم تو فکر بودم هنوز هم اشک میریختم یعنی میشه دوباره فردا ببینمش آخه چرا چرا داره تنهام میزاره چرا ،چرا نمیخوای برگردی کتتتت نواااااار چرا چرا😢😢😢😭😭که یهو حس کردم دارم از تخت سقوط میکنم اخخخخخخخخخخخ چشمام رو باز کردم چی من کجام ؟اینجا کجاس؟ویلا کو؟کتتتتتتتتتتت نواااااااااااار تیکی: مرینت مرینت اروم باش اینجا خونه هست ویلا چیه چرا اسم کت نوار رو با داد میگی؟؟؟؟
تیکی🔴:مرینت همه چیز در مورد خوابش بر همه توضیح داد باورم نمیشد مرینت این خواب رو دیده باشه انقدر گریه و زاری میکرد یعنی مرینت از ساعت ۱۰ دیشب تا ساعت ۹ الان خواب دیده😱😱😱😱😱😱😱مرینت🐞: این یعنی اینا همش خواب بوده یعنی یعنی کت نوار زندس تیکی تیکی تیکی تیکی تیکی:بله بله بله؟؟؟؟مرینت🐞:تیکی همین الان برو به کت نوار بگو ساعت ۹ شب باید ببینمش برو تیوی:ولی مرینت اون الان تو مدرسه هست نمیخوای بری مدرسه؟مرینت🐞:تیکی انقدر سوال نکن برو برو نمیتونن مدرسه برم حالم اصلا خوب نیس 😣😣تیکی:باش مرینت و زود رفتم مدرسه تو کلاس دیدم خانم بوستیه داشت درس میداد و منم آروم رفتم کنار پای آلیا پپپپپپپپپپپست *(بچه ها دیدین تو کارتونا یا فیلم فردی ارومی کسی رو صدا میکنه میگه پیست هی با توام همون اون داره آروم صداش میکنه)*پپپپپپپپپسسسسسسسسسسست هی آلیا پپپپپپپپپپپپپپپپپسسسسسسسست دیدم کَره رفتم زیر پای آدرین الیا🦊:خیلی نگران مرینت بودم چرا نیومد مدرسه گوشیش هم جواب نمیدهد که یهو یکی گفت پپپپپپسسسست با دستم نینو رو آروم زدم هاااا چی میگی؟نینو🐢:من که چیزی نگفتم الیا🦊:پس این پپپستتت ،پپپسسست ها چیه؟ادرین🐾:آلیا و نینو داشتن در مورد پیست پیست حرف میزدن کم مونده بود خندم بگیره که یه چیز نازک حس کردم که تو پام هست دیدم تیکی هست و آروم برش داشتم و گزاشتم تو جیبم پلک⚫:به به خوش آمدی حبه قند🤣 تیکی🔴:سلام پلک یا آدرین کار داشتم صاحبم منو فرستاد پلک⚫:برای چی؟تیکی🔴:اینجا نمیتونم بگم یه کاری کن ادرین از کلاس برم سالن پلک⚫:هه این شغل منه و رفتم تو بازوی آدرین و محکم گاز زدم ادرین:وقت نداشتم با تیکی حرف بزنم که یهو پلک منو گاز زد کم مونده بود جیغ بکشم اممم ها.. خااانم بو..بوستیه میشه ب.برم دست ......شویی و رفتم تو سالن پپپپپپپپپپلللللللللللللک پلک⚫:هاااا؟؟
ادرین🐾:پلک مگه به تو ۱۰۰۰ دفعه نگفته بودم ولی کارم داری صدام بزن نه گازم بگیر😡😡😡 چی شده تیکی تو نباید بیای بیرون خطرناکه تیکی🔴: خ آبی که مرینت برام گفته بود منو تحت تاثیر گرفته بود و آدرین رو محکم بغل کردم ادرین:تیکی با صورت نگران بهم نگاه میکرد و یهو بغلم کرد تیکی🔴:ببخشید آدرین صاحبم گفت بیام پیشت لیدی باگ گفته باید ساعت ۹ ببینیش اون حالش خیلی خرابه امروز هم نتونسته بیاد مدرسه ادرین🐾:تیکی واضح بگو ببینم چی شده اتفاقی براش افتاده ؟؟؟؟😰😨 تیکی:مثل اینکه اون یه اون اون یه یه یه ادرین:تیکی بگو تیکی:نه نمیشه خودش بهت میگه من نمیتونم و باید بدم نگرانم میشه ساعت ۹ شب یادت نره خدافظ پلک⚫:قند عسل یک روز منو دعوت کن با بقیه کوامی ها خوش باشیم تیکی:باش پلک بای ادرین🐾:نگران لیدی باگ بودم یعنی اون چش شده که حتی نتونسته تغیر شکل بده بهم پیام بده که کردم داره و بجاش تیکی رو فرستاده خیلی نگرانشم پلک:آروم باش آدرین مطمئنم همه چی خوبه نگران نباش ادرین:امید وارم این طور باشه پلک 😓😓😓😓
مرینت🐞:منتظر تیکی بودم که اومد تیکی:مرینت بهش گفتم اونم قبول کرد ولی از صورتش نگرانی ها رو میدیدم مرینت:آره اون همیشه نگران منه منم نگرانشم که یهو مامانم اومد تو سابین:مرینت چرا نرفتی مدرسه حالت خوبه دخترم مری:نه مامان حالم خوب نیس سابین:باشه دخترم الان بهت سوپ میارم او راستی آلیا زنگ زد گفت الان میاد مرینت:باش بعد از ۴ دقیقه سوپ رو خوردم و آلیا اومد تو الیا🦊:معلومه کجایی دختر دام هزار راه رفت چرا نیومدی مدرسه؟ مرینت:آلیا حالم بد بود الیا:آها باش خانم قراره فردا از فیزیک امتحان بگیره از ۲ درس و اینم تکالیف خانم برات نوشته مرینت🐞:خیلی ممنون آلیا الیا🦊:خب من دیگه برم تو استراحت کن خدافظ مرینت🐞:الیا رفت و منم رفتم تو تختم دراز کشیدم و خوابیدم بیدار شدم ساعت ۵۴: ۸ بود و تغیر شکل دادم و رفتم برج ایفل اونجا نشستم کم کم داشتم اشک میریختم ادرین🐾:ساعت ۸ شد تا خواستم بگم پلک کلو.... لعنت به این شانس😑😑😑😑😑 ناتالی اومد ناتالی:آدرین برنامه ات رو آوردم ادرین:ممنون ناتالی و رفت پلک کلوزت و رفتم بالا لیدی باگ رو دیدم لیدی باگ انگار داشت گریه میکرد نا منو دید... لیدی باگ🐞:دیدم صدای پا میاد بلند شدم دیدم کت نوار نتونستم خودمو کنترل کنم کتتتتتت نوااااااااار و محکم دویدم یاد دویدن تو آب روحزو بودم که داشتم میرفتم به سمت کت🥺 و محکم پریدم بغلش کردم کت نوار🐾:یهو بانو اسممو صدا زد و دوید محکم منو بغل کرد جوری که نمیدونستم نفس بکشم و انگار منو حل داد و هر دوتامون افتادیم زمین خدا بگم چیکارت کنه کمرم شکست لیدی باگ🐞:محکم بغلش کردم و انگار وقتی پریدم روش هر دوتامون افتادیم زمین ولی من تو بغلش بودم و گریه میکردم کت نوار🐾:آروم موهاشو ناز کردم که آروم شه
💫 💫💫 💫 تمام💫💫💫💫 خب امید وارم خوشتان بیاد لایک و نظر یادتون نره حتما پارت بعدی رو میزارم تا پارت بعدی بای🔴🔴❤❤❤❤❤❤❤❤
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
گفتم داره خواب میبینه!
برای دخترا جیغ زدن هست نه ما پسرا من داد میزنیم
دوس نداری غلط میکنی میای اینجا
بابا چقدر اعتقادات جنسیتی وجود داره 😐😐
بیخیال
بعد چه مشکلی داره ما دخترا هم داد میزنیم هم جیغ پسر هارو نمیدونم ولی لطفا...
آنقدر-تفکیک-جنسیتی-نکنید
این کامنت مال یه قرن پیشه من الان اصلاح شدم
اوکی
اجی پارت بعد داستانم هنوز که هنوزه تو صفه😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
عههههههههه ماله منم من ۶ روز گزاشتم هنوز تو صفه به قول خودت باید باور کنیم که بیاد😭😭😭😭😣😣😣😣😖😖😣😣😖❤❤❤
من چرا همیشه یه حرفی میزنم اونوقت توش میمونم😐
والا نمیدونم🤣🤣🤣🤣آجی کوچولو
🤣🤣🤣🤣🤣
عالیییییییییی بوددددددد😍😍😍😍😍😍
پارت بعددددددددد😍😍😍😍😍😍😍😍
چشم عزیزم ولی هنوز تو صفه
آلن میام بالا سرت همش خواب بود من کلی گریه کردم سر این😤😤 😠
ای بابا داستانه دیگه
یعنیییی میشکمت ملیکاااا😠😠😠 همش خواب بوددددد😠😠😠 کلی گریه کردم سرش 😭😭😭 بعد میگی خواب بود 😠
خدایا من از دست اینا چیکار کنم خب داستانه دیگه واقعی نیس که
عالی
مرسی
بعدی را هم زود بزار و اینکه این هم عالی بود
مرسی
بوس بهت
حرف نداشت👌🏼👌🏼👌🏼👌🏼
مرسییییییی
خواب بودددددددددددد
میکشمت ملیکا الان میام دم خونتون
تازه نصف داستان رو خوندم
زندت نمیزارم
😳😳😳😳😳😳نمی تونی منو بکشی الان میرم آمریکا که پیدام نکنی😏😏
روتو برم منو کشتی الان میگی میرم امریکا
بله الان تو آمریکا هستم الان شب هست و در و پنجره هارو قفل کردم که تو نیای خونه
مسخره
اسم بابات اصغره😏😏😒
پسرداییت کفتره
کفتر نیستم ادمم
بیروووووووووووووون😐
قصد توهین نداشتم!!!
آها کم مونده بود بیرونت کنم داداشی😁😁😆ببخشید
من دخترممم
خیلی بهم برخورد
وایییی ببخشید یه پسری درست مثل شما این عکس رو گزاشته بود باهاش دوست بودم فکر کردم تویی😐
من بهت گفتم مهسا 12ساله
ها نگفتم پسر