سلام دوستان امروز یک داستان باحال درست کردم امیدوارم که خوشتون بیاد
از زبان لیدی باگ: خداحافظ پروانه کوچولو کت نوار گفت:لیدی باگ ارباب شرارت نمی خواد دست از این کاراش برداره گفتم اون سنگ دل تا به ارزوی شیطانیش نرسه دست بر نمی داره بعد رفتیم خونه از زبان کت نوار:داشتم میرفتم خونه که یک دفعه یک چیز سیاه امد رو چشمم و بی هوش شدم
از زبان مرینت:رفتم خونه و گفتم خال ها داخل و بعد خوابید صبح با صدای زنگ گوشیم پا شدم ساعت نگاه کردم دیدم شده بود سریع رفتم به مدرسه دیدم ادرین نبود و بعد به نینو گفتم ادرین کجاست گفت منم نمیدونم کجاست گوشیم جواب نمیده به الیا گفتم نکنه اتفاقی افتاده وای نه از زبان الیا: دختر حالا یک روز ادرین نیومده مگه چی شده اخرت که نشده از زبان مرینت:باشه بابا شاید راست میگی (بعد از مدرسه)وقتی رسیدم خونه دیدم نادیا شاماک داره اخبار میگه ارباب شرارت یکی رو شرور کرده سریع به لیدی باگ تبدیل شدم
بعد از اینکه به لیدی باگ تبدیل شدم رفتم تا شرور را شکست بدم دیدم کت نوار نیومده بعد از شکست دادن شرور خیلی تعجب کرده بودم که چرا کت نوار نیومد و رفتم پیش استاد فو گفتم کت نوار چرا نیومد و چرا سه هفته هست که ادرین نیست استاد فو گفت مرینت باید بدونی کت نوار دزدیده شده و با تعجب گفتم ادرین چی استاد فو گفت خب ادرین همون کت نواره که یعنی اونم دزدیده شده من خیلی تعجب کرده بودم و گفتم کی دزدیده استاد فو گفت اینو باید خودت بفهمی بعد رفتم خونه مامان بابام مثل جن یک دفعه ظاهر شدن و گفتن کجا بودی گفتم با الیا رفته بودم کتابخانه
گفتن الیا گفت غایب بودی گفتم رفته بودم بیرون گفتن باشه ولی دفعه بعد زود تر بیا ما نگرانت میشم گفتم باشه بعد رفتم تو اتاقم وهمش تو این فکر بودم کت نوار یا همون ادرین الان کجاست و بعد خوابیدم صبح تیکی بیدارم کرد و گفت یک شرور امده سریع تبدیل شدم به لیدی باگ وقتی که شرور رو شکست دادن پستچی امد و گفت یک نامه برای لیدی باگ نامه رو گرفتم دیدم از طرف ادرین بود سریع نامه رو باز کردم دیدم نوشته
لیدی باگ عزیز من ادرین هستم و بگم من کت نوار هستم من از طرف ارباب شرارت و مایورا دزدیده شدم ولی یک اتفاقی افتاد من در حالت کت نوار دزدیده شدم ولی الان نزدیک ۲ ماه است که از حالت کت نوار به حالت ادرین برنگشتم ممکنه اتفاقی واسه معجزه گرم افتاده باشه و خواستم بگم من داخل خونمون یک زیرزمین است من انجام زندانی شدم و فقط خواستم بگویم که وقتی مردم خواستم بگم من دوست دارم
من سریع رفتم تو خانه ادرین و گفتم به اقای اجراست ارباب شرارت اینجاست و توی زیرزمین خانه شما است اقای اگراست گفت همچین چیزی غیر ممکنه ما در همه جای خونمون دوربین داریم اما ارباب شرارت تو دوربین نیست گفتم اقای اگراست شما بهتره اینجا بمونین ارباب شرارت ممکنه دوربین اونجا رو قطع کرده باشه که یک دفعه صدای جلیز جلیز امد داشتم به حالت اولین بر میگشتم گفتم من دارم به حالت اولین بر می گردم ولی اگه هرچی فهمیدید به من زنگ بزنین رفتم خونه از زبان گابریل:
به ناتالی زنگ زدم گفتم ناتالی هنوز کت نوار چیزی نگفته(منظورش اینه نگفته نگهبان معجزه گرها کجاست)ناتالی گفت نه قربان ولی دارم سعی می کنم چیزی از سر زبونش بکشم بیرون گفتم باشه و بعد گفتم لیدی باگ من دارم برنده میشم حالا خودمو دوباره تبدیل به شرور قرمز می کنم و کلی از ادم ها رو شرور می کنم و حالا که کت نوار هم پیشت نیست نمی تونی شرور هامو شکست بدی هاهاهاهاها (خنده شیطانی) از زبان مرینت:تیکی گیج شدم چیکار کنم دو ماهه که ادرین یا همون کت نوار گمشده چه کار کنم تیکی گفت
مرینت تو می تونی از رد یابی لیدی باگ استفاده کنی مرینت گفت رد یاب چرا تا حالا چیزی درباره ردیاب نگفتی تیکی گفت استاد فو گفته بود که تا زمانی که اتفاق بدی نیفتاده بهت نگم مرینت گفت حالا چه جوری کار می کنه تیکی گفت یادته تو یویوت یک رمز بود مرینت گفت اره یادمه و تیکی گفت اون رمز ردیاب است بازم تیکی گفت در گوستاو بیار مرینت و رمز ردیابو گفت مرینت گفت پس تیکی خال ها روشن
و رمز رو زد ردیاب اومد و گفت کسی که می خواهید پیدا کنید را بگید گفتم ادرین اگراست دیدم ردیاب خونه ادرین رو نشان داد و ردیاب گفت ادرین اگراست اینجا است خیلی تعجب کردم و سریع رفتم خونه ادرین که یک دفعه
دوستان ببخشید جای هیجانیش کات کردم امیدوارم که خوشتون اومده باشه خدانگهدار ✋
خیلی باحال بود،پارت بعد را بذار و لطفا لینکش را هم بفرست