خب کی اس آرمی ها اینم پارت سوم 💛 امیدوارم خوشتون بیاد💛
خب دوستان از اونجایی که الان که من دارم اینو میذارم پارت قبل هنوز منتشر نشده درست یادم نمیاد چی گفته بودم برای همین اصلاح میکنم : الان که ساعت هشت صبحه و تو داری با یه تیشرت راه راه سفید خاکستری و شلوارک جین میری به خوابگاه اعضا پنج روز از موقعی که استخدام شدی میگذره دقیق یادم نمیاد گفته بودم یا نه ولی اگه نگفته بودم شما پنج روز بعد حساب کنین .
میرسی به خوابگاه . میری داخل و میبینی هیچکس تو هال نیست پس احتمالا هنوز کسی بیدار نشده . ( تو کلا خیلی پررو و راحتی یعنی احترام محترام و خجالت و شرم و حیا کلا صفر 😐🤦♀️💔🔪😹 ) میری میشینی رو مبل و کیفتو پرت میکنی اون یکی سمت مبل و تکیه میدی . حوصلت سر میره پس میری تو یخچالو میگردی یه بطری شیر موز پیدا میکنی . یکمشو میریزی تو لیوان و میشینی رو مبل و آروم آروم میخوری .
همینطوری چهار زانو رو مبل نشستی که جیهوپ از اتاق میاد بیرون ...... از زبان جیهوپ : از خواب بیدار شدم .... از اتاق رفتم بیرون که منیجرو تو هال دیدم ..... نشسته بود رو مبل داشت شیرموز میخورد 🥺💛 ( ندای درون جیهوپ : خب شیرموز میخورد دیگه فاز تو چیه که چشمات قلبی میشن 😐💔🔪 ) جیهوپ تو دلش : ه.هان ؟ ....هیچی خب شیرموز خوشمزس اره برای همین . ندای درونش : آهان ....باشه منم گوشام درازه ...... . جیهوپ : چرا سر صبحی گیر میدی ؟ 😐💛 . ندا : کیف میده 😎😹💛 جیهوپ : قانع شدم 😐🤚💛)
اهم اهم برگردیم سر ماجرا : از زبون بنده : تو همینطوری سرت پایینه پس اول جیهوپو نمیبینی ..... یکم بعد جیهوپ به خودش میاد و میاد جلو و میگه : منیجر ؟ . تو : سلام 👋 . جیهوپ : میگم .... خوش اومدی ولی چطوری اومدی داخل ؟ ..... . تو : از رو کلید خوابگاهتون یه کلید دیگه ساختم😎💛 . ( تو نساختی دادی ساختن ) جیهوپ همونطوری اونجا وایساده که جیمین از اتاق میاد بیرون : چشماشو میمالونه ..... بعدشم یهو چشماش درشت میشه و لبخند میزنه و میگه : فکر کنم چشام آبلالو گیلاس میچینه 😀💔🔪 ( 😐😹💔🔪 )
جیهوپ : منظورت آلبالو بود دیگه 😐💛 . جیمین : آره همون آبلالو . جیهوپ : خب پس نه نمیچینه ..... چیدن دوست نداره .... منیجر واقعا اینجاست 😐🤚 . جیمین : جان من ؟ ....یااااا منیجر اینجا چی میگه 🤐💔🔪🤚 . تو : دستت درد نکنه عملا میگی پاشو برو گمشو 😐💔💛 .
جیمین : هاان ؟؟؟ ....نه منیجر این چه حرفیه فقط تعجب کردم ..... خب چیشده معمولا تو کمپانی همو میدیدیم ؟ . و میاد میشینه رو مبل جیهوپم میرع دستشویی . تو : خب امروز قراره تو یه ورایتی شو باشین منم گفتم بیام اینجا مستقیم بریم اونجا . جیمین : اهان
یکم بعد کوکی و جین هم از اتاقا میان بیرون : کوکی تا شیرموزو تو دستت میبینه داد میزنه : واییییییی !!!! شیرموز عزیزم😭😭😭💔💔💔 . تو : آروم باش بابا خودم برات میخرم تازه هنوز کلی مونده 😐🤚 . بخاطر داد کوک اول تهیونگ ، بعد نامجون از اتاقا میان بیرون ، آخر سرم شوگا میاد و به کوک میگه : مردم آزار آنتی خواب چرا داد میزنی ؟؟😐👊 💔🔪 .
تو دوباره به بقیه هم میگی که بخاطر ورایتی شو و با اون کلیدی که از رو کلید اصلی خوابگاه زدی اومدی ........ یک ساعت بعد: جین تو آشپزخونست و داره صبحونه درست میکنه ..... کوکی هم داره بهش کمک میکنه ، جیمین و تهیونگ میزو میچینن ، شوگا همینطوری نشسته رو مبل ، جیهوپ داره نوشیدنی آماده میکنه ، نامجون هم رو مبل تک نفره نشسته چون نمیذارن به جایی نزدیک شه میترسن همه چیزو بشکنه ( بچم 😐🥺😹💔🔪 ) .
تو : یااا شما ها چرا انقدر هولین .... همبشه واسه صبحونتون انقدر کار میکنین ؟ 😐💔🔪 . نامجون : نه آخه منیجر بهتر بود قبل اومدن یه خبری چیزی میدادی آخه ما واسه صبحونه مهمون داریم ؟ . تو : خب چرا نگفتین باشه گم میشم میرم 😐🤚 . نامجون : عه عه منیجر چرا انقدر جو میدی من منظورم این نبود که برو ..... یکی از دوستامونه تو هم بمون باهم صبحونه میخوریم . تو : اگه اینطوری میگی باشه .
یکم میگذره و حالا اعضا کامل میزو چیدن و شما منتظر اون مهمونین که بیاد . نشستین رو مبلا که صدای زنگ میاد .... اعضا پا میشن میرن دم در و درو باز میکنن .......
درو باز میکنن و یه پسر که موها و چشماش قهوه ایه میاد داخل .... اعضا باهاش سلام و علیک میکنن .... تو اول نمیشناسیش ولی بعدا یادت میاد و فوری بقیه رو میزنی کنار و میری بغلش میکنی و میگی : وایییی زردنبو فکرنمیکردم اینجا ببینمت 😀😀☺️☺️☺️🤩🤩🤩💛💛💛💛💛 .
تو ولش میکنی و میای عقب ... اون اول متعجب بهت نگاه میکنه ولی بعدش با خوشحالی میگه : کارامل ؟ ....واییییی نمیدونی چقدر خوشحالم که اینجا میبینمت تو کی اومدی کره ؟!؟! 🤩🤩🤩💛💛💛💛💛 . تو : خودت کی اومدی 😀💛💛 . اعضا همینطوری دارن هنگ نگاتون میکنن ........... خب دوستان این پارت هم تموم شد 💛 امیدوارم خوشتون اومده باشه 💛 حتما تو کامنتا نظرتونو بگین 💛 عتشقتونم 💛💛💛💛💜💜💜💜 بای 👋
آنقدر خندیدم وقتی گفتی زردنبو🤣🤣🤣🤣🤣
عالی❤❤❤
فقط قسمت انتی آزار شوگا و ابلالو جیمین 😂😂😂😂
عالیییییی بود🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
اون بخش آنتی خواب شوگا و ابلالو جیمین رو دوست داشتم😂😂😂😂
دمت گرم عالی بود فقط عاشقانه ش کنی ها 😉😊💜
قراره بشه گل جان یکم صبر کن😹💜💜❤❤
نچ نچ نچ ، باید پسررو بگی پسرعموته که دوست دختر داره و هوپی راحت با کامیل ازدواج کنه و تمام .
نیس نیس نیس قرار نیست اونطوری شه 😹🔪💜
عالییییییییییی بود
منتظر پارت بعدی هستم
لطفا زود بزار😘😘😘😘😘
پس لحظه عاشقی چرا نمیاد 😭😭😭
چون عدم تایید شد هنوز داره بررسی میشه امیدوارم زود بیاد 😓💔
واااای نگو پسره عشقشع 😐 ولی باحال میشه هوپی حسودی مکنه😜💛💚💛💚💛
خیلی عالییی
عععععااالللیهههه دختر عالیه🤩🤩🤩🤩🤩💜💜💜💜
زود ادامشو بزار عاشق این داستانت شدم🤩💜💛