
سلامممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم گوشیم پوکید انقد نوشتم😐🥲💔 خب پارت 3 معجزه آسا اومدددددد تویی ک عین روح میخونی و میری دوتا شکلک هم بدی خوبهههه نزار قسم بدم ک بزور بری نظر بدی با زبون خوشششش برو همین الان کامنت بده بدو بدو بدو منتظرم یالا ورا هنو داری میخونی د میگم برو عجب هنوزززز داری میخونی د میگم کامنت بدههههه 😐😐😐😐😐😐😐😐ادامه نمیدم اصن بای صفحه ها دیکه هم همینه برو کامنت بده یالا کامنتا بیشتر نشن سری بعد قسم میدم . . . .. . . . . . . . . . کامنت دادی؟ برو بده دیگهههه افرین لطفا بروووووووووو 🙁🙁🙁🙁برو دیگه هرکی کامنت نده خره اصن ب من چ بای . . . . . . . . . . . . . . . هنو کامنت ندادی؟ خیلی بدی؟
پرستار اومد نم پارت قبل گفتم دکتر؟ 🥲🤣ولش یارو اومد همه دویدیم سمتش ریختیم روشششش دکتره بدبخت ترسید نزدیک بود فرار کنه ک پدر ادرین ب حرف اومد چ بلایی سر پسرم اومده؟ هااااا؟د یالا بگو دکتر:اجازه بدید اقای اگر ست اینجا بیمارستانه شما نباید صداتون رو.... ناتالی:بهتره حرف تون رو ادامه ندید و بگید حال ادرین چطوره دکتر:ها ها او اون خوبه فقط فقط.. مرینت: فقط چیییی دکتر:ی فراموشی موقت گرفته فقط همین گابریل:فقط همین ی جوری میگید فقط همین انکار ی تار موش کنده ت وظیفته پسر من خوب شه اک نشه من میدونم و تو فهمیدیییی ناتالی:قربان کافیه گابریل:میفهمی چی میگه پسر من فراموشی گرفته ناتالی:گرفته ولی کوتاه خوب میشه گابریل:شایدم نشه اونوقت چی؟ ناتالی باید یکی از دوستاش رو بگیم بیاد پیشش تا خاطراتش رو یادش بندازه.. اره اره بهترین پرستار ها رو واسش میکیرم اره خودشه«اینجا گابریل داشت راه میرفت و فکر میکرد و بقیه هم عین اردک دنبالش بودن»
اردکا چیز ببخشید همه گفتن خب کی گابریل بعدن فک میکنم ناتالی بریم خونه 4 ساعت دیگه کسایی رو بفرس بیان دنبال ادرین گابریل و ناتالی رفتن نینو هم رف دَدَ مرینت:یکم موندم داشتم میرفتم ک ی .. پرستار:دنبال یکی از همراهای اگر ست میگشتم یکیو پیدا کردم دیدم سمتش خانم خانم مرینت:بله😐 پرستار : چیز ببخشید😅اقای اگر ست ب هوش اومدن میتونید برید باهاشون کمی حرف بزنید دستور دکتره برید کمی از خاطراتتون بگید مرینت:چی چرا زودتر نگفتی بد رفتم و خوردن ب درباره ک پرستاره 3 دور دور خودش چرخید🥲 دویدم سمت اتاق ادرین...
خب بچه ها تمام شد کامنت یادتون نره هههههه شوخی کردم برو اسلاید بعد🤣😅 کامنت یادت نره هه🥶
رفتم دم در اتاقش دیدمش رو تخت نشسته بود سرش باند پیچی شده بود و ی لباس ابی کمرنگ روشن تنش بود نور میخورد ب صورتش موهاش طلایی تر شده بودن و چشمای سبزش ت افتاب اههههه چقد زیباس واقعا جذابههه𓆩😊𓆪 𓆩😊𓆪 𓆩😊𓆪 𓆩😊𓆪 𓆩🥺𓆪 𓆩🥺𓆪 𓆩🥺𓆪 𓆩🥺𓆪 خدای من یهو دستش رو گرفتم جلو چشماش و نگام کرد ب خودم اومدممم وای مرینت:اوه سلام ادرین😅 ادرین:سلام ادرین؟ پس اسم من ادرین درسته؟ مرینت؛:اوه اره اسم تو ادرین ادرین:بیا اینجا و درموردنقش بگو بگو کیم مرینت رفتم روی صندلی روبه روش نشستم
رفتم دم در دیدمش با ی لباس ابی کمرنگ روشن نشسته بود رفتم ت خیالات افتاب میخورد ت صورتش با اون موهای طلاییش با افتاب طلایی تر میشد افتاب میخورد ت اون چشای سبز قشنگش و اذیت شد دستشو گرفت جلو چشماش و صورتشو کرد اینور ک منو دید𓆩🥲𓆪 من مات مبهوت عین زامبی بهش زل زده بودم و اون با قیافه کیوتش وقتی منو دید
او نبا قیافه کیوتش منو دید و خندش گرف صب کن صب کن منو دید واااااااااااااااااهاهاهاااااااااااااا ییییییی یهو پریدم هوا چرخیدم دور اتاق اومدم زمین خوردم اینور اونور افتادم جلو پاش سریع کمکم کرد تا بلند شم چه ابروریزی ای شد مرینت:عاااا بب ببخشید ادرین ادرین:ادرین اوه پس اسم من ادرینه هوم اسم قشنگی دارم😅 مرینت:اره خیلییی 𓆩🥺𓆪 𓆩🥺𓆪 ادرین:😅 مرینت:عاا چیزه منظورم عادی بود همه اسما قشنگه یهو در گوشم گف ادرین:ت مطمئنی مرینت:نفس هاش در گوشم میخورد قلبم تند تند میزد چن ثانیه همینطور بودیم مرینت:عااااا اره البته مردیم هوا «ببخشید بچه ها من اینجا رو قبلا نوشتم از جایی ک اومد ت اتاق بعد پاک شد اینجاش برا همین اک دیدین ی ما ی چی نبود کم بود نقص داشت ببخشید اینجا مثلا مرینت تاحالا کنارش رو تخت نشسته بود soory»
ادرین:باشه باشه چرا شلوغ میکنی😐 مرینت:شلوغش نکردم ادرین:میدی مرینت:یااااا جد و ساداتتتتت چی میگی چی میدی و زری میزنی پسره بیشور منحرف و شروع کردم با کیف ب زدنش ادرین:چت ههههههههه😐😐😐😐😐😐😐😐منحرف منم یا ت اب رو میگم اب بده اب تشنمههههههه تشنمههههههه اب میخوامممممممممم😐😐😐 مرینت:هییی خاک ت سرم ابروم رف وای من چقد منحرفمممم وااای
مرینت:وای واقعا ببخشید الان میدم ادرین: چی😅🤣 مرینت:😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐 ادرین:sorry 🥲 مرینت:بیا این ابو بگیر کوفت کن من برم اصن باورم نمیشه این ادرین باشه همین طور غر غر زنان رفتم
پایان پایان پایان پایان کامنت کامنت کامنت کامنت لایک لایک لایک لایک فالو فالو فالو فالو بای بای بای بای 🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
پارت 5 در حال برسیه و این هم پارت 4 اشتباهی زدم 3 دیگه عدد نمیزنم خودتون بدونید بدتر میشه
بچه ها حواستون باشه این پارت 4 و پارت بعدی ک قراره بیاد پارت 5
عالی بود زوذتر بعدی رو بزار منتظریم
یک نگاه به پروفایل منم بنداز
ممنون چشم حتما🙂❤
بعدی رو کی میزاری؟
پایان جوابتو دادم بخدااا🙂🙂🥲🥲
آهان 😅😅
🙂❤😅
وااای بچه ها ببخشید ابن پارت 4 نه پارت 3 پارت قبلیش بزارید بگم
پارت1: معجزه آسا
پارت2:معجزه آسا 2
پارت3:معجزه آسا
پارت4 :معجزه آسا 3
بچه ها ببخشید به اشتباه بعضی هاش نام گذاری شده اخری هم پارت 4 نه 3🙁😶
سلام بعدی رو کی میزاری؟
دیگه هروقت حداقل ی 7 نفر پیام بدن هروقت وقت داشتم احتمالا فردا بزارم یا پس فردا
بچه ها کسایی ک دنبالم کردن دوس داشتن بکن دنبالشون کنم
عالی بود
مرسیی
عالیییییی بود زودتر بعدی رو بزار داستانت خیلی قشنگه🌹🌹♥♥
ممنونم گلم 🙂
مرسییییییییی
خواهششش🙂🙂
💜
💙
عه راستی فک کنم ت یکی از اون روحا بودی 🤣بازم تشکر بخاطر همین قلب 🙂😁😅🥲
😅😅
فالویی بفالو
فالویی