(از زبون نیا : خلاصه انقد بهم نگاه کردیم که تایم تموم شد و منم احساس کردم فیلم هندی شده😂. نگهبان صدام زد و هردومون به خودمون اومدیم اونم سریع امضا کرد و منم انقد سریع کاغذ رو ازش گرفتم که نزدیک بود پاره بشه. اصلا برام مهم نبود فقط سریع گرفتم و در رفتم و به سمت هتل راه افتادم.
وقتی رسیدم بقیه دخترا ازم پرسیدن که کجا بودم و چرا انقد طولش دادم منم برای اینکه جواب ندم یه خمیازه طولانی کشیدم و گفتم که خیلی خوابم میاد و رفتم تو تختم و سعی کردم بخوابم. صبح روز بعد برای تمرین دنس دبیومون به کمپانی رفتیم
اما من نمیتونستم از فکر دیشب در بیام و کلی سوال داشتم اینکه اون واقعا خودش بود؟ چند ساله تو این حرفس؟ چند ساله کارآموزه؟ مگه ما بهترین دوستای هم نبودیم؟ پس چرا راجب اودیشن و کاراموز بودنش چیزی به من نگفته بود؟. یهو با صدای لنا به خودم اومدم. لنا:آهای. نیا کجایی؟ +منظورت چیه کجام؟ دارم تمرین میکنم دیگه. _پس چرا احساس میکنم ذهنت درگیره؟ +درگیر چی مثلا؟ نه من خوبم حالا بیا بچسبیم به تمرین هرچی دیرتر یاد بگیریم دیرتر دبیو میکنیم. _باشه🤔
بعد از یک ماه تمرین تونستیم با اولین آهنگ دبیومون تو همون روز اول موفقیت خوبی کسب کنیم.) (از زبون کوک:....)
ادامه دارد
منتظر پارت بعد باشید
نظرات بازدیدکنندگان (0)