سلام ناظر لطفا منتشرش کن الان سه روزه که تو بررسیه دارم از قسمت ویرایش این میگم لطفاااا
از زبان ادرین: بچه ادرینا بدنیا اومد وای چقدر نازه قربونش بره دایی (عکس مارینا)
از زبان مرینت :قربونش برم خداااا عزیزم نفس گلم(یه نفس بگیر ) وای قربون صدقه کم آوردم بزار تو گوگل سرچ کنم اموزش قربون صدقه(🤣🤣🤣)
از زبان ادرین: من هنوز مرینت دوست دارم😭😭😭😭😭 از زبان لایلا: رفتم بیمارستان ادرین مزخرف هم اونجا بود رفتم بزور ب.غ.ل.ش کردم یکهو مرینت زد زیر گریه حقشه میخواست با من اون کار رو نکنه (گیج شدید لایلا چرا به ادرین فوش میده 😂 الان میگم
(فلش بک به ۵ سالگی مرینت و لایلا) (اول از همه باید توضیحاتی بدم لایلا و مرینت خواهر هستن 😁میخوام قشنگ داستان پیچ در پیچ کنم 😁لوکا پسر خاله شونه و خیلیییییییییییییی بد جنسه لایلا لوکا دوست داره و از ادرین متنفره)
زبان مرینت: داشتیم با لایلا بازی میکردیم که یهو لوکا یک تیر زد تیر واقعی بود 😱 لایلا ندید تیر رو من یک اینه بزرگ گرفتم سمت خودمون که چیزی نشه تیر خورد به اینه و برگشت و خورد به لوکا لوکا مرد لایلا هم فکر کرد من لوکا کشتم و با من قهر کرد 😭😭 (پایان فلش بک )
بچه ها من یک صحبتی بکنم میدونم که خیلی نویسنده کرم داری ام 😁 و داستان پیچ در پیچ کردم ولی لطفا لایک کنید و کامنت بزارید ممنون ادامه داستان اسلاید بعد
از زبان مرینت: یکهو لایلا دیدم بعد از ۱۳ سال رفتم و بغلش کردم (ناظر خواهرشه) از زبان لایلا: یکهو مرینت بغلم کرد درسته لوکا کشته بود اما خواهرم بود خیلیییییییییییییی دوسش داشتم منم بغلش کردم از زبان ادرین : چیییییی مرینت لایلا هم بغل کردن 😱
از زبان لایلا:تصمیم گرفتم از مرینت واقعیت بپرسم از زبان مرینت: لایلا ازم پرسید واقعیت چیه منم همه چیز براش تعریف کردم از زبان لایلا : حرف های مرینت رو باور کردم و لوکا رو فراموش کردم و جریان پارک هم برای مرینت توضیح دادم ( بیاید نتیجه ادامه داستان
سلام داستانت عالیههههه
ممنون
خودن چالش برم ببینم کیبوردم نظرش راجب ادرین چیه
ادرین در پارک ملی ایران را در سرزمینی ناشناخته است شوکه میشود سلام خانم مقدم ببخشید این انیمیشن قسمت اول طلسم و در آبکشی سلام من اومدم دیدم مرینت دوپن سلام
🤣🤣🤣🤣