سلام به همگی ،، سره حالین ،، الان ۸ دی ماه هست حالا نمیدونم این داستان کی منتشر میشه ،، من که هر روز ۱ یا ۲ تست مینویسم . امیدوارم زود منتشر بشه . فکر کنم تا این منتشر بشه تمام امتحان های لعنتی تموم بشه خدا لعنتش کنه ،، و ما برگردیم به اوضاع خوبه خودمون من که دارم از حوصله سر رفتگی و فشار نابود میشم ولی به عشق شما ها هستم و پیشرفت می کنم . خب بریم ببینیم این قسمت نیمه اکسولاتل چجوریه . بریم ببینیم .
استن : بچه فعلا داخل این بندر میمونیم تا سوخت گیری کنیم ،، پس برین بگردین . میبل و دیپر : هوراااااا . استن : و پول هارو خرج نکنین . دیپر و میبل : آههههههه . استن : قیافتون رو اون طوری نکنین برین بیرون . میبل : عمو اسی خیلی ضده حالی . دیپر : اما من تا دلت بخواد بهت پول میدم . میبل چشماش برق زد . میبل : بالاخره آرزوم بر آورده شده ،، میخواستم یه روز اینقدر ول خرجی کنم که چشم پاسیفیکا در بیاد ،، صبر کن . دیپر مقداری به میبل پول میده و میبل با اشتیاق داشت میرفت مغازه ها و فروشگاه هارو جارو کنه ببره .
فورد : میبل وایسا منم بیام ،، میخوام چند تا چیز میز بخرم پس همراهت میام . میبل : باشه بیا بریم . صدای شل صورتی میاد . شل صورتی : آخ جون کلی خوراکی ،، امروز روزه شانسمه من برم تا جا دارم بخورم ،، برم اتاقم . شل صورتی رفت اتاق و شروع خوردن کرد . استن : خب ،، اممم..چیکار میخوای بکنی دیپر ؟ . دیپر : مثله همیشه زیر نور آفتاب استراحت می کنم . بعد دیپر اکسولاتل شد و شروع استراحت کردن ،، وقتی نور خورشید به پوستش میخورد مثله رنگین کمون رنگی میشد ،، یهو یکی دیپر رو دید . غریبه : ببخشید ،، این حیوونه عجیب ماله شماعه ؟ . استن : آره ،، ماله برادر زادمه . دیپر : چی ( داخل ذهنش ) ماله میبلم .
غریبه : اسم من ویکی هست من میخوام این حیوون رو بخرم . دیپر : جان ( داخل ذهنش ) جان ؟! . استن : ببینین آقا این ماله برادر زادمهـ... ویکی : پوله خوبی میدم ،، هرچقدر بخواین بهتون میدم فقط اون حیوون عجیب رو بهم بدین . استن خیلی داشت وس وسه میشد ،، نمیدونست دیپر یا پول ،، یا پول یا دیپر . استن : کدوم ( داخل ذهنش ) رو انتخاب کنم ،، عاشق پولم و دیپر رو دوست دارم ،، کدوم ،، خیلی انتخاب سخته ،، اگه یکی رو انتخاب کنم اون یکی از دستم میره . دیپر : جان ( داخل ذهنش ) بابات یه انتخاب درست بکن . استن بعد کلی فکر کردن . استن : ببخشید ،، اما این حیوون فروشی نیست .
ویکی : باشه ،، پس با زور میبرم ،، بیاین . یهو کلی آدم ریخت که مُصلَح بودن . بعد دست و پای استن رو بستن ،، و دیپر رو انداختن داخل قفس . دیپر : آهای ،، من حیوون نیستم اینجوری می کنی . بعد یهو همه شنیدن دیپر حرف زد . دیپر : آخ ،، گاومون زایید ،، میو میو ،، من یه گربه م . ویکی : حرف میزنی ،، خیلی جالبه ولی ممکنه خطرناک باشی . بعد ویکی با شُکر برقی دیپر رو بیهوش کرد ،، کمال ناباورانه پوست دیپر که سوخته بود سریع درمان شده بود . ویکی : سریع درمان شد . باز دوباره دیپر رو سوزوند و باز دیپر درمان شد .
ویکی : چه موجود عجیبی ،، حتما باید روش آزمایش بشه . بعد ویکی داشت دیپر رو میبرد . استن : نبرینش ،، آهای کله گُنده ها . بعد استن دستش هاش رو باز کرد و داشت حساب هم رو میرسید که یکی برداشت و پرت کرد ویکی . استن میره پیشه ویکی . استن : در افتادن با من ،، ضرره زیادی بهت زد . بعد استن زنگ زد به پلیس و پلیس اومد و ویکی رو دستگیر کرد . شب شد .
اکسولاتل : استنلی پاینز ،، یه امروز بهتون سر نزدم ،، ببینین با دیپر چیکار کردی . استن : اما من کاری نکردم ،، برعکس نجاتش دادم . اکسولاتل : من کاری با این ندارم ،، فقط میگم دیپر تا الان بیهوشه چرا بهم خبر ندادی . استن : من از کجا میدونستم . اکسولاتل : شانس آوردی که فهمیدم دیپر حالش بده اومدم ،، وگرنه حالش بدتر میشد . استن : واقعا ببخشید باید بهت زودتر خبر میدادم ،، حالا حالش خوبه ؟ . اکسولاتل : اون هنوز از نظر بدنی یه اکسولاتل خیلی بچه ست ،، اما به خاطرت ذهنیت انسانیش حالش خوبه .
استن : خداروشکر . اکسولاتل : الان هاست که بیدار بشه . میبل گریه کنان میره بغله اکسولاتل : اکسولاتل دیپر کی بیدار میشه ؟ . اکسولاتل : الان هاست بیدار بشه . شل صورتی : بیاین دیپر بیدار شده . میبل به سرعت میره پیشه که اونو محکم بغل کنه که با صورت میخوره به حفاظ نامرعی ،، بعد اکسولاتل میبل رو میگیره . اکسولاتل : میبل نباید دیپر رو بغل کنی ،، چون حالش بدتر میشه . میبل : اما...باشه . اکسولاتل : دیپر حالت خوبه ؟ .
دیپر : خوبم فقط ،، پشتم احساس می کنم سوخته و یکم سوزش داره . اکسولاتل : نگران نباش به این ویژگی عادت می کنی . میبل : نمی تونم تحمل کنم میخوام بغلت کنم . بعد با صورت باز میخوره به حفاظ نامرعی . میبل : از این حفاظ نامرعی بدم میاد . بعد همه میخندن . فورد : میگم اکسولاتل میشه یکم روی دیپر... اکسولاتل : حرفش هم نزن ،، فکر کنم اگه دیپر رو بدم دسته یکی تون حتما کارش تمومه ،، شما ها خیلی خطرناکین .
دیپر : ولی من عاشق همین خانواده ی خطرناک هستم . اکسولاتل : چیزی نمی تونم بگم خانواده ی خودته . دیپر : فقط الان یکم سرم بعد داخل بغله اکسولاتل خوابش میبره . میبل : دیپر خوابید ،، مگه میشه . اکسولاتل : حتما به خاطر ذهنیت انسانیش امشب رو میتونه بخوابه .. بعد اکسولاتل سره دیپر رو نوازش میکنه . فورد : بهتر ما بریم بیرون تا دیپر بخوابه . میبل : بریم .
خب یه چالش داریم از کدوم شخصیت های نیمه اکسولاتل از فصل ۱ و ۲ تا الان خوشتون میاد رو بگین . موفق باشین .
عالی فقط یه سوال اونایی که میراکلس دوست دارن میراکولرن،اونایی که هری پاتر دوست دارن پاتر هدن،اونایی هم که کی پاپ دوست دارن کی پاپرن.بعد اونایی که گرویتی فالز دوست دارن چین؟
فن آرت آبشار جاذبه
یا فن آرت گرویتی فالز
آره یه همچین چیزایی ولی میگه گفت آبشاری
به اونا میگن آبشاری
عالی بود و اممممم اکسوپر دیگه! ولی دیپر عین قبل دیوونه ی عمو فورد نیست و به نظرم این اصلا با شخصیت دیپر جور در نمیاد که نمیخواد ماجراجویی کنه و مثلا اون موقع که دیپر گفت میتونی از همین حفاظ نامرئی کلی چیز بنویسی خیلی عجیب بود ولی حالا این یه ندل داستانه دیگه که تو این داستان دیپر نباید خیلی به خانوادش وابسته باشه!
درست گفتی اما دیپر تمام دانسته های اکسولاتل رو داره و به خاطر همین یکم اخلاقش تغییر کرده
من دیپر و استن رو دوست دارم
دمت گرم
پارت جدید آبشار هرج و مرج اومد !!
باشه
خیلی قشنگ بود
جواب چالش
مدل اکسولاتلی دیپر
خیلی گوگولیه مرسی
دوستان پارت جدید کابوس دیپر منتشر شد !!
کی دیدم آیا ؟
نمیدانم
عالي
من اکسولاتل رو دوست دارم.
مرسی
دمت گرم
ممنون و منم
👍😊
فکر کنم تو هم الان آنلاین هستی
ها؟؟؟
چه موقعی ؟؟
هن؟؟؟؟؟؟
چی شد الان؟؟؟؟؟؟
عالی بود
معلومه دیپر و اکسولاتل😁
دمت گرم منم همین طور
محشر بید
ممنون