بچه ها چطورین؟؟ اینکار پارت اولم امیدوارم خوشتون بیاد اگه حمایت کنین زود به زود پارتاشو میزارم🖤
(بچه ها مامان و بابا و خاله ی ا/ت پلیس هستن) مامان ا/ت: چطوره برای اینکه مافیا رو گیربندازیم پسرشو بدوزدیم که وقتی مافیا برای نجات پسرش میاد اینجا دستگیرش کنیم؟ پدر ا/ت: آره فکر عالیه (امروز تولد۶ سالگی ا/ته) از زبون ا/ت: امروز تولدمه و خیلییییییییییی خوشحالم ولی چرا مامانو بابام نمیرسن🥺🥺
از زبون خاله ا/ت با خودش : یعنی اینا کجا موندن چرا نمیرسن؟ نکنه چیزی شده باشه؟ توی همین فکرا بودم که گوشیم زنگ خود، از طرف اداره بود. خاله ا/ت: بله بفرمایید چیزی شده؟ از اداره: خانم خواهرتون و همسرشون توی عملیات فوت شدن. از زبون خاله ا/ت: چییییییییپییی با شنیدن اون خبر احساس کردم قلبم خورد شد😭😭😭😭 چرا آخهههههه (بعد از اون اتفاق خاله ی ا/ت،ا/ت رو به سرپرستی قبول کرد)
(وقتی پدر و مادر ا/ت پسر مافیارو میدوزدن و مافیا برای نجات پسرش میاد نه تنها پسرشو میبره بلکه مادر و گپدر ا/ت رو هم میکشه) وقتی ا/ت ۱۴ سالش میشه کلیییییییی کلاس های تکواندو و دفاع شخصی و ... میره. (پرش زمانی به۱۸ سالگی ا/ت):
از زبون ا/ت: خیلییییییییییی خوشحالم که توی این مسابقه برنده شدم و کلی مدال طلا گرفتم باید سریع برم خونه و به خالم خبر بدم. وقتی رفتم خونه دیدم در خونه بازه وقتی رفتم داخل دیدم روی زمین قابله و... افتاده بود و روی زمین لکه های خون بود. چییییییییپییی بادیدن اون صحنه خشکم زد، شکه شده بودم به سر خالم شلیک کرده بودن ، خالم مرده بودد 😭😭🥺🥺
هنوز شکه بودم که یه نامه پیدا کردم که تو نامه نوشته بود همونطور که پدرم مامان و باباتو کشت من هم خالت رو کشتم از طرف گروه مافیایی جئون وی
با خوندن اون نامه یه داد بلند زدم: انتقاممو ازتون میگیرمممم🖤😭
امیدوارم خوشتون اومده باشه قشنگا اگه حمایت کنین زود به زود پارت های بعدو میزارم❤ فالو=فالو دوستون دارم😻
خوبه پارت بعد رو بزار 💙🍭
کی پارت بعدی رو میزاری؟
زوددددددد پارت بعد رو بزار
چشم حتما
🥰🥰🥰🥰🥰🤗🤗🤗🤗🤗🤗
عالیه حتما داستانت رو ادامه بده💛🍓
چشم عزیزم حتما❤