کت نوار روی پشت بوم وایساده بود و لیدی باگ که بهش رسید گفت:پیشی نباید اونجوری
_آها ببخشید خانم رئیس از این به بعد حواسمو جمع میکنم
+ چرا نمیخوای بفهمی من نگرانتم؟ یه اشتباه ممکنه هویتامونو فاش کنه
کت نوار همچنان پشتش به لیدی باگ بود: تو که خوب داری انجامش میدی
+بعد از آشکار شدن هویت شدوماث مثل سابق نیستی نمیخوای درموردش باهم حرف بزنیم؟... دستشو گذاشت روی شونه کت نوار:من همیشه برای شنیدن حرفات اینجام...اگه این چند روزه خیلی رئیس بازی در آوردم متاسفم من فقط....
کت نوار دست لیدی باگ رو از شونه ش برداشت و گفت: من بهت نیازی ندارم نه تو نه مردم و نه به توجهتون...همیشه خودم بودم بازم هم میتونم ادامه بدم
لیدی باگ با یه نگاه افسوس بارانه به کت نوار نگاه کرد:کت...
کت نوار هم دوید و رفت.
میمیرم برای داستانت
آره بزار ادامشو 💌🐇
فالویی بفالو 🎀🌸
چشمممم فالویی
به نظر کن که خیلی خوبه حتما ادمشو بزار😁
با کمال میللللل
عالی دنبالت کردم
ممنووون دنبالی
هوووووو اولین کامنت
XD خوبه بنظرت بذارم ادامه شو؟
آره
درواقع نظر من مهم نیس تنها کاری که خودت فک میکنی خوبه رو بکن