سلام من امدم تستچی یکی از دوستام گفت بیا اینجا منم امدم اگه میخواید بفهمید دوستم کیه سرچ کنید Gravity falls 3 پارت ۱ تمام تستاشو پیدا میکنید بریم سر اصل مطلب من دنیای سایفر که دوستم اسمشو گذاشته بعد 180(دلیلش جمع ضاویع های مثلث 180 هست)تعریف کنم ولی یکم آتیش عشقم داره❤
در دنیا اتفاقاتی افتاد فردی به نام اشکال با قدرتی که داشت بُعدی ساخت که حکم رانانش سایفر نام داشتن و اون فرد میدونست بهترین کسی که میتواند از قویترین موجودات آونجا یعنی 3 نفر محافظت کنه یک مادره اون مادر فضیفه بزرگتر کردن اونها رو داشت ولی سازنده 2 خواهر دیگر هم برای اون سه نفر گذاشت و فضیفه خود مادر بود که اسم اونها رو انتخاب کنه
مادر اسم اونکی از اول بدنیا امدن دنبال راهی برا ازیت کردن برادراش پیدا کنه گذاشت بیل اسم مهربونه رو گذاشت ویل خشمگینه رو گذاشت کیل و نبت به دخترا رسید اونکی قیافش شبیه برادرش بیل بود گذاشت تیل و یکی که لبخند میزدو گذاشت گیل ولی اشکال برگشت و یه بچه دیگه ساخت پسر بود؛ بعدش رفت اسم اونو گذاشت تِد
سال ها گذشت برادرا و خواهر(راستی شکل مثلثی داشتن ولی خودتون میدونید)راهی پیدا کردن که بتونن بعدی که مجوداتی خاصی دخلش داشت رو به بینن این بعد هم مجوداتی داشت ولی یکی نوع از اونا برای چند تا از برادرا (بیل، ویل و کیل) جالب بودن اینا از روی اونا قیافه ای برا خودشون ساختن(شکل انسانی)و شبیه اونا شدن یعنی انسان ها کم کم خبرش تو بعد های دیگم پخش شد بعضی ها هم شبیه اونا عمل کردن ولی بیشتر حکم رانان بعد های مختلف این کارو کردند.
یکی از اون بعد ها، حوکم رانانش چایفر بودن(دوستم اسمشون رو گذاشته)(مربع بودن)روزی ها طی شدن دروازه بین بعدی ساخته شد و سایفر ها و چایفر ها باهم دوست شدن بیل و ویل با هم به یه جشن 2 بعدی رفتن(جشن 2 بعدی جشنیه که افرادی از 2 بعد باهم ملاقات میکنن ولی در بعدی که پیشنهاد جشن رو داده باید جشن رو برگزار کنه)بیل و ویل با چند نفر از مردم بعدشون رفتن به بعد 200 یا همون چایفر ها
(از اینجا به بعد صحبت ها شروع میشه)وقتی رسیدن بیل استرس داشت ویل گفت چته بیل میگه اولین بارمه ویل میگه کیل وقتی امد اصلا استرس نداشت منم استرس داشتم اما با قدرتم جلوشو گرفتم😉 بیل میگه تو قدرتشو داری ولی من نه ویل میگه بیا اینم از این، جلوشو گرفتم بیل میگه منم قدرت دارم؟ ویل میگه چند سال پیش تو بودی که یه چاه درست کرد که تِد برای 2 ساعت توش داشت می افتاد و من برش گردوندم به عبارتی دیگه چاه بی انتها ساختی
بیل مبگه 😅 اون روز رو فراموش داشتم میکردم ولی خیلی خنده دار بود ویل میگه برا تِد اصلا خنده دار نبود بیل میگه منو تِد با هم خوب نیستیم کیلم که همش از همه در میره اصلا از اجتماعی بودن خوشش نمیاد ویل میگه بیخال بریم انسان بشیم بیا بخورش بیل میگه این چیه ویل گفت جادوی انسان شدنمون رو تو بطری کردم بیل میگه بده ویل میپرسه چطوره بیل میگه عالیه جادو فقط بهمون میخکرد اما این طعم خوبیم داره
ویل 🤣🤣🤣 میگه خو..خو...خوش مزه تو به شیکمت اهمیت میدی بیل میگه شکل انسانی روم تعصیر گذاشته ویل میگه باشه بیا بگردیم این قصرو میخوام همه جا و یه نفرو نشونت بدم بیل میگه ی..ه..نفر اون کیه ویل میگه میخوام بهش این معجونو بدم به بینم نظرش چیه بیل میگه شیطون دختره کیل میگه اِ..اِ..اِ از کجا فهمیدی بیل میگه تو با صورتت و رفتارت ضایع بود ویل میگه بخیال بریم بیل میگه بریم
ویل میگه رسیدیم بیل میگه خوبه شیطون ویل میگه مسخره نکن بیل میگه جدی دختر قشنگیه بزار به بینم انسانیش چجوری میشه ویل میگه سلام کیلا کیلا میگه سلام این کیه کیل میگه بزار معرفی کنم بیل این... بیل میگه میدونم کیلا ویل میگه هیچوقت عوض نمیشی بیل همیشه ازیت میکنی ویل میگه کیلا این...کیلا میگه میدونم بیله ویل میگه تصمیم گرفتید رو اصاب من برید.
کِیلا میگه🤭دیدم خوشت نمیاد گفتم ازیتت کنم ویل میگه اف ولش کن بیا اینو بخورش کیلا کیلا میگه این چیه ویلم توضیح میده و کیلا انسان میشه و بیل واو چقدر خوشکل تر شد شما خوش باشید من میگردم کیلا میگه بیا این نقشه گردشی قصره بیل میگه ممنون فعلا راستی ویل اون دختره و بهتره فکر بدی به ذهنت نزنه ویل میگه بیل عوضی و یه مشت میکوبه تو صورت بیل و میگه اون تویی که همیشه فکرای بد به ذهنت میاد
بیل میگه فعلا بای و همینجوری که میره میرسه به یه اتاق داخل اون اتاق پر از کتاب بود به عبارتی کتاب خونه بود بیل رفت بخش تاریخ و یه اتاقم بقلش به نام اشراف سلطنتی بود بیل تو ذهنش گفت من که از اشراف سلطنیم پس میتونم برم و بعدش یه اسکن اشراف سلطنتی بیل رو اسکن میکنه و اجازه ورود میده بیل متوجه میشه یه قفسه با بقیه شون فرق داره و کتاب های اونجا رو برداشت و ناگهان در مخفی باز شدو یه دختر داشت اونجا رو میگشت و وقتی همو دیدن هر دشون از ترس جیق زدن پایان
پس بالاخره یه کیپر دیگه یا بهتره بگم یه طرفدار کیل دیگه توی تستچی پیدا شد بینم طرفدارشی ؟؟
داری به من میرسی ولی من کلی سری نوشتم
عالی بود و جالب بود
حاجی این تازه اولین داستان ایشون بود ،، نکنه منو با این اشتباه گرفتی 😂😂 میگم باید اسمشو عوض کنه.
باش عوض میکنم