این برای کساییه که تازه میخوان شروع به خوندن داستانم بکنن😁💕
خببببب اول بریم سراغ معرفی شخصیت های نسبتا اصلی و اصلی 🙃
این خشگله ای که میبینید همون سوفی خودمونه🤧🖤✨
و ایشون هم قراره اگاتا باشه 😁
هورت که ایندفعه نقش خیلی مهمی داره🥺🐺
و تدروس پادشاه کملات که کارکترش رو تو اسلاید مشاهده می کنید👑🤞
این گوگولی مگولی هم که مشاهده می کنید شخصیت جدیدیه که خودم اضافه کردم. اسمش رِیوِن هست و همونطور که کلا معلومه نور انگشتش بنفشه در واقع همچیش بنفشه و یک ِالفه. نسبت به یه دانشآموز مدرسه ی شرور ها یکم روحیه ی لطیفی داره ولی به موقش هم اون روی دارکش رو نمایان میکنه. عاشق خفاش ها و گربه های سیاهه و قراره بشه دوست جون جونیه سوفی.
و نیکولا خانم😐🤞 که ایشون هم مثل ریون یه شخصیت تقزیبا فرعیه و دوست جون جونی اگاتا. ایشون هم مثل سوفی و اگاتا اهل گاولدون بوده و به مدرسه ی خوب ها رفته. یه کتاب خون قهاره و نور انگشتش نارنجیه. خیلی دوست داره مثل اگاتا رئیس باشه و اوضاع رو به دست بگیره. خیلی شجاع هم هست. تامام😐نمیدونم چرا اصلا ازش خوشم نمیاد😂💔
خب یه توضیح کوتاه: این داستان بیشتر درباره ی سوفی و هورت هست یعنی شیپ هوفی. داستان هم از بعد از این که سوفی حلقه ی رافال رو نابود کرپ شروع میشه اما کاملا تخیلی. سوفی بعد از اینکه تیغه ی اکسکالیبر قادر به شکستن حلقه نبود از تمام قدرت وجودش برای نابودی اون استفاده کرد که باعث شد به کما بره و حافظش رو از دست بده
بعد از به هوش اومدن اولین چیزی که میبینه هورت هست و یکم ازش خوشش میاد با اینکه نمیدونه کیه. بعد از اون هم دوباره شروع میکنه در مدرسه ی باز سازی شده درس جادوگری رو از اول یاد بگیره و سر از گذشته اش در بیاره
خب اینم یه توضیح کوتاه🙃 لطفا برین و داستان رو بخونید و اگع لذت بردید انگشتتون رو قر بدید رو اون قلب و قرمزش کنین😊💗
نظرات بازدیدکنندگان (0)