سلام دوستان من ماندانا هستم و این اولین تستم هست
ادامه فصل چهار : یک جای تاریک بودم. کت نوار کنارم بود. هیچی زیاد یادم نمیومد. صدای قدم پا اومد. دیدم هاک ماث اومده. به کت گفتم ک بیاد هاک ماثو شکست بدیم؛ اما حال اون از حال من بد تر بود. هاک ماث دست به حلقه کت زد. یویوم رو زدم به هاک ماث و کت نوار رو با خودم بردم. یکم همه چیز برام آشنا شد. خونه آقای اگراست بودیم. کت قاطی کرد. نمیدونم چش شده بود. رفتیم توی اتاق آقای اگراست قایم شدیم. یک تابلو بود که عکس مادر آدرین روش کشیده شده بود. چند تا دکمه داشت. اون ها رو زدم. کت هم ک کلا دیونه شده بود. نشسته بود یک جا. دیدم در تابلو باز شد. میراکلس طاووس و عکس امیلی رو دیدم. کت تا اون صحنه رو دید. غش کرد. بعد هاک ماث اومد بالا.
سریع کت رو برداشتم و سریع بدون اینکه هاک ماث بفهمه رفتم تو اتاق آدرین. رفتم توی حمام. یکم اب برداشتم و ریختم رو صورت کت. به هوش اومد. خداروشکر. داشت گریه میکرد. در حالی که گریه میکرد به حالت عادی برگشت. آدرین جلوم ظاهر شد. باورم نمیشد. بعنی این همه مدت آدرین کت بوده؟ کن همش رَدِش میکردم. یهو هاک ماث اومد داخل.....
آدرین رو دید. کلمات بازگشتش رو گفت. آقای اگراست جلومون ظاهر شد. پس برای همین آدرین غش کرد و گربه کرد. اینا رو تو دلش میگه. آقای اگراست آدرین رو بغل میکنه. آدرین خودشو میکشه. میگه پدر چرا تو این بلا ها رو سر ما آوردی؟ اینا رو با داد میگه. مد کلی عذاب کشیدم. آقای اگراست گفت : من این کارا رو برای مادرت انجام میدم. خلاصه جریان ترکیب دو معجزه گر رو به آدرین گفت. تز زبان راوی : مرینت ( لیدی باگ) غش کرده بود و آدرین و هاک ماث هواسشون نبود و بعد از بحث متوجه شدن. آدرین سریع تبدیل شد و لیدی باگ به حالت اول برگشت و مرینت ظاهر شد....
با خودم گفتم تمام این مدت مرینت لیدی باگ بوده و..... با خودم گفتم الان وقت این حرفا نیست گوشواره مرینت رو برداشتم و اونو بردم بیمارستان 💓💜💓💜💓💜😘😌💜
دکتر ها گفتن که فشار زیادی بهش اومده. ( الان کت دیگه آدرین هست) خیلی ناراحت شدم. به مرینت سِرُم زدن. کم کم داشت به هوش میومد. خوشحال شدم. رفتم داخل اتاق.
دوستان شاید پارت های اول باحال نباشه اما قول میدم که خیلی با حال میشه و اسلاید های بعد نظر سنجی هست
من ماندانا هستم متولد شیراز 12 سالم هست و مردادی هستم و عاشق کارلی مد و مدلینگ و طراحی و... هستم. کار نویسندگی رو هم دوست دارم.
نظر سنجی 1 شخصیت جدید در داستان 2 مرینت و آدرین جدا بشن 3 ادامه ندم 4 داستانم عالی هست در کامنت ها بگید
دوستون دارم مراقب خودتون باشید
بابای