گفتیم =این دختر بدبخت کیه گفت =فردا میفهمید گفتم=بیچاره دختره که باید با توعه گند دماغ سر کنه ارام گفت =به تو چه گفت =افرین عشقم ارام جوری برگشت که فکر کنم دو سه تا از مهره هاش جا به جا شد گفت =چی
گفت=ای وای سوتی دادم لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود ارام=به من فحش دادی گفت=نه بابا به خودم بودم ارام=افرین گفتم=حالا کی میری خواستگاریش
گفت=نمی دونم هنوز به پدر ومادرم نگفتم گفتم=ارام گفت=بله گفتم=تو هم دوستش داری باپرویی تمام گفت=اره زدم پس کلش وگفتم =درد و اره
گفت وا یعنی دروغ بگم ؟ گفتم =نه حداقل یه خجالتی چیزی گفت=من و خجالت؟اصلا این دفعه ارشام زد پس کلش که گفت باشه بابا بعد سرشو انداخت پایین و گفت =اره گفتم حالا شد
قرار شد من با مامان ارام صحبت کنم ونتیجه این شد که پس فردا ظهر بیان چون شب میخواستن برن مهمونی رفتم برای ارایش ارام وخیلی ناز ارایشش کردم خلاصه که اومدن خواستگاری (بچه ها چون من نمیدونم خارج چجوریه رسم ایرانو نوشتم)موقع صحبتا منو ارشام دست به یکی کردیم وبه بهانه ای رفتیم پشت در اتاق
ارام=دلت میخواد خونمون کجا باشه رامین=المان ارام=ماشینت چیه رامین =بوگاتی ارام=حالا تو بپرس رامین=با من ازدواج میکنی ارام=معلومه دیوونه رامین=اهل کتاب هستی ارام =اره بدجور رامین=بریم پایین ارام =باشه و اومدن وجواب مثبتو دادن
لایک وکامنت یادتون نره
عالی بود🌹🌹💕💕💕
قربونت مامانی