آمیا تازه از فرانسه به کره آمده بود و زیاد به زبان آنها مثلت نبود او سعی داشت زبان آنها را خوب یاد بگیرد تا بتواند زندگی خوبی را در کره شروع کند
آمیا دوست نداشت از خانواده دور باشه برای همین بعضی اوقات به فرانسه می رفت تا پدر و مادرش را ببیند فقط برای دانشگاه به آنجا رفت دوست نداشت که در آنجا باشد با اینکه روز اول بود خیلی احساس غریبی می کرد
روز اول به یک فروشگاه رفت تا مواد غذایی بخرد و بعد به یک آپارتمان رفت یکی از واحدهای آن را کرایه کند او رفت با صاحب ساختمان صحبت کند و او دید که صاحب ساختمان یک مرد بسیار خوش تیپ است
آمیا دید که یکی از همکارهای آن مرد خوش تیپ آن را سه یونگ صدا می کند با خودش گفت وای چه اسم خوشگلی خیلی به هم میایم آمیا و سه یونگ وایییییییییی فک کن اسم بچمون سییونگ باشه
اون آقای خوشگل گفت خانم لطفا زود باشین کارتون من گفتم یکی از این واحد هارا میخوام اجاره کنم هزینش چقدر میشه اقای سه یونگ گفت هزینش ۱۰۰دلار ماهی میشه من مونده بودم ولیی وقتی رفتم واحد هارا دیدم قبول کردم
و خونه مال من شود قرار بود اجاره کنم ولی خریدم و الان دارم میرم واسه خونه وسیله بخرم من رفتم همه ی وسیله هارا خریدم و چیدم 😍😍😍😍😍😍و خیلی خونم خوشگل شده بود
ناگهان کسی در را زد تمامممممممم امیدوارم از پارت اول خوشتون اومده باشه
بچه ها لطفا حمایت کنید تا پارت ۳رو بسازم
سلام بچه ها کی موافقه پارت دو یک زندگی شلوغ پلوغ در کره را بسازم
بچه ها لطفا همایت کنید تا پارت دو زندگی شلوغ پلوغ در کرا را بسازم
حتما ادامه بده