
سلاااام بچه هاااااااا ممنون از کسایی که منو فالو کردند و ممنون از مبینا جان که به قول اش عمل کرد 😘😘 ناظر جووون زود منتشر کن😍♥️
با این خرف پدر آیسان شکه شدم ولی خیلی خوشحال شدم رفتم تو اتاق آیسان به هوش اونده بود،وقتی منو دید که با پدر و مادرش داخل یه اتاقیم ترسید و بعد پرسید آیسان:پدر شما اینآقا رو میشناسید،اگه نمیشناسید معرفی شون کنم پ آیسان:بله، خودشون خودشون رو نعرفی کردن و همه چیز رو برام توضیح دادن حتی قضیه خواستگاری رو😊 آیسان:.......اوک جیمین:خوشحالم که بهتری آیسان آیسان:ممنون که کمکم کردی جیمین😅🥰 جیمین:کاری نکردم پدر آیسان رفت پیش دکتر تا بپرسه آیسان میتونه مرخص بشه یا نه و دکتر هم گفت بزار چکاب کنمش دکتر اومد داخل اتاق....... دکتر:می بینمکه به هوش اومدی آیسان:😅بله دکتر:حالا خوبی جاییت درد نداره؟ آیسان:خوبم و جاییم درد نداره دکتر:میتونی مرخص شی پدر آیسان رفت تا کار های مرخصی شو انجام بده مادر آیسان:آقا جیمین شما هم برو خونه خسته شدی😊🥲 جیمین:چشم رفتم و به رانندم زنگ زدم و اومد دنبالم و رفتیم عمارت رسیدمخونه خیلی خسته بودم🌪رفتم تا یه دوش بگیرم تا حالم بهتر شه
دوش ام رو گرفتم و لباس خواب ام رو پوشیدم و رفتمجلو تلویزیون رو کاناپه نشستم🥺♥️ گوشی مو برداشتم و زنگ زدم به مامان(تصویری) مامان جواب داد. داشت گریه میکرد جیمین:مامان!چیزی شده؟ م جیمین: نه پسرم ،دلم برات تنگ شده بود برا همون گریه میکردم جیمین: مطمئنی مامان؟ م جیمین: آره پسرم (مامان جیمین داشت یه قضیه رو پنهان میکرد،پدر جیمین میخواست از مادر جیمین طلاق بگیره چون....)

چون با یک زن دیگه آشنا شده بود و مادر جیمین نمیخواست جیمین رو ناراحت کنه)مکالمه بین جیمین و مادرش تموم شد و جیمین رفت خوابید صبح روز بعد............. از زبان آیسان... بیدار شدم و رفتم دست و صورتمو شستم و جلو آینه نشستم،موهامو با یه تل مرتب کردم و از پله ها رفتم پایین و به مامان و بابا سلام کردم و نشستم پای میز صبحانه از زبا جیمین........ بیدار شدم و رفتم پایین خدمتکار میز صبحونه رو چیده بود و رفتم نشستم و صبحونه هم رو خوردم ،از پله ها رفتم بالا و رفتم تو اتاقم .موهامو شانه زدم و یک لباس مناسب پوشیدم و لز پله ها رفتم پایین ،راننده مناظر بود. کفشام رو پوشیدم و رفتم نشستم داخل ماشین تا برم کمپانی استایل جیمین در تست هس

از زبان آیسان..... صبحانه ام رو خوردم و رفتم و نشستم جلو میز آرایشم.یه رژ لب و خط چشم کشیدم و موهامو دم اسبی بستم و یه لباس انتخاب کردم و پوشیوم از پله ها رفتم و پایین و سوار ماشین شدم و رفتم کمپانی. عکس استایل آیسان در تست هس
وقتی رسیدم به کمپانی جیمین هم رسیده بود و رفتیم داخل اتاق مدیر. مدیر:سلام جیمین:سلام آقای مدیر متن آهنگ ما آماده است؟ مدیر:بله، یه خبر خوب آیسان:چه خبری مدیر:شما میتونید هفته دیگه دبیو کنید.من حرف زدم و قرار شد شما هفته دیگه با این آهنگ دبیو کنید و تنهه چیزی که مونده اسمگروهه انتخاب شما برای اسم گروهتون چیه جیمن:از تظر من AJ(ای جی)اسم قشنگیه اول اسم منو آیسان آیسان:موافقم مدیر:اوکی همین اسم رو ثبت میکنم حالا بیاید پتن رو بگیرید و برید برا تمرین
مدیر:اسم آهنگ هم با خودتون فقط تا قبل اینکه برید بهم بگید جیمن:اوک رفتیم و نشستیم تو اتاق تمرین و شروع به تمرین آهنگ کردیم از زبان جیمن......... صدای آیسان خیلی قشنگه .باهاش آرامش میگیرم جیمین:آیسان آهنگ مربوط به عشقه موافقی اسمشو Life love بزاریم آیسان:موافقم
اسم آهنگو رفتیمبه مدیر گفتیم ایشون هم گفتند اوکی از کمپانی اومدیم و دیدم آیسان داره پیاده میره ازش خاستم تا همراهیش کنم و اون قبول کرد رفتیم و رسیدیم به عمارت آیسان عمارت من و آیسان یه کوچه فرق داشت ایسان رفت عمارتشو منم رفتم عمارتم

از زبان آیسان..... رفتم خونه و به مامان سلامکردم داشت کتاب میخوند رفتم از پله ها بالا و شروع کردم به گزاشتن پست در اینستا یکی از پست های آیسان در تست هست
از زبان جیمین...... رفتم تو اینستا و سرچ زدم آیسان و پیج آیسان رو فالو کردمو پست آخرش رو هم لایک کردم از زبان آیسان...... دیدم جیمین پستم رو لایک کرده و رفتم وارد پیجش و اونو فالو کردم
خوب خوب این پارت هم تموم شد..... تو پارت جدید قرار اتفاقایی در اینستا بیوفته🥺♥️♥️♥️ لایک و کامنت یادتون نره حتما کامنت بزارید⛸🤍 لاو یو بای
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
سلام عالی بود
فالوم کنید بک میدم
سلام فالوویی
فالویی