

بعد از اون کار همه مردم دبگه خدادوندا به فریاد دلم رس شده بودن😂(مری دیگه خیلی طنزش نکن مری:ناسلامتی خودت داری داستانو مینویسی پس ببند من:😓)بعد دوباره به هتل برگشتیم و با خیال راحت غذامون رو خوردیم از زبان آدرین:خیلی دوست داشتم از مرینت خ.و.ا.س.ت.گ.ا.ر.ی کنم ولی هنوز برامون زود بود و من هم خیلی مرینت رو خوب نمیشنواختم برای همین یه لیست درست کردم هرچی که میخواستم از مرینت بپرسم که حتی بعضیاشم میدونستم نوشتم (لیست بالا) و بعد هم رفتم از مامانم پرسیدم:مامان میگم من به... مرینت علاقه ش.د.ی.د.ی دارم میتونی کمکم کنی چطور بهش ابراز علاقه کنم؟ بعدم جواب داد میتونی یه پیام کوتاه اما (دیگه خودتون میدونین) بنویسی منم گفتم مرسی💜

و بعد هم لیست رو به مرینت دادم و بعد هم تو دلم کفتم خدایا تورو جونه هرکی که دوستش داری فقط ازم سوال نپرسه... و بعدم اون لیستو پر کرد و داد😱و پایینشم نوشته بود... چطور مگه چرا اینارو پرسیدی؟ منم تو دلم گفتم صد رحمت به خدا چراااااااااااااا😭مگه من نگفتم... دشتپاچه هم شده بودم و با تته پته گفتم امم.. چی..زه امم.. من... فقط.. میخو..ست.م که..ازت..چند..تا اطماعات.. بگیرم..فقط😰 اونم گفت آها😒
هم رقتم تو اتاق و خوابیدم یعنی بیهوش شدم با اون جنگیدن و اینا....... به روزهای خوب وتلخمون فکر کردم... روزایی که مامانم پیشم نبود روزایی که بابام بهم محل نمیزاشت روزایی که کشف هویت نکرده بودیم و روزای خوب زنده شدن مامانم و اولین ابراز علاقه من به مرینت و... خیلی زیاد بودن به فکر کردن به اینا خوابم برد صبح روز بعد... حس کردم یکی داره صدام میزنه مرینت بود میگفت پاشو آدرین چقدر میخوابی(نه اینکه خودش یه موقع دیر میومد مدرسه😂 ای تو خفه (مری گفت))))))یه بوی خوبی میومد برا صبونه هم کروسانو شیر کاکائو داشتیم (آرزوی صیحونه ای من😭😢خوش به حالشون)و رفتمپشت میز نشستم و با مامان بابام و مرینت صبحونه رو خوردیم و یکم رفتیم بیرون تفریح رفتیم ایندفعه پاساژ(یاخدا مرینت😰)

و اونقدر مرینت چیز میز طراحی مد خرید که نصف پولامون تموم چیزایی که خرید: دفتر طراحی مداد و مداد رنگی طراحی پارچه های مختلف متر منم یه کفش خریدم اسپورت بود تا جایی که رفته بودیم پاساژ همه ازم امضا میخواستن (دلم سوخت)
خب دیگه بسه خدانگهدار
Good bye
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عاای
مرسی
عالییی دمت گرم منتظر پارت بعدمااا
چشم بعد مدرسم میزارم😍
ارزوی صبحانه خب اینکه خیلی اسونه شیرکاکائو درست کن کروسانم بخر یا بده قنادی درست کنن برات
آخه هر وقت میخوایم از بیرون چیزی مثل شیرینی بخریم تو کرونا میزاریم ماکروفر بعد مزشم مییره برا همینه آرزومه 😖 ولی شیر کاکائو رو نه روشو میشوریم بعد میدن بهم
کروسان شیبا که هست پوستش بنداز دور درست میشه
خب مشکلت چیه دوست داشته
بباشه به من ربط نداره به خودت چه
من دارم طرفشو میگیرم اما تو..؟
ی جورایی داری مسخرش میکنی وظیفمه ب عنوانه دوست و بزرگترش طرفش رو بگیرم
کاری م کسی واسه کسی نمیکنه حتی من