این پارت عکس ندارد
گفتم راستی ارمین راستی من اونموقع زیاد روی کردم ببخشید گفت=نه بابا این حرفا چیه ما معذرت میخوام رامین =معلوم هست فازتون چیه یه موقع کل کل یه موقع مهربون همزمان گفتیم =تو خفه
بعد خندیدیم پوریا گفت =بیا بریم الان ساعت ملاقات تموم میشه میان گیر میدن گفتم =گیر بدن ما هم بهشون گیر میدیم با یه تاسف خاضی زد تو پیشونیش گفتم واسه عمت تاسف بخور رفت وسط قر داد
گفتم چرا قر میدی گفت باز یادت رفت؟من عمه ندارم گفتم =گفتم پس واسه خالت تاسف بخور که پوکر نگام کرد وگفت =مگه من بهتون نگفتم تو خانواده پدریم ومادریم فقط مامانم دختره پسرا تایید کردن
گفتم راستی تو چرا زن نمیگیری پسرا گفت چون بگیرش خرابه پهن شدم از خنده گفتم پوریا بریم
(سه روز بعد) با بچه ها رفته بودیم رستوران که پسرا رو دیدیم(پوریا و رامین )رفتیم حال ارمینو پرسیدیم که گفت امروز مرخص میشه کلی خندیدیم وحرف زدیم به پیشنهاد بچه ها رفتیم پارک که جرعت حقیقت بازی کنیم
گفتم =بچه ها من بطری میچرخونم گفتن =باشه افتاد برای رامین و ارام (ارام سوال /رامین جواب) ارام=جرعت یا حقیقت رامین =حقیقت ارام=اگه عاشق شدی چقدر دوسش داری عشقتو رامین=خیلی زیاد و اگه جواب رد بهم بده میشکنم همه کنجکاو شدیم که کیه(پارت بعد مشخص میشه)
نظرات بازدیدکنندگان (0)