
عشق ابدی اولین رمانمه امیدوارم دوسش داشته باشین پارتای زیادی داره👌❤️😙 امیدوارم ازش استقبال بشه 🙂

ی دوش سر پایی و چند دقیقه ای گرفتم وپریدم بیرون در کمد و باز کردم اوم چی بپوشم ی لباس قرمز تا بالای زانو یقه هفتی و کفشهای مشکی بلند و برداشتم رو تخت گزاشتم تا موهامو خشک کنم موهامو خشک کردم و صافش کردم و دورم ریخت یکم به قول مامان بزرگم سرخاب سفید مالیدم به صورتم و کت خز دار مشکیمو برداشتم دیگه نزدیک ساعت ۸ و اینا بود باید الان برسه رفتم آشپز خونه تا ی لیوان آب بخورم ک گوشیم زنگ خورد خودش بود...ادامش صفحه ی بعد👈

ا/ت: الو سلام تهیونگ: سلام ا/ت زود باش جلوی خونم بیا پایین بریم که دیر شده ا/ت:اوک اومدم گوشیو قطع کردم و برقارو خاموش کردم در در خونه رو بستم همین که خواستم برم بیرون یکی صدام کرد برگشتم سمت صدا که تمین رو دیدم همسایه مون تو آپارتمان هردو تو طبقه ی 5 تمین: سلام ا/ت خانم خوب هستین ا/ت:سلام آقا تمین ممنون شما خوب هستین ادامش صفحه ی بعد 👈

تمین:بله ممنون منم خوبم جایی میرین من برسونمتون ا/ت:نه ممنون خودم میرم شما زحمت نکشین من برم واقعا دیرم شده تمین:آها بله بفرمایید راستی میخوام ی روزی به خوردن قهوه دعوتتون کنم نظرتون چیه؟ ا/ت:بله حتما تمین:خب خداحافظ من برم دیگه ا/ت: خداحافظ رفتم پایین و در ماشینو باز کردم باز کردم و نشستم و گفتم سلام تهیونگ: ادامش صفحه ی بعد 👈

تهیونگ: به به بالاخره تشریف فرما شدید ا/ت:خو ببخشید حالا بریم❤️😙 تهیونگ:اوک بریم ولی فک نمیکنی لباست خیلی باز باشه ا/ت:نه اصلا خیلیم خوشگله تهیونگ:خوشگلیش به بازیشه 😕 خواستم جواب بدم که رسیدیم واسه همین بی خیال شدم پارتی دوست تهیونگ واسه همین بهم گفته بود که به عنوان پارنترش همراهش باشم رفتیم تو و نشستیم تهیونگ:چی میخوری ا/ت:فقط ی آب پرتقال تهیونگ:اوک و رو به گارسون گفت ی آب پرتقال و سه گیلاس ا/ت:سه تا زیاد نیست تهیونگ:کمم هست بعدا بقیشو میخورم همون موقع یکی تهیونگ رو صدا کرد به سمت صدا برگشتیم که .... ادامش صفحه ی بعد 👈

که دوست صمیمی تهیونگ جیمین بود جیمین:به به دوست قدیمی خوش اومدی و همو بغل کردن بعد اینکه جدا شدن جیمین چشمش به من خورد و گفت باید دوست دختر ته باشید درسته گفتم بله و سرمو با خجالت پایین بردم که دستش رو آورد جلو و گفت من پارک جیمیم و شما ی نگاهی به تهیونگ کردم که با سر گفت دست بده باهاش دست دادم و گفتم ا/ت: خوشبختم منم کیم ا/ت هستم جیمین:همچنین و دستمو ول کرد و گفت از خودتون پذیرایی کنید و رفت تهیونگم گفت تا دستشویی میرم الان بر میگردم همینجا باش گفتم اوک نشستم به سالن رقص نگاه میکردم که دستی جلوم ظاهر شد سرمو بلند کردم که ... ادامش صفحه ی بعد 👈
که دوست صمیمی تهیونگ جیمین بود جیمین:به به دوست قدیمی خوش اومدی و همو بغل کردن بعد اینکه جدا شدن جیمین چشمش به من خورد و گفت باید دوست دختر ته باشید درسته گفتم بله و سرمو با خجالت پایین بردم که دستش رو آورد جلو و گفت من پارک جیمیم و شما ی نگاهی به تهیونگ کردم که با سر گفت دست بده باهاش دست دادم و گفتم ا/ت: خوشبختم منم کیم ا/ت هستم جیمین:همچنین و دستمو ول کرد و گفت از خودتون پذیرایی کنید و رفت تهیونگم گفت تا دستشویی میرم الان بر میگردم همینجا باش گفتم اوک نشستم به سالن رقص نگاه میکردم که دستی جلوم ظاهر شد سرمو بلند کردم که ی پسر قد بلند بود واو خیلی جذاب بود گفت : افتخار رقص رو بهم میدین خواستم بگم نه که دستمو کشید سمت سالن رقص با تعجب بهش نگاه کردم معلوم بود مسته هی میخواستم خودمو ازش جدا کنم نمیشد لامصب زورش زیاد بود که یهو ی دست مردونه دستش رو گرفت و هلش داد عقب تهیونگ بود داد زد جونگ کوک عوضی چطور جرئت میکنی به دوست دختر من دست بزنی و اومد بزنتش که جیمین نزاشت به من ی نگاه برزخی کرد و دستمو گرفت من و کشید بیرون و در ماشینو باز کرد و هلم داد تو ماشین خودشم سوار شد و با تند ترین سرعت ممکن میروند ادامش ....👈

خب عزیزان من امیدوارم خوشتون اومده باشه اگه نظری دارین دربارش تو کامنتا بگین و منتظر پارتای بعد باشین ❤️😙
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالیییی بود پارت بعد لطفااااا😃🖇🌧💜
اوکی😃😍
عالی
عالی بود ❤️
😜❤️🤝
خیلی خوب بود 👏👏
راستی میای آجی بشیم؟ 😍😍
من تیانگ هستم
ممنون حتما منم ژوان هستم 🙃❤️
عالی بود خیلی 😍
ممنون ❤️
عالی بود
ممنون 😘
پارت بعددد🥺✊
حتما ❤️👌
زود تر🎶🥺
من ناظر بودم
😘
واقعا 😯
خیلی قشنگ بود آفرین😘👏🏻👏🏻👏🏻
لطفا پارت بعد هم بزار💖🖤🤍
حتما 😘
عالیییی منتظر پارتای بعدم
حتما گلم ♥️