
Hi cuty😘😍
از زبان پدر و مادر آدرین...خوب آدرین موقعیت مکانیش رو فرستاده بود و ماهم رفتیم اونجا لباسای دیروزشون رو پوشیده بودن البته مرینت یه جوراب شلواری سفیتم پوشیده بود و آدرین به جا شلوارک یه شلوار آبی پوشیده بود بهم تو اون لباسا نمیومدن ولی به حر حال... هرکس یه سلیقه ای داره😉 😜 از زبان آدرین...بعد رفتیم تو شهر گشتیم و گشتیم و گشتیم و گشتیم و گشتیم و گشتیمو گستیم تاااااا...... (کلافتون کردم نه😝🔥)یه خونه خرابه پیدا کردیم اول هممون و با احتیاط رفتیم تو چون مشکوک میزد که چیزی توش نباشه بعد وقتی رفتیم توش آنابلو دیدیم😨 شوخی کردم بابا هیچی نبود توش بعد به مامان بابا گفتم که بیایین بریم هیچی نیست بعد مرینت گفت.. از اون زیر زمین صدایی نمیاد؟ گفتن نه😕 ولی مرینت یکم تو انباری رو دید ویک دفعه... لایلا اومد از تو زیر زمین بیرون😱و مرینت رو برد و منم داد زدم... مرینتتتتتتتتتتتتتتتتتت!!! بعد لایلا اونو برد ولی دور کردن و صورت لایلا و لباساش قرمز بود یعنی اون... ق.ا.ت.ل بود!؟ نهههههههههههه بدبخت شدم😤😢 دیگه نمیدونم چیکار کنم اون از کوامی ها اینم از این😭😩👫🚫
اول تبدیل شدیم هممون ... پلگ کلاوز اوت! نورو دارک وینگز رایز! دوسو سپند مای فدرز!(کلمات تبدیلشون)و بعد رفتم تو زیر زمین یکم به مامان بابام نزدیک تر شدم چون... خوب... دیگه... خودتون... میدونین😳و رفتیم تو و یه کارگاه کوچیک دیدیم مرینت رو اون کنار بسته بود لایلا دهنشم بسته منم سریع رفتم سمتش و بعد هم لایلا اومد جلوم رو گرفت و گفت... خوب خوب خوب(دست زدن)تلاس خوبی بود کتنوار... یا بهتره بگم... آدرین😈اون هویت منو میدونست😢و گفت... که چرا اون دوست دخترتهــــــــــ هاااااا😣 تو باید با من باشه نبا اون دخترک بی عرضهـــــ تونستم احساس مرینت رو بخونم و فهمیدم تو کتنوار هستی 😂خیلی راحت بود هییی... اصلا تو میدونی چرا اونو گرفتم؟؟ آدرین؟؟؟ برای... اینکه... ...

و بعد هم گفت ...میخوام اونو زندانی کنم برای همیشه و تورو به زور برای خودم کنم فهمیدی یا دوباره بکنم تو مخت؟؟؟گفتم... هیچ وقت اجازه این رو نمیدم من اون رو دوست دارم و اون هم من ما فقط هویت هم رو فهمیدیم و بعد هم بومممممممم هم رو از ته دل دوست داشتیم تو نمیتونی مانع این عشق قوی بشی!هیچوقت!! لایلا هم گفت.. هه فک کردی فک کردی من مثل قبلا انقدر احمق بودم و انقدر دروعگغگو؟! نههههه اینطور... نیستـــــــــــــــ

و بعد هم گفت ...میخوام اونو زندانی کنم برای همیشه و تورو به زور برای خودم کنم فهمیدی یا دوباره بکنم تو مخت؟؟؟گفتم... هیچ وقت اجازه این رو نمیدم من اون رو دوست دارم و اون هم من ما فقط هویت هم رو فهمیدیم و بعد هم بومممممممم هم رو از ته دل دوست داشتیم تو نمیتونی مانع این عشق قوی بشی!هیچوقت!! لایلا هم گفت.. هه فک کردی فک کردی من مثل قبلا انقدر احمق بودم و انقدر دروعگغگو؟! نههههه اینطور... نیستـــــــــــــــ
بعد هزاران بار جر و بحث بلاخره تموم شد و من هم مرینت رو پس گرفتم البته مامانم و بابام هیچ کاره بودن مرینت خیلی احساس ترس داشت و داشتیم باحم درباره اینکه چیکار کنیم که حافظه لایلا پاک شه تا هویت ماهم فاش نشه
امیدوارم خوشتون اومده باشه خدانگهدار
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
🙂🙃
عالی زود پارت بعدی رو هم بزار
برو تست جدیدمو ببین اول بعد بگو تا آخر برو😭😭😭
آجیییییی اشتباهی برا پارت بعد زدم 12 سعی کن تو تو نظراتش بگی منم میگم
راستی میتونی آمی صدام کنی و 10 سالمه یادم رفته بود بهت بگم
منم زینب