سلام ،، اومدم با پارت ۲۲ ،، امیدوارم اینقدر منتظر بوده باشین که بخونینش ،، خب بریم ببینیم داستان از چه قراره ،، بریم ببینیم .
دیپر : آه ( داخل ذهنش ) ،، یه روز زیبا کنار بهترین خواهر دنیا ،، و چند تا مزاحم مثلثی . پسرا : با مایی ؟ . دیپر : مگه به غیر از شما مثلث آدم نما پیدا میشه . پسرا : نهــ . دیپر : الان یه هفته گذشت و الان حالم دوباره خوب شده . ویل : خیلی خوشحالم . دیپر یهو ترسناک شد . دیپر : ولی با یکی یه حساب کوچولو دارم . کیل داشت زیر سیبیلی جیم میشد ،، که دیپر اونو گرفت . دیپر : نه ،، نه ،، شما باید باشین باید به چندتا سئوال من جواب بدی . کیل : میشه ،، بعدا بپرسی . دیپر : نه . دیپر کیل رو داشت به اتاق میبرد . کیل : جون مادرتون نجاتم بدین . ویل دست تکون میده و میخنده . ویل : خداحافظ . دیپر کیل رو برد به اتاق و در رو قفل کرد . میبل : یک وقت بلایی سرش نیاره . بیل : نگران نباش ،، کیل جون سخت تر از این حرف هاست . ۲ ساعت بعد . بیل : خسته نباشی جناب . دیپر : شیرین کام باشی عمو .
ویل : کیل نفله شد رفت . دیپر : میخواستم محکم تر بزنمش . میبل : حالا بیخیال هرچی کینه و دعوا هست بیان امروز رو خوش بگذرونیم . ویل : کاملا موافقم . بیل زیر چشمی نیش خَن میزنه . بیل : شما همیشه با همه چیز موافقی . ویل : الان منظورت چی بود ؟ . بیل روشو اون ور کرد . ویل : این حرفت رو نادیده میگیرم . دیپر : آه ،، بعد شنیدن تمام آبرو ریزی های کیل با من بدبخت ،، خیلی خجالت میکشم . بیل : نگران نباش . دیپر : دیگه چیکار کردش خودتون خبر ندارین ،، من میرم بیرون تا یکم هوا بخورم تا از فکر ها بیام بیرون . میبل : مثله اینکه معما کده شلوغ شده من برم به مشتری ها برسم . ویل : منم برم به کیل برسم . بیل : همتون رفتین ،، پس من چی ؟ ،، باشه من همین جا میمونم . یهو یه صدایی اومد که فقط دیپر و بیل و کیل و ویل شنیدن ،، صدای یه زنگ بود ،، وقتی پسرا شنیدن به یه جا احضار شدن باهم دیگه . دیپر : آخ ،، سرم . یهو ویل و بیل و کیل از یه چیزه دیپر تعجب کردن . دیپر : چیه ؟ ،، و اینکه شما دوباره مثلث شدین .
کیل : اول خودت رو ببین ،، بعد مارو بگو . دیپر : منظورتون چیه ؟ . بیل یه بشکن زد و یه آینه به دیپر داد ،، و دیپر آینه رو گرفت و خودش رو دید ،، و تعجب کرد . دیپر : باورم نمیشه ،، من یه سایفر شدم مثله شماها ،، یه دو بعدی . ویل میره محکم دیپر رو بغل میکنه . ویل : آخ جون ،، دیپر هم یه سایفره دو بعدیه ،، خیلی خوسحالم . بیل : ولی شکل و رنگش فرق داره . کیل : آره ،، شبیه علامت کاجش هست ( عکس این پارت ماله حالت سایفری دیپره ) و آبیه ،، ولی آبیه پر رنگ . ویل بیشتر دیپر رو بغل کرد . دیپر : یکی اینو جمع کنه چون داره ازیتم میکنه . ویل : نمی تونم ولت کنم ،، چون این حالتت رو دوست دارم . دیپر : موضوع این نیست ،، موضوع اصلی این که اینجا چه خبره ؟ . بیل : تو هم حتما باید اون صدای زنگ رو شنیدی . دیپر : آره . بیل : این صدای زنگ برای تمام سایف های بعد مختلف به صدا میاد تا همدیگر رو ملاقات کنن . دیپر : عه !!! ،، اینجا کلی سایفر هست با شکل و ظاهر مختلف .
یهو یه سایفر ستاره ای طلایی میاد و خودش رو معرفی میکنه « سلام اسم من گولدِنه ،، خیلی خوشحالم برای ۱۵۰۰۰ هزارمین بار داریم با سایفر های مختلف دارید می کنم . دیپر : ایشون ( داخل ذهنش ) فکر کنم سایفر اعتماد به نفس هستن یا پر انرژی . گولدِن : ممنون از تعریفت . دیپر یهو میره پشت ویل . دیپر : ذهنم رو خوند . گولدِن : باورم نمیشه میتونم ذهنت رو بخونم ،، خیلی عجیبیه ،، حالا ماله کدوم بعد هستی من ماله بعد میبل ها هستم که واسه اونجا خیلی سایفر و دنیا هست . دیپر : ها؟؟؟؟؟ . بیل میاد جلو . بیل : ایشون از بعد دیپر ها اومده . گولدِن : دیپر ها ،، برادر میبل ،، باورم نمیشه . بعد گولدِن محکم دیپر رو بغل میکنه . دیپر : ایشون ( داخل ذهنش ) هم مثل ویل ،، مرض بغل کردن داره و مثله میبل خل و چل . گولدِن : خیلی ممنون . دیپر : بازم گند زدم . گولدِن : حالا اسمت چیه ؟ . کیل : اسمش دیل ،، دیل سایفر . گولدِن : خیلی از آشناییت خوشبختم .
گولدِن : چه سایفری هستی ؟ . ویل : ببخشید شما کی هستین که سئوال میپرسین ؟ . گولدِن : ببخشید مشغول صحبت شدم ،، خب من انتخاب شدم تا امسال هم چند تا از سایفر های متفاوت و قدرتمند رو پیدا کنم و به جد بزرگان خانواد بدم تا اونها رو معرفی کنه تا سایفر های کم سن و سال بتونن از اونها الگو بگیرن و... خودتون میدونین ،، حالا بگو چه جور سایفری هستی ،، یاد داشت کنم . بیل : سایفر... گولدِن : یه سئوال شما ها چرا به جای دیل جواب میدین خبریه ؟ . ویل هول میکنه . ویل : خبر چیه ؟ همه چی خوبه ،، اصلا هیچی رو مخفی نمی کنیم . بیل : گند ( داخل ذهنش ) زد تو مخفی کرد . گولدِن : برای مطمئن شدم ،، بیا یه معأمله کوچولو . دیپر : معأمله ؟؟؟!!!!!!!! . گولدِن : مگه چیه ؟ ،، همه ی سایفر ها از معأمله استفاده می کنن ،، فقط برای مطمئن شدن همین . دیپر به ویل و بیل و کیل نگاه کرد و اونها هم رو شون رو اون ور کردن ،، دیپر استرس داشت ،، گولدِن دستش رو آورد جلو ،، و دیپر با ترس زیاد و دودلیت دستش رو جلو برد و روی دسته گولدِن گزاشت ،، یهو .
گولدِن : چی ؟ ،، یه انسان که سایفره . بعد گولدِن دسته دیپر رو محکم گرفت و به یه طرف پرت کرد ،، وقتی دیپر پرت شد دوباره انسان شد . دیپر : وایسا ،، دوباره انسان شدم ،، ایول ،، ولی فکر کنم خیلی زود شادی کردم . گولدِن : زود اون انسان که سایفر نما هست رو بگیرین . ویل : باید دیپر رو نجات بدیم . بیل : آره . ولی گولدِن پسرا رو گرفت و سایفر ها به سمت دیپر حمله ور شدن . دیپر : سایفر شدنم چه سیقه ای بود ،، نمی تونم از حرکت شاهزاده مردگان استفاده کنم چون ،، دیگه جانشینش نیستم و برش هم ،، دیگه بها ندارم ،، پس حرکت نفرین شیطان جهنمی . نفرین شیطان جهنمی : دستورتون چیه ارباب ؟ . دیپر : ازم محافظت کن ،، اصلا من از اینجا ببر بیرون . نفرین شیطان جهنمی : چشم ارباب . نفرین شیطان جهنمی پاشو به زمین کوبید و یه دروازه به دنیا خودش درست کرد . دیپر : این دیوونگیه . نفرین شیطان جهنمی : فقط بپر چیزیت نمیشه . دیپر : آه...باشه . اما زنجیر های اومدن و دیپر رو گرفتن و باعث شد قدرت های دیپر خنثی بشه و نفرین شیطان جهنمی ناپدید بشه .
و دست و پای دیپر با زنجیر ها میبندن و به یه جایی میبرن . دیپر : آقا به خدا من سایفر نیستم ،، همش تقسیر اون کیله نَس ناسه ،، خدا ازت نگذره کیل . یهو یه صدای آشنا اومد . دیپر : من قبلا این صدا رو شنیدم ،، وقتی زندانی بودم ،، وایسا ببینم جد بزرگ جناب پیل سایفر . پیل سایفر : سلام دیل ،، بازم همدیگر رو دیدیم . دیپر : خدایا به دادم برس . گولدِن : جد بزرگ ،، دیل رو در حالت سایفری در مرکز سرزمین دستگیر کردیم و به همراه کیل و ویل و بیل سایفر الان داخل اون یکی اتاق هستن ،، الان میخوای با این انسان سایفر نما . دیپر : امروز صبح پشیمونم به پسرا گفتم سایفر انسان نما ،، چون الان خیلی بهم میگن انسان سایفر نما . پیل سایفر : تو نمیخواد کاری بکنی . گولدِن : چشم جد بزرگ .
پیل سایفر داشت به طرف دیپر میرفت خیلی هم ترسناک شده بود ،، دیپر هُل کرده بود . دیپر : نیا جلو ،، والا به هر کی که میپرستین من سایفر نیستم ،، اون یه اتفاق غیر واقعی بود الان نمفهمم چرا همه چیز به حالت عادی برنگشت ،، ولی به خدا من سایفر نیستم . بعد دیپر داشت سکته رو میزد ،، بعد یهو جد بزرگ دیپر رو محکم بغل کرد . جد بزرگ : بهت افتخار می کنم که یه حرکت سایفری داری . دیپر : ها ؟؟؟؟؟؟ . پیل سایفر : خیلی بهت افتخار می کنم ،، خیلی خوشحالم با این سنم تونستم بازم موفقیت های نسل های بعدم رو ببینم . دیپر : ها؟؟ ،، ها؟؟ ،، چی شد ؟؟؟؟ ،، الان تو منو بخشیدی ،، و مشکل نداری من یه انسانم و... پیل سایفر : انسان بودنت رو دارم اما تو خیلی فوق العاده ای . دیپر : خودم الان نفهمیدم چی شد ،، ولی هر چی هست مهم نیست .
پیل سایفر : گولدِن . گولدِن : بله . پیل سایفر : میخوام اسم دیل رو به ۳ منتخب امسال بزاری . گولدِن و دیپر : چچچچییییییی؟؟؟؟؟؟. پیل سایفر : همون چیزی که شنیدی . گولدِن : چشم جد بزرگ . پیل سایفر زنجیر هارو از دیپر باز میکنه . گولدِن میکروفون رو برمیداره « ۱،،۲،،۳،، امتحان می کنیم ،، صدا میاد ،، خب ،، ما ۳ منتخب امسال رو اعلام می کنیم از بعد میبل جیل سایفره خوشحالی ،، از بعد فورد نیل سایفر طمع و کپی کاری ،، و آخرین منتخب از بعد دیپر دیل سایفر مردگان ،، تبریک بگین ،، خب تا چند صد سال دیگه سعی کنین قوی تر بشین » . دیپر : خدایا ،، اینجا چه خبره ،، همه چیز قاطی پاتیه ،، یکی توضیح بده ،، راستی ویل و کیل و بیل کجان ؟ . پیل سایفر : اونا الان پائین هستن ،، می تونین برین . دیپر : من برم چون تا چند لحظه دیگه بمونی دیگه ذهنی برام نمیمونه . دیپر رفت پیشه پسرا . پسرا : چی شد ؟؟؟ . دیپر : بریم ،، بعدا توضیح میدم .
پسرا میرن خونه و دیپر همه چیز رو تعریف کرد . بیل : پس اینجوری شد . ویل : راستی جد بزرگ از کجا تو رو میشناخت . دیپر چپ چپ کیل رو نگاه می کرد . کیل : توی دنیای ذهن بیل باهم آشنا شدن یا شدیم . ویل : ولی اونجا یه دنیای غیر واقعیه چطوری داخل واقعی همچین اتفاقی افتاد . یهو استن و فورد ازدر میان داخل . فورد و استن : دیل بهت تبریک میگم ،، تو الان یکی از ۳ منتخب قویترین سایفر هایی ،، خیلی خوشحالم . و بعد محکم دیپر بغل کردن . دیپر فریاد میزنه . دیپر : اینجا چه خبرررررر؟؟؟؟؟؟؟؟ .