

جوابمو نداد و هنسفریشو گذاشت توی گوششو تنه ای بهم زد رفت = اینجوری نمیشه اینو باید ادب کرد ایسول : چه جوری جرعت کرد با کوک اینجوری حرف بزنه ؟ + هن ؟ کوک ؟ ایسول : ببخشید جونگ کوکا + دیگه تکرار نشه هانلی با جیسو داشتیم حرف میزدیم که جیسو : چه جرعتی داشتی اونجوری با جونگ کوکا حرف زدی دست بریزاد داری _ حالا این کی هست ک همتون هی جونگ کوکا جونگ کوکا میکنید جیسو : پدرش صاحب این مدرسس و هرکاری بخواد انجام میده ولی اونم جرعت نداره بدون لباس فرم بیاد ک تو بدون لباس فرم میای _ الان چون پسر صاحب اینجاس هرکاری می تونه بکنه ؟ جیسو : نه وقتی پدرش میاد مدرسه ولی اگه پدرش نباشه آره اگرم کسی چیزی به پدرش بگه بدبخت میکنه یارو رو _ خب پس خوبه حصلم سر نمیره اینجا جیسو : تو خیلی نترسی والا توی سالن غذا تنها میزی که ۲ تا جایی خالی داشت میز 12 نفزه ته سالن بود که همون پسر تقصه بود و چند نفر دیگه
_ بیا بریم اونجا بشینیم جیسو : آا بنظر... _ بیا اشکالی نداره دعوا نمیکنم جونگ کوک چون همع لباس فرم داشتن جز اون دختزه وقتی وارد شد متوجه شدم ولی سعی کردم همون آروم بمونم و چیزی نگم ک اومد سمت میزمون و رفیقام سری پریدن بهش = ای دختره اینجا هرکسی حق داره بشینه جز تو بازم جوابی نداد و نشست دقیقا جلوی من ک جیسو ام نشست کنارش اروم به رفیقام جوری ک نفهمه اشاره کردم ک مشکلی نیست با ما حرف نمیزد ولی با جیسو خیلی گرم بودن و سرم تو غذام بود ولی گوشم ب حرفاشون جیسو : راستی هانلی نگفتی چرا لباس فرم نمی پوشی _ خوب یه دلیل داره که ولش کن دومیش اینه که بدم میاد از لباساب کوتاه و دخترونه پسرا بدنمو ببیننو نظر بدن بهم و از جینگیل پینگل های دخترونه خوشم نمیاد خلاصه اینو گفت ک یکی از بچه های میز بهش تیکه انداخت × هیکلت انقدر بده یعنی 😂 بازم جوابی نداد بهش خیلی دلم می خواست چهرشو ببینم ولی نمیزاشت جیسو : سوجون چیکارش داری
× من کاریش ندارم گفتم بخندبم فقط _ هوم اره خنده دار بود غش کردیم از خنده سوجون : تو چته چرا کلا تیکه بلدی بندازی یا محل ندی _ تو ام همینجوری باهام رفتار کردی منم مثل خودت برخورد کردم سوجون : هوم .... راست میگی بزار از اول شروع کنیم من سوجونم خوشحال میشم باهات آشنا بشم _ منم هانلی ام از آشنایی باهات خوشبختم ولی چیزی که توی مخترو بیرون کن چون من ازت هم بزرگ ترم هم دوست پسر نمی خوام سوجون : ها؟ چطو.... تو مغز منو داری میخونی _ من یه آدمم فک کن ببین میشه اصلا چیزی ک میگی نه ولی متوجه میشم سوجون : اوکی ولی تو از من بزرگ تر نیستی ما هم کلاسی ایم _ نه من ازتون بزرگ ترم جیسو : واقعا _ اوهوم جبسو : چرا _ برای اینکه من تا کره ای یاد بگیرم طول کشید و دیر تر شروع کردم ب درس خوندن جیسو : تو کره ای نیستی ؟ توی کره مدرسه میرفتی قبلا ؟ _ کره ای هستم ولی داستانش طولانیه قبل دبیرستان مدرسه نمی رفتم توی خونه درس میخوندم جیسو : چرا _ دیگه وارد جزیات نشیم
کوک دختررخون گرمی بود ولی پرو بود از جزئیاتشم نمیگفت ولی چرا واقعا دارم بهش فک میکنم اصلا خو با من در افتاده نشونش میدم اه همه ی دخترا یکین هانلی گوشیم زنگ خورد مامانم بود _ آم من یه لحظه میرم اون طرف _ الو سلام اوما ..... _ نه اینحا هیچ مشکلی نیست .... _ اوما گفتم مشکلی ندارم ابنجا ..... _ اوما تو آدم گذاشتی دور ور منو دید بزنه ؟ ..... _ اوما میدونی عصبی میشم چ اتفاقی میفته من بخوام بفهمم کیو برام گذاشتی خیلی راحت متوجه میشم ولی می خوام خودت سریعن از اینجا هر کی هست رو دور کنی خب ؟ .... _ سمت دبیرستان نیا لازم باشه بهت میگم .... _ بای
وقتی عصبی ام دستام میلزه و چشام قرمز میشه لعنتی هنسفریم افتاده بود تا به آهنگ گوش ندم خوب نمیشم با همون دستام و تار دیدن چشام ک بخاطر قرمز شدن بود رفتم سمت میز جیسو : هانلی چیزی شده خوبی _ هنسفریم جیسو : هنسفری نمیدونم وایسا میگردم دنبالش سوجون : هانلی دستا..ت
تیمام:/
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
امممم من یه سوال فقط داشتم :)
من تازه اومدم تستچی میخواستم بدونم چه جوری میشه برای پست ها عکس گذاشت ؟ ....
آخر ک میخوای تست رو ثبت کنی میاد عکس تست اونو بزن عکس رو انتخاب کن
👌
مرسی✨