عالی ببینید حتما و شرکت کنید 😄💓
رفتم یک سر پاساژ با دوستام ساعت ۹ شب رسیدم خسته و کوفته خلاصه وسایل و گذاشتم و... میخواستم بخوابم که گفتم بزار اول برای جیمین غذا درست کنم ۴۵ دقیقه ی دیگه از کنسرت میرسه خونه دوست ندارم ناراحت بشه 😕خلاصه........
رفتم چند تا هویج و قارچ و .....بردارم که سوپ شیر درست کنم خب حالا امادس میزارم قابلمه رو همین جا که نخواد داغ کنه 😉انقدر خسته ام که خودمو پرت میکنم رو تخت 😴😴😴ادامه از زبان جیمین 🙂در باز میکنم وا پس این دختر کجاس چه بوی خوبی میاد اهان سوپ شیر درست کرده 🤡میرم تو اتاق اهان خوابیده گناه داره دیگه بیدارش نمیکنم 😄
آخی چه خوشمزه بود خیس عرقم دیگه واقعا باید برم حموم یک ربع بعد .گوشیم زنگ میخوره جینه :الو سلام جیمین میای یک سر بریم جیمین:سلام نه ببخشید یکی اینجاست که واقعا نمیتونم تنهاش بزارم خسته هم شدم حسابی فردا میبینمت جین:باشه سلام منو به همون ادم برسون 😂 جیمین :حتما هر موقع که پاشد میگم 😂😂
بقیه از زبان جیمین نیست 😂😂😂جیمین حسابی خستس میاد تو تخت منو بغل میکنه سرم و بوس میکنه 😍😍و میخوابه چندین ساعت بعد 😄😄از صدای پیانو از خواب بیدار میشم 😌وا پس جیمین کجاست 🤥صدای پیانو رو دنبال تا بهش میرسم
نشسته تو اتاق موسیقی به هم سلام میکنیم داره آهنگ مورد علاقه ی منو میزنه میشینم کنارش وسرمو میزارم رو شونش بعد..............ٔٔ.........................
و منو بغل میکنه و منو میبوسه 💏جیمین : چشم هاتو ببیند 😒😔 حالا چشم هاتو باز کن ،،،،،،،،، بچه ها مجبورم مگرنه سوال اضافه میاد
وای خدایا جیمین جلوم زانو زده و یک جعبه ی کوچولو دستشه که توش حلقس جیمین از خجالت قرمز شده منم انگار زبون ندارم اصلا نمیتونم حتی کلمه ی نخ رو بگم 😒😒😂😂😂😂
بدون اینکه چیزی بگم حلقه رو دستم میکنم و جیمین رو محکم بغل میکنم اونم همین طور ولی فرقش اینکه من دارم گریه میکنم اشک هامو پاک و میگه بیا بریم بچه (افراد بی تی اس) منتظرن پایان
نظر بدید ممنون
بای بای همگی