این یه وانشات از ا/ت و اعضای بی تی اس هست امیدوارم خوشتون بیاد تا پارت بعد روهم بزارم
(ا/ت یا همون لیا) تازه رسیده بودم خونه وخیلی خسته بودم نشستم روی مبل و تلوزیون و روشن کردم که بعد از چنددقیقه گوشیم زنگ خورد کلارا بود بهترین دوستم
گوشیو جواب دادم بهم گفت:میای امشب بریم یه جایی؟ _کجا؟ +حالا کاریت نباشه پشیمونت نمی کنم بیا باشه؟؟ _خب چیکارت کنم باشه حالا کسی دیگه ای هم هست؟ +اممم.. اره چند نفر دیگه هم هستن _کین؟ +امشب خودت میبینی _باشه حله گوشیو قطع کردم تو فکر بودم که...
گوشیو جواب دادم بهم گفت:میای امشب بریم یه جایی؟ _کجا؟ +حالا کاریت نباشه پشیمونت نمی کنم بیا باشه؟؟ _خب چیکارت کنم باشه حالا کسی دیگه ای هم هست؟ +اممم.. اره چند نفر دیگه هم هستن _کین؟ +امشب خودت میبینی _باشه حله گوشیو قطع کردم تو فکر بودم که...
یه لحظه احساس ضعف کردم رفتم نودل آماده برداشتم و خوردم و بعد نگا ساعت کردم ساعت ۸شب بود که زنگ در خورد در رو باز کردم کلارا بود اومد داخل +سریع آماده شو بریم _باشه صب کن الان میام +عجله کن رفتم داخل اتاق در رو بستم و یه لباس مشکی تا نزدیک زانو پوشیدم و یه ساق شلواری تا بالای زانو پوشیدم...
اومدم بیرون کلارا نگام کردو گفت چه خشگل شدی منم گفتم من که خوشگل بودم شما نمیدیدی بعدم رفتیم سوار ماشین شدیم
به یه شهر بازی بزرگ رسیدیم چهار تا پسر اونجا بودن با یه دختر رفتیم سمتشون کلارا گف +بهتره همه اول باهم اشنا بشیم _ام خب من کیم لیو هیوک هستم ولی لیا صدام میزنن
(جونگ کوک) منم خودم و معرفی کردم _منم جئون جونگ کوک هستم +خوشبختم _آ.. همچنین بعدم بقیه خودشون رو معرفی کردن ×منم پارک جیمین هستم ÷سلام منم کیم تهیونگم *اسم منم مین بونگی عه بونگی یا همون شگا زیاد حرف نمی زد و معمولا خیلی سرد بود
%ام... منم جنی کیم هستم جنی همکار من بود ما دکتریم و یه جا کا میکنیم
تو خودم بودم که با صدای کلارا به خودم اومدم +میگم بهتره اول بریم ترن هوایی سوار شیم کسایی هم که نمی خوام بمونن بونگی گفت که حوصله نداره و میمونه و جنی هم همین رو گفت وما رفتیم برای خرید بلیط
اینم پارت اول پارت بعد رو دارم روش کار میکنم امید وارم خوشتون اومده باشع