
از زبان تیکی و پلگ رفتیم پیش یه آدمی به اسم میارو ادن به ماگفت یا صاحب هاتون رو بگین کجان یا... خودم از بانیک کمک میگیرم و... اسکلتشون رو بهتون تحویل میدم... انتخاب با خودتونه... ما گفتیم با نیکس!؟ میارو گفت آمممم... اگه قبول نمیکنین بزارین یه چیزی رو باهاتون درمیون بزارم بانیکس رو الکی گفتم من خودم یه ا س م هستم حالا بگین مخفف چیه؟
از زبان مرینت و آدرین و کلا هفت جد و آبادشون😂 مرینت :خوب بریم اول ... ای بابا تو پاریس که نیستیم خوب ... اونم نمیشه خوب چه کونیم؟نظری چیزی؟ من که والا ندارم شما ها چی؟ ادرین: اممم میتونیم بریم هتل رو بگردیم و بعد هم بقیه... مرینت:نه...نمیشه میفهمی؟؟؟نمیشه همه تسخیر شدن باید کوانی ها خودشون بیان lio : خوب عزیز دلم من میتونم خودم رو بروز به اضافه رسانی کنم شاید بتونم کاری کنم باشهههه؟ همه هفت جد و آباد:باشد
چیکار کنیم ؟ نمد از زبان تیکی و پلگ من با مرینت سعی کردم ارتباط برقرار کنم بعد مغذم پوکید و آخر سر هم تونستم به اونا موقعیت مکانیم رو فرستادم تا پیدا کنن بعد عکس اونایی که خیلی کار نمیکنن تو اون ساختمون فرستادم و به لیو هم مرینت گفت که ببین این کار رو میتونی انجام بدی تا بتونیم بریم ساختمون یا نه فکر کنم در جواب لیو گفت فکر کنم ماره😐 من اینو شنیدم ولی دیگه... خود دونن من نمیدونم گفت و گو خودشون بود😑خوب حالا دیگه طولانی نکنم برو اسلاید بعد
عزیزان ببخشید که چند روز دیر گزاشتم همینطور که گفتم وای فایمون خرابه حالا برای اینکه کات نکنم که کردم اگه زود خوندی ... هیچی ولش بزار دستت را رو اون بعدی تا بری... خلاصه برو بعدی طولش دادم نه؟😐
سعی کردیم خودمون رو شبیه کار کن ها بکنیم و یه شمشیر هم برای آدرین آماده کردیم که دیگه خودتون میدونید و همه اون کارکن ها رو از راه به در کردیم و دیگه به جا اونا خودمون رو جا زدیم و رفتیم با اون نمیدونم چی چیه اسمش یادم رفت به معنای واقعی جر و بحث کردیم و تیکی آخر سر گفت اون مخفف چی بود ؟؟ ولی نفه میدم با کی بود
بچه ها من زودتر داستان رو تموم میکنم چون ساعت 11 و 43 دقیقه شب
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالیههههههههه هر چی بگم از داستانت کمهههه چونکه خیلی خوبه نه یعنی خیلی عالیه نه نه...یعنی اینکه خیلی محشرههههههههههههههه🤩🤩🤩🤩
😚😚😚😚😙😙😙😙😙😙😍😍😍😍😍😘😘😘😘😗😗😗😗