یه داستان خیالی که خیلی شب ها بهش فکر میکنم مطمعنم که به نظرتون جذاب میاد زیاد چون قراره یه عضو بی تی اس باشید و باهاشون زندگی کنید😛💜
وای خیلی استرس دارم . آخه میدونید. امروز قراره برم رو صحنه بخونم بعد چند تا استاد کله گنده انتخاب کنن که بهتره تکی خواننده باشم یا باید برم تو یکی از گروه ها . و اون گروه هم باید رضایت داشته باشه آخ یادم رفت بگم من ایرانی ام عین خودتون ولی خب برای تحصیل امدم گره و صدام کشف شد رفیقام بهم پیشنهاد دادن که برم خواننده شم.
من هم که حول بودم و عاشق معروف شدن درجا قبول کردم و رفتم کلی آموزش و دوره دیدم و دیگه الانه که باید نتیجه ی کارمو ببینم. الان ساعت ۲ . نیم ساعت دیگع باید حرکت کنم منم که حول از یه ساعت قبل آماده شدم. رفتم جلوی آیینه نشستم استایلم که حرف نداشت جذب خودم شدم. یه پیراهن فانتزی کرمی رنگ پوشیده بودم که روی کمرش یه گل رز قرمز بود موهام رو هم دیشب قرمز کرده بودم تا ست بشم با لباسم یه آرایش ملایم موهام هم رو مدل باز درست کرده بودم.
همینجور که محو خودم بودم تو آیینه دیدم زنگ خونم به صدا در امد . یهو به خودم امدم دیدم ساعت دو و نیم شده سریع درو باز کردم دیدم که رفقام آمدن دنبالم همشون لباس قرمز با با گل هایی که لبه ی پیراهن کار شده بود پوشیدن خیلی خوب بود که دوستایی مثل اینا دارم . اونا منو بزور سوار کردن و به راه افتادیم اون روز عین قبلنا نبود چون همش اینقد که حرف میزدیم سر همه درد میگرفت ولی ایندفعه تا خود سالن کنسرت سئول هیشکی ح ف نزد
بالا خره رسیدیم از استرس باور کنید نمی دونم چه جوری از دم سالن تا پشت صحنه رو طی کردم. یهو وقتی به خودم امدم که استادم بهم گفت تو واقعا تواناییش رو داری و بعد حولم داد تو صحنه یهو جذب اطراف شدم چهار تا گروه حاضر بودن که من برم پیششون بلک پینگ ، بی تی اس ، اکسو و اوه مای گرلز . سه تا استاد کله گنده ترسناک هم جلو نشسته بودن یکی دنس رو برسی میکرد یکی استایل رو و یکی هم صدا رو .
خب تها کسی که میخواست امتحان بده من نبودم چند نفر دیگه هم بودن که پشت صحنه نشسته بودن. یه آقایی که واقعا نمی دونم کجا بود گفت شرکت کننده ی شماره ی چهار لطفا خودتون رو معرفی کنید و بعد کارتون رو شروع کنید من هم نفس عمیقی کشیدم و با اعتماد به نفس شروع به صحبت کردم: سلام به همه ی عزیزان من آ/ت هستم اهل کشور ایران ولی در اینجا زندگی میکنم ۲۰ سالمه و رشته ی تحصیلیم هم پزشکیه یهو آهنگی که میخواستم بخونم نواخته شد و من هم نفس عمیق دوم رو کشیدم و ریلکس کردم و شروع به خوندن و رقصیدن.
چه حس خوبی داشت دنس با اون آهنگ واقعا لذت بردم ۳ دقیقه دنس معرکه خودم که خیلی راضی بودم وقتی آهنگ تموم شد صاف وایستادم و یه تعظیم کردم و لبخند زدم حالا استرسم صد برابر شد ه بود . استاد اول شروع کرد:از نظر من استایلش عالی بود لبخند از رو لبش محو نمیشد تیپش هم خیلی خوب بود چهره ی اصلیش رو حفظ کرد چون آرایشش اینقدر زیاد و زننده نبود دوباره تعظیم کردم
استاد دوم هم ادامه دادن: دنسش به دلم نشست حرکات افراطی توش نبود کاملا با آهنگ میخوند و زیبا بود و مهم این بود که لوس هم نبود دنسش من بازم تعظیم کردم. استاد سوم هم گفتند: صداش نرم و لطیف بود خیلی جذاب بود تمام نکات رو هم رعایت کردن . و من برای بار سوم تعظیم کردم با بلند شدن من تمام چهار گروه و رفقام هم بلند شدن و برام دست زدن واقعا فکر نمی کردم که این روز رو ببینم
دوباره اون صدا گفت خب داور ها یکم وقت میخوان تا تصمیم بگیرن شما بهتره توی گروه بخونید یا تنهایی شرکت کننده ی شماره ی چهار میتونید تا اعلام نتیجه به به پشت صحنه برید. من هم رفتم پشت صحنه استادم محکم بغلم کرد و گفت: این سه نفر اینقد سختگیرن که تاحالا فقط چند نفر از زیر دستشون تونست در بره و الان که همشون گفتن که تو خوبی مطمعن باش که فوق العاده ای. و روی لبای من یه لبخند بزرگ سبز شد.
رفیقام هم امدن پشت صحنه کلی با هم گفتیم و خندیدیم رفقام هی بهم متلک مینداختن و من هم هر هر میخندیدم .دوباره اون صدای ناشناس گفت شرکت کننده ی شماره چهار لطفا به جایگا تشریف بیاورید تک تک دوستام برام آرزوی موفقیت کردن من رفتم روی صحنه نمی دونم چرا اون استرس قبل رو نداشتم اون استادی که استایلم رو برسی کرده بود گفت از نظر ما شما هماهنگی تو کارتون خیلی زیاده و اگه با گروه بخونید واقعا براتون بهتره خانم آ/ت من هم یه لبخند زدم و گفتم ممنون و گفت از نظر ما صدای شما به گر ه بی تی اس و اکسو بیشتر میاد . و بعد رو به گروه ها گفت خب پسرا نظرتون چیه کدوم گروه ایشون رو انتخاب میکنه اصلا قابل باور نبود برام هر دو گروه ایستادند استاد سرش رو به نشونه ی تایید تکون داد و دوباره رو به من گفت خب خانم آ/ت اینجور که معلومه خودتون باید انتخاب کنین که تو کدوم گروه باشین منم اول یه نگاه به گروه اکسل کردم زیاد برام جذاب نبودن ولی وقتی به گروه بی تی اس نگاه کردم انگار که داشتم به فرشته ها نگاه میکردم خودم رو جمع و جور کردم یه نفس عمیق کشیدم یهو با کوکی چش تو چش شدم هر دو نگاهمون رو از هم دزدیدیم و من باز خودم رو جمع و جور کردم و بعد سرم رو بالا کردم و بعد با آرامش و البته کمی خجالت گفتم دوست دارم تو گروه بی تی اس باشم .
امید وارم که خوشتون امده باشه مطمعن باشین در اولین فرصت پارت بعدیش هم میزارم دوستون دارم آرمی های کیوتم 💜💜