.....
_الیزه دِ رولند امکان نداره من تو بدن یه شخصیت رمان تناسخ {یعنی از یه بدن به یه بدن دیگه بری}پیدا کردم.
شاید بپرسید من کیم من یه دکتر جراح هستم بلکه نه یه جراح معمولی یه جراح حرفه ای مردم اسمای زیادی رو من میزارن جراح فوق العاده هیولای جراحی یه استعداد خالص
من برای خوش مسافرت سوار هواپیما شدم ولی هواپیما سقوط کرد و من یکدفعه از خواب بیدار شدم و دیدم که در بدن الیزه شخصیت شرور یه رمانم
شخصیت شروری که بخاطر کار های بدی که کرده بود مردم آخر اونو کشتن
اون شخصیت با اینکه شرور بود ولی خیلی خوشگل بود اون با مو های زرد و چشمای ابی آسمونی بدنیا اومد.
من از خوندن این رمان فهمیدم که شخصیت شرور وقتی ملکه شد بخاطر اینکه مردمش استعداد های زیادی داشتن به اونا حسودی میکنه و مرتکب گناهی میشه که نباید انجامشون میداده
پدر اون مرد سیاست طلبیه و خیلی پولداری و الیزه تا حالا هرچی خواسترو خریده _اهههه!به نظرم دختره از خوشی زیاد روانی شده
خب پس حالا که من جای اون شخصم باید کاری کنم که کشته نشم
اول باید اسم شخصیتهایی رو یادم بیاد که باعث شدن الیزه به این کارا تحریک بشه و از اونا دوری کنم...
امیدوارم خوشتون بیاد خدافظ😘😘