سلام دوستان فعلا اول های داستانه رفته رفته جالب تر میشه و مرینت و آدرین هم توش هست پس تا نخونده نظر ندید
سلام من ماریا هستم واندر وومن ۱۶ سالمه و در نیو یورک زندگی میکنم البته من خود واندر وومن نیستم... 😅 نوه ی واندر وومن هستم مادر بزرگم و مادرم هر دو واندر وومن بودند پدرم هم بتمن بود... می پرسید پدر بزرگم چی... نه... اون یه آدم معمولی بود 😐
یه برادر کو چکتر هم دارم... نه... اونم قدرت نداره... یه سگ هم دارم البته سگ نیست یه گرگه (قدرتش اینه که میتونه به آدم و حیوان های دیگه تبدیل شه و مثل کت نوار قدرت کتاکلیزم داره که ازش هر چقدر دلش بهواد میتونه استفاده کنه و لباسش هم شبیه کت نواره فقط سیاه نیس طوسیه و دمش کوتاه تر و گوش هاش کمی کوچیکتره و موهاش هم مشکی و طوسیه و چشای سبز هم داره) که پیار سال پیداش کردم
خیل خب بریم سراغ زندگی روز مره..... پدرم مدیر یه شرکت بزرگ و سرمایه دار بزرگیه مادرم هم مدیر یه بیمارستان بزرگه.... خیلی پولداریم و یه خونه ی خیلی بزرگ داریم (حتی خونشون از خونه ی آدرین هم بهترو بزرگ تره) من تو مدرسه ی معمولی درس نمیخونم تو مدرسه ی ابر قهرمان ها درس میخونم برا همین هر لحظه لباس ابر قهرمانیم تنمه و اونجا بهمون یاد میدن چطوری یه قهرمان باشیم
اکثر ابر قهرمان ها اینجان و حتی بعضی از خلاف کارا که نظرشون رو عوض کردن و الان قهرمان هستن مثل کت وومن، هارلی کویین، چیتا و.....
خلاصه امروز تو ندرسه زنگ دوم ورزش داشتیم من از سوپر گرل که بهترین دوستم بود پرسیدم: به نظرت این بار چی بازی میکنیم؟ گفت: احتمالا فوتبال چون بعد از والیبال فوتبال بازی میکنیم گفتم آها پس... که یهو مدیر والر(مدیر مدرسشون) از بلند گوی مدرسه گفت: دانش آموزان عزیز لطفا بعد ۵ دقیقه در سالن کنفرانس حاضر باشید
سوپر گرل گفت: چی میخواد بگه؟ گفتم حتما راجب امتحان های ترم دو میخاد صحبت کنه گفت: منطقیه من یه پوز خند زدم گفت چیه خواستم عین دانشمندا حرف بزنم
همه به سالن کنفرانس رفتیم مدیر والر اومد روی سکو ما به احترام بلند شدیم و گفت قهرمانان عزیزم امسال امتحان پایان ترم شما با سال های دیگه فرق خواهد داشت و ممکنه بیشتر از یه امتحان باشه و طول بکشه اما ما شما رو به یه چالش بزرگ دعوت کردیم...
سوپر گرل به من گفت: بگو دیگه دق کردم! من زیر لب خندیدم مدیر والر ادامه داد شما قراره هر کدومتون به یه نقطه ی دنیا سفر کنید و با ابر قهرمان ها او نجا یه تیم بشید و در برابر دنیا بجنگید... دقت کنید! مکان هر فرد توی یه پاکت رو میز اتاقشه... بتگرل دستش رو بالا برد و گفت چقدر اونجا میمونیم؟! مدیر والر گفت حداکثر۳ سال +آخه خانم پس اینجا چی خانوادمون چی پس؟-نگران اینجا نباشید بعضی هاتون انجا میمونید و تازه ما از پدر و مادر هاتون هم اجازه گرفتیم و درضمن این ماموریت روی فارغ التحصیل شدنتون خیلی تاثیر داره و خیلی مهمه من آب دهنم رو قورت دادم مدیر والر ادامه داد: بعد از دو روز ماموریتتون شروع میشه پس برید به اتاق هاتون و وسایل هاتونو جمع کنید اگه سوالی داشتید بیایید دفترم همگی موفق باشین....
بچه ها اگه خوشتون اومد حتما نظر بدید
امید وارم خوشتون اومده باشه اما اضافه کنم جالب تر میشه هااااا پس منتظر پارت های بعد باشید