خب خب من این داستان رو خواب دیدم😁
من از پیج اینستا چند تا عکس و البوم لاو یو سلف رو خریدم ۱ ماه طول کشید که برسه به دستم ولی امروز رسید دستم (عرررررررررر)🤕وقتی بازش کردم....🍎
یه نور جادویی ازش اومد بیرون ✨⚡گفتم دارم توحم میزنم🤓 ولی نه انگار واقعی بود یه صدایی تو گوشم اومد ک میگفت ARMYY(ارمممممممممیییی)🤒💜انگار صدای جیمین بود😭 منم یکدفعه گریه ام گرفت😭 دیدم یکی....
یکی دستشو گذاشت رو شونم🤓 گفت (به کره ای البته)گریه نکن گفتم نه گریه نمیکنم این گریه خوشحالی😭✨ بعد تعجب کردم که گفتم کی بود برگشتم دیدم✨ هفت فرشته الهی ✨پشتم دارن بهم لبخند میزنن اول خیلی ترسیدم😭 بعد با لکنت گفتم ش ..ش...شمااا شمااا اینجا چیکار میکنین😳 جیمین گفت ما در ذهن و قلب تو هستیم و همیشه در کنارتیم ..✨
خلاصه اون ها همش کنارم بودن 😳✨ شب شد موقع خواب بود رفتم مسواک زدم دوباره کنارم بودن ✨ بعد که خواستم بخوابم دیدم نامجون اومد و پتو رو گذاشتم روم✨ و دست تو موهام کرد تا خوابم برد✨ یه ارامش خاصی بهم داد✨ بعد شوگا هم لامپ بست✨ و رفت منم گفتم دوستون دارم✨💙 گفتن خوب بخوابی ارمی بعد اروم گفتن دوست داریم و ناپدید شدن✨🤒💜
تو خوابم وارد یا محوطه بنفش شدم جی هوپ گفت باید بیای اینجا رفتم و یکدفعه داد زد گفت به دنیای ارمی ها خوش اومدی اونجا همه جا بنفش بود 💜🙌 و همه جا ارم بی تی اس بود 😭❤️😖 همه دخترا و پسرا ارمی بودن همه لایک استیک (ارمی بمب)داشتن منم افسوس خوردم گفتم من ندارم و خیلی ناراحت شدم 😞 که..
بعد دیدم دستم سنگین شده دیدم یه ارمی بمب ب دستم آویزونه بعد تو جمع جیغ زدمممم 😳😭✨✨همه خندیدن😂✨ و بعد ی دختر اومد طرفم گفت :سلام +سلام -درکت میکنم چرا جیغ میزنی منم چند دقیقه پیش اینجوری بودم +عه پس تنها نیستم😂😅 +اسمت چیه- گفتم ا/ت(حالا اسم خودتون تصو کنید) گفت اسم منم النا هست خوشبختم گفت تا چند دقیقه دیگه کنسرت هست اماده باش 😁گفتم کنسرتتتتتت😳 گفت ارههههه گفتم یکی بزن گگوشم ببینم خوابم یا نه محکم زد تو گوشم دیدم بیدارم گفتم بزن ولی نه اینقدر محکم😐گفتم ولی من هنوز باورم نمیشه بیدارم😐✨ بعد یکی از پشت نشکونم گرفت گفت: بیداری😂دیدم شوگا بود 😐 از خجالت اب شدم 😳😅😂 بعد یکدفعه غیب شد 😐😂
بعد النا گفت زود باششش کنسرت داره شروع میشه 😐دیدم داره شروع میشه جیغ زدم گفتم انتررر زود تر میگفتی😐 بعد رسیدیم و بلیطمون رو گرفتیم و رفتیم ردیف اول که نزدیک ترین جای به اعضا بود😎😏 بعد اهنگ خوندن منم محو تماشا شده بودم حتی پلک هم نمیدم😐😂 دستامو بردم بالا و یادم رفت که ارمی بمب به دستم اویزونه ...
نمیدونستم اویزونه دستمو اینقدر تکون دادم تا بندش پاره شده😂 و من:( صحنه اهتسته😂) اااااای واااااای مننننننن بعد خورد تو دماغم بومممممم من :| هچه چچح عج پخ وییوم😂ترجمه:بنده ب چخ رفتم😐😂 بعد النا گفت دست پا چلفتی 😐 💔
بعد تهیونگ منو دید مث توف به زمین چسبیده بودم تهیونگمنو دید از خنده پاره شد😂 اومد که دستمو بگیره بعد ذهن من( به من ب چخ رفته کمک کنین😂)خواست دستمو بگیره که صدای گوشیم در اومد دیدیدیدیدیدیدیریننن وقت بیدار شدنه😐 بعد دیدم ساعت 7:14دقیقست و مدرسه داره دیر میشه زود مث میگ میگ اماده شدم رفتم دم در که برم دیدم النا هم داره میره مدرسه ساکیسا مونوچی دقیقا همون مدرسه من 😂😐 رفتم طرفش گفتم تو النا نیستی 😳 گفت عع تو همون دختر تو خواب نیستی?گفتم خودم گفت ارمی هستی گفتم ارهههه😅 گفت خب اون پسرو میبینی گفتم چ جیگریه😅😂 گفت به بابا بزرگش رفته گفتم بابا بزرگش😐😳 گفت اون کیم تانگی هست نوه ی کیم تهیو......
خب امیدوارم خوشتون اومده باشه😅✨ راستی کراش امروزم اینه👈✨😂