نامجون میگه میخوام دوست دختر آینده ام چشم های شجاع و جذاب و گیرایی داشته باشه
جونگ کوک گفته درباره رقصیدن مطمئن نیستم ولی واقعا دلم میخواد تا وقتی که میتونم بخونم.خوندن بخشی از وجود منه و فکرم رو آزاد میکنه
پدر هوسوک معلم ادبیات بود و تو مدرسه ای تدریس میکرد که هوسوک درس میخوند برای همین اون هیچوقت نمیتونست کوچک ترین شیطنتی بکنه
جیمین وقتی دپرس میشه یه کاپ هات چاکلت چیزیه که باعث میشه فراموشش کنه... البته جیمین جدیدا گفته که الکل هم برای آرامشش میخوره و از طعمش خوشش میاد
بعد از تموم شدن کنسرت لس آنجلس ازشون پرسیدن اگه کسی جز جین ،هیونگ گروه بود چی؟ این سوالو جیمین تو وی لایو گفت که فکر کن یونگی بود جین گفت باید از خداتون هم باشه من هیونگتونم اگه شوگا بود پادگان راه مینداخت
جین وقتی مشکلی داره با نامجون صحبت میکنه
جین تهیونگ رو به عنوان عضوی که از همه بیشتر به اون نزدیک هست انتخاب کرده
سوکجین موقع عصبانیت پلک چشم سمت چپش میپره
جین دوست داره همسر آیندش یه همسر خوب و مهربون با آشپزی بسیار خوب باشه
جین کسی هست که معمولا خوابگاه رو تمیز میکنه و مسئول آشپزخونه خوابگاه هست
جین همیشه با جیمین به ورزشگاه میره
رویای نوجوونی جین این بود که دوست داشت مثل پدرش باشه.همون طور که توی شرکت کار میکنه یه خانواده معمولی و گرم داشته باشه
نظرات بازدیدکنندگان (0)