خب سلام این اولین تست منه امید وارم راضی باشید.تویه دختر با موهاش مشکی ۲۰ سالته توی شرکت کار میکنی بدو برو تست رو بخون
توی شرکت بودی گوشیت زنگ خورد خواهرت بود بهت گفت که اون شب میاد دنبالت و باهاش حرف زدی خودتو آماده کردی و تو شرکت از همه خداحافظی کردی و رفتی بیرون منتظر خواهرت بودی پنج دقیقه بعد اومد و سوار ماشین شدی خیلی خوشحال بود جرعن نداشتی ازش بپرسی چرا خوشحالی😐😂ولی ازش پرسیدی گفت...
منم از فردا میخوای بیام پیش تو کار کنم...🥰ت.ام چه عالی خواهرت زیاد خوشحال نشدی..ت...خواهرت به کجا نگاه میکنی یه ماشین رو پشت سرت دیدی همش داشتم تغیبتون میکرد توهم به خواهرت گفتی که همین جا ماشین رو نگه داره و گفتی خودش بره ولی نمیرفت دوست نداشت بره ولی سعی کردی و راضی شد بره...اون ماشین پشت سرت ایستاد قیافش معلم نبود اومد خفت کنه که یه هو یکی از پشت اومد زد تو با مشت زد تو سرش ..
روتو اون طرف کردی که یه هو دستتو گرفت و برد تو ماشین نگاش کردی دیدی پارک جیمینه به روی خودت نیاوردی میشناسیش. بهت نگاه کرد گفت اینجا چیکار میکنی؟تو که خشکت زده بود با انه من گفتی خب خبب من با خواهرم داشتم میرفتم که یه هو یکی اومد مارو تغیب کرد گفتم ماشینو بزنه کنار و خودش بره
جلوی دهنتو گرفت و دیگه نذاشت حرف بزنی یه نگاه منحرفان ای بهت کرد🤦♀️😳 تو دلش گفت:چرا احساس میکنم عاشقش شدم چرا احساس میکنم قلب داره تند میزنه چیکار کردی دختر چیکار کردی🥲😣
برو بعدی این اضافست...😂
ماشین رو نگه داشت ترو از ماشین پیاده کرد ترو برد تو یه خونه ای هیلی قشنگ بود گفت اینجا خونه ی منه خوشحال میشم اگه اینجا بمونی و باهم حرف بزنیم😊ت آم عالیه چرا که نه☺موچی تو دلشگفت وای خدا امیدوارم خوب پیش بره
آروم آروم باهم رفتین خونش آروم دستتو گرفت خجالت کشید سری ول کرد توهم که...😂چیز بودی دستشو گرفتی گونه هاش سرخ شد گونتو پوسید دیگه گند زد با خودش گفت جیمین گند کاری نکن🤦♀️توهم که از خجالت داشتی پخش زمین میشدی .خونش خیلی قشنگ بود تابلو های نقاشی گل همه چی.. توهم کم کم داشتی بهش یه حسی پیدا میکردی
خب گلم امید وارم تا اینجا راضی بودی باشی
ادااامههه بدههههه
عالی بود ، حتما ادامشو بزار تا بخونم 😁💜💜💜