عاشقتونم کرونا
الیسا اومد تو اتاق و گفت: مرینت جون پاشو پاشو ادرین ماشینو رو روشن کرده هوا خیلی سرد بود ولی من لباس گرم نداشتم 🧥🧥😔😔😔 نمیخواستم به الیسا بگم چون اون خیلی مهربون بود ولی من نمیخواستم اونو تو دردسر بندازم. به هر دردسری که بود خودمو بردم تو
ماشین. بازم سردم بود من منتظر بودم که الیسا هم بیاد بشینه اما اون نیومد ☹☹☹☹ ادرین اومد نشت پشت فرمون و رفتیم (بچه ها مرینت از قبل ادرس رو به ادرین داده بود ) 💫💫💫
تو ماشین اصلا حرفی نزدم اما اون یواشکی از اینده داشت منو نگاه میکرد 👀👀👀👀👀 منم با خجالت تمام سرخ شده بودم ولی به روی خودم نیوردم و سرمو کردم تو گوشیم 🤳🤳🤳🤳😊😊😊😊
گوشیم خاموش شده بود 📱📱📱📱 گوشیمو روشن کردم دیدم صد تا میسکال دارم همشونم مارگو و جینی بودن. سریع به مارگو زنگ زدم (مارگو ♡ مرینت ☆ ) ☆سلام مارگو👋👋 ♡وای خدای من مرینت خودتی تو کجا بودی🤯🤯🙄 ☆اروم باش مارگو من دارم میام خونه بعد توضیح میدم 😘😘 ♡ باشه میبینمت 🤚🤚 ☆ میبینمت 🖐🖐🖐
از زبان ادرین 💚💚💚 از همون اول که اون دختره رو دیدم محو چشمای ابیش شدم 💙💙💙 چشماش مثل دریا عمیق بودن 💦💦💦💦 برای همین به الیسا زنگ زدم که بیاد ولی گفتم به مارک نگه (بچه ها مارک دوست ادرینه و الیسا دوست دختره مارکه )
نمیخواستم دختره از جلوی چشام دور بشه انگار تو همون لحظه عاشقش شده بودم اما چه کنم که این اخرین باریه که اونو میبینم.❤❤❤❤❤❤ که یهو یک فکری به ذهنم رسید. 💡💡💡💡 اون
دختره خوانده س پس من میتونم برم کنسرتش و اونو دوباره ملاقات کنم 👩🎤👩🎤👩🎤
ببخشید کم بود 10 تا نظر برای پارت بعد
دوستون دارم
بای بای
بعدی رو نداشتی؟
ممنونم چشم حتما درحال برسیه
عالی بود رزا جان پارت بعدی 🤩
عالی لطفا بعدی
عالیییی😍😍😘اگه میشه بعدی رو یکم بیشتر بنویس🥰
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای فوق العاده بود.
واقعا نمیدونم چرا داستانت رو انقدر دوست دارمممممممممم.
لطفاااااااااااااااااااااااااااااااااااا لطفاااااااااااااااااااا لطفاااااااااااااااااااااااااا بعدی رو زود تر بزار.
زود زود زود.
عالییییییی بود ولی کم بود 💛💚💙❤💝💘💗💖💕💓💟
ممنونم عشقا
عالیییییییییی
بود
عالی