نجات رباتیک
از زبان فلویی این تونل اینجا چی کار میکنه رفتم تو یهو یه چیزی درخشید اون یه ساعت بود برداشتم کردم دستم یهو یه چیزی ازش بیرون اومد گفتم تتتتتتتوو چچچچی هههههههستی گفت نترس فلویی همه چیز مرتبه من یه اموکم و اسمم هرباست من گفتم
اموک؟گفت بله اموک من بهت ابرقدرت های ویژه میدم گفتم حالا این ابرقدرتا به چه دردی میخوره؟ گفت تو میتونی در راه کمک به مردم ازش استفاده کنی ولی نباید برای اهداف شخصی ازش استفاده کنی و هویتت باید مخفی بمونه گفتم فهمیدم اما من باید چی کار کنم گفت فقط بگو هربار پیش به سوی آزادی و امنیت
گفتم هربار به سوی آزادی و امنیت باورم نمیشد واقعا داشتم یه ابرقهرمان میشدم حالا میتونستم پرواز کنم خیلی باحال بود از اتاقم رفتم بیرون یکم پرواز کردم یهو یه نفر رو دیدم سلام فکر کنم شما همون همکاری هستید که اون اموک بهم گفته بود (اونم دقیقا همین اتفاقات که برای فلویی افتاد برای اونم افتاد)
از زبان فلویی گفتم اسم شما چیه اسم من باکس گفت اسم منم جستی گفتم حالا باید چیکار کنیم یهو یه صدای لرزش آمد گفتم چی شده گفت فکرکنم درست به حرف های اموکت گوش نکردی ما یه دشمن داریم به اشم ارباب شرارت
گفتم حالا این ارباب شرارت کی هست گفت اون دشمن ماست با استفاده از پر هاش مردم ناراحت توکیو رو شرور کنه رفتیم ببینیم چه خبره یهو یه چیز بزرگ جلومون ضاحر شد منو پرت کرد انور
گفتم برو هم قد خودت بجنگ بد با یه باد که از دهنم خارج میشد انداختم انور بعد جستیم با لیزر بهش زد
بلند شد گفتم حالا باید چی کار کنیم گفت باید قدرت های هم دیگه رو بفهمیم من گفتم من قدرتم یخ باد آتش گفت من قدرتم آب خاک و برف
میگفتم حالا چطوری می خوایم این کار رو بکنیم
گفت تو از اون ترف آتیش بهش بزن منم از این ترف بهش خاک میزنم
واقعا نقشه نتیجه داد خیلی خب بچه ها امید وارم خوشتون امده باشه
نظرات بازدیدکنندگان (0)