
بابا جون عمتون بلایکید یه ضربه ریز میخواد دیگه ب خدا پول نمیخواد
به عکس پارسا♡اروم و بیحال رفتم سمتش و برداشتمش و انگشت شستم رو کشیدم روش و بعد بوسیدمش ♡یه قطره اشک ♡دیگه نتونستم و زدم زیر گریه ♡زار میزدم ♡عکس رو چسبوندم به قلبم و فشار دادم☆مگه نمیگفتی دوسم داری مگه نگفتی که نمیزاری دست هیشکی بهم برسه پس کوشی و عماد رو بگیری زیر مشت و لگد و بگی من مال توام؟ !؛کجایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ؛هع هع هع هع هع ♡ تو تراس بودم؛بعد اینکه اون رفت همیشه با ماه دردو دل میکردم تا حال پارسا رو خراب نکنم چون میدونستم میشنوه ☆دیدی دوباره تنها شدم:)مثل تو شدم دوباره تنهای تنها؛با اینکه دورم پر ستارس اما باز تنهام چون اونا از جنس من نیستن♡اسمون عصبانی شد و بعد شروع کرد به حال من زار زدن:)هع هیییییییییییععععع خدا این کوچه خیابونا چند و قت بود که مارو ندیده بود باهم زیر بارون،چند وقت بود که رستورانای شیک و کافه ها و کتابخونه هاصدای خل بازیا و خنده هامون رو نشنیده بود؛رستوران شیکا. و کافه ها وقتی همه عاشقانه داشتن باهم پچ پچ میکردن یهو ما با صدای بلند میزدیم زیر خنده یا حتی کتابخونه ها؛با یاد اون خاطره ها مون یه لبخند ملیح که دست خودم نبود اومد ♡ آخ که عاشق این آغوش گرم بودم،ضربان قلبش داش تند میزد☆پارسا؟؟!!☆اولن که جون دل و دومن که صدا تو نازک نکن چون دیگه گول نمیخورم☆چرا نمیری☆چییییییییییییی؟؟!!کجا برم☆من برام مهم اینکه تو خوشبخت بشی فرقی نداره که با من یا با کس دیگه ای؛اصلا این چه حرف چرتیه که میزنم؟خو ما دو تا فقط دوستیم♡یه قدم به عقب برداشتم که برم☆خوشبخت بشی:)به نظرم دختر بدی نیومد♡پشتم رو کردم که دستم از پشت کشیده شد و من رو برگردوند سمت خودش و با اون یکی دستش گفت☆چرا چرت میگی؟؟من چطوری میتونم تو این دل لامصبم یکی دیگرو راه بدم؟؟!!♡با داد☆هااااااااااااآاااااااااااااااااااا من چطور میتونم توع لعنتی رو دوست داشته باشم و باز یکی دیگرو بیارم هاااااااااااا؟!دوست دارم بفهم اینو بکن تو مغزت که من عاشقتم و تا آخرش باهاتم♡😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂هر هر هر هر هر هر هر هر هر هر هر هر هر هر هر هر هر هر هر هر بلاخره اعتراف کردی هر هر هر هر هر هر 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂♡وقتی خنده ام رو دید و با چشام تازه فهمید چه خبره♡لبشو برد تو دهن و گاز گرفت بعد پشتشو کرد به من و رفت،دویدم سمتش و گفتم خو حالا پسرم ناراحت نشو بلاخره که باید میگفت مادرت رو دوست داری😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂هر هر هر هر هر هر هر هر هر هرهر
با خنده ام دیگه نتونست جلوی خودش رو بگیره و یه لبخند مهربان اومد رولبش و برگشت سمتم و گفت ☆یه کلام میگفت بهت بگم دوست دارم،این کارا لازم نبود:)☆اره جون عمت میگفتی؟؟!!☆اوکی اما حتما باید میگفتم؟ یعنی تو از تو در و دیوار خوردنم،از حریص بودنم برای خودم کردنت ،از اینکه من کلا آدم بی اصابیم اما پیش تو صدو هشتاد درجه فرق میکنم و از اینکه به همه میگفتم زن من بیخیال اما وقتی به تو رسیدم دیگه هرکی میگفت زن، من هیچی دیگه نمیگفتم و تازه بد تر خوشحال هم میشدم:)☆اره میدونستم دوسم داری اما جنس من نیاز داره که بشنوه،نیاز داره که بشه خنگ ترین آدم دنیا و همه مسخره اش کنن تا از کسی که دوسش دارن بشنون که چه احساسی داره:)♡چشاش یهو شیطون شد اما همون لبخند مهربون رو داشت☆که تو ام دوسم داری!هان☆اع اع اع د د د دو دوس دوست که دارم اما عاشقت نیستم:)☆😂😂اره جون عمت پس من بودم عکس خودم رو کش رفتم و همین الا گفتم دوست دارم از زبون خود کسی که دوسش دارم بشنوم که چه احساسی داره😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂هر هر هر هر هر هر هر هر هر هر♡ با یاد اون لبخند جذاب و کیوت و مهربونش لبخندم پر رنگ تر شد:)♡
بیمه ماشینت رو تمدید کردی؟؟؟؟؟!!!!♡اع!........تمدید کردم♡....................ازکی گرفتی؟؟!!♡ازکی:) [هیچی دیگه بلد نیستم😅]
صب پاشدم انقدر و رفتم دشویی و بعد از عملیات اومدم ببرون و کلم رو کردم تو گوشی ؛دیشب اصلا نخوابیدم و تمام مدت به پارسا که مثل اسمش بود فکر میکردم ♡ گوشیم زنگ خورد؛ خود لعنتی اش بود ☆ بله ☆ به به عروس خانم علیک سلام :) ☆ سلام :( ☆ چرا ناراحتی ☆ ناراحت نیستم☆ باشه نفسممممممممممم :)پاشو اماده شو که یه ربع دیگه اونجام ♡ دلم هوری ریخت؛ قطع کرد ♡ پاشدم که گونی چیزی تنم کنم ♡ در کمد رو باز کردم که نگام افتاد بهش و از بین لباسا درش آوردم و به یاد اون روز یه لبخند در حد اقیانوس اومد رو لبم :)♡ این چیه؟چرا آنقدر بزرگ؟ ☆اعععععععع چقدر حرف میزنی باز کن:)♡درش رو باز کردم یه مانتوی سفید که که آستین های حریر با گلای صورتی کوچولو بود و یه شلوار پاچه گشاد سفید و کفشی صورتی:)با شال سفید صورتی☆واییییییییییییییییی پارسااااااااااااا اینا چقدر خوشگلن؛ هیچ وقت انقدر از رنگ صورتی خوشم نیومده بود؛حالا اینو باز کن♡یه جعبه دیگه که بزریگش اندازه قبلی بود گذاشت رو میز اما مشکی بود☆این دیگه چیه؟؟!!☆من نمیفهمم چرا انقدر حرف میزنی باز کن؛اما کور خوندی این یکی دیگه واسه خودمه:)♡جعبه رو باز کردم کاور کت شلوار که توش یه کت شلوار سورمه ای و بلیز سفید و یه کربات قرمز ملایم با کفش سورمه ای توش بود؛قبل اینکه جعبه کوچیک قرمزه که درش بسته بود رو سر بده طرفم فهمیدم غذیه از چه قرار☆اما....☆هیسسسسسسس؛ اما نداره☆آخه هنو 2 سال مونده تا به سن قانونی برسم تازه از کجا معلوم 2 سال دیگه همین قدی بمونم که لباس گرفتی؟؟!!☆😂😂 هر هر هر اولن که تا 18 سالت بشه میکنمت واسه خودم و دومن که تو از 12 سالگیت که دیدمت تنها فرقی که کردی خوش هیکل تر شدی😂😂هر هر هر هر هر♡کوسن و پرت کردم طرفش که چون بچم چشاش بسته بود و نمیدید خورد تو دماغش☆اخخخخخخخخخ چی کار میکنی؟؟؟!!😡😡😡😡😂😂😂😂هر هر هر هر هر♡با گونه های قرمز گفتم☆درد نیشتو ببند بیشور یکم حیا داشته باش؛عوضییییییییییییییییی♡
از کی گرفتی؟؟؟!!!♡ازکی♡؟؟؟؟؟!!!!!♡از کی دات کام
رسوندتم آرایشگاه ♡پیاده شدم☆سلام عزیزم خوش اومدی:)☆سلام:)ممنون☆شما خانم اقای عماد چمندری هستین؟؟!!♡یهو پقی زدم زیر خنده که زنه کپ کرد ؛آخه همیشه از فامیلی عماد خندم میگرفت☆بله خودم هستم♡یهو چندشم شد ههع زن اقایه عماد چه شخص متین و اقایی😏♡داشت کارش رو انجام میداد که من تو فکر بودم که ای کاش مثل رمانا از سر اجبار ازدواج کنم اما بعدش عاشقش بشم که با این فکر احساس چندشی عجیبی بهم دست داد☆خوشگل شدیا عروس خانم:)♡یه نیگا به خودم کردم ههع حتما آقا سفارش کردن که اینطوری آرایشم کنن☆عزیزم پاشو لباست رو کمکت کنم بپوش♡از کلمه لباس کپ کردم♡وقتی در سفید اتاق سمت راست رو باز کرد و تو شو نگاه کردم،چشام چهار تا شد.........
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
روغن میهن بانا باش سلامت
سلام پارت ۳داستان عشق یهویی منتشر گردید🍁😍
سلام پارت ۲داستان عشق یهویی منتشر شد🍁
€_€حتما میخونم