ترکیبی از بی تی اس و بلک پینک🤩
داشتم راه میرفتم که خوردم به یه نفر یه لیوان شکستنی از دستش افتاد رو لباسم هم لباسم کثیف شد هم طرف لیوانش رو از دست داد 😬الان نمی دونم مقصر منم یا اون 🤦🏼♀️ طرف گفت مواظب خودت باش خانم کوچولو😐 گفتم بله با من بودین جناب 😌 گفت بله گفتم شما کی هستید که به من میگید مواظب باشم ماسک و کلاه بر داشت جیمین بود😳😳😳😳😳 گفت خوب من جیمین هستم منم ماسک کلاه رو بر داشتم گفتم منم لالیسا هستم 😌 جیمین دستمو گرفت برد یه گوشه گفت تو اینجا چی کار میکنی😬گفتم رفته بودم یه نیم تنه با یه شلوار سیاه پیدا کنم اصلا خودت چرا اینجای🤦🏼♀️
جیمین گفت چند وقته وی مریض شده و نمی تونه بیاد تمرین چون وقتی زیاد بپره نفسش میگیره گفتم ع اینکه مشکل جنی هم هست 🤧 جیمین گفت میشه به جنی بگه بیاد خیلی نگران ته هستیم هم من هم بقیه راستی کوک منتظرمه من باید برم گفتم اوکی بعدا میبینمت😊و رفت عین جت شماره جنی رو گرفتم گفت سلام لیسا جانم گفتم سلام میشه زود بیای اینجا گفت اینجا کجاست دقیقا گفتم پاساژ اوکاسو گفت خوبه نزدیکه امدم😚 گفتم ممنون پس فعلا گفت فعلا قط کرد بعد از ۵ دقیقه رسید گفتم جنی ته رو که میشناسی گفت وی بی گفتم اره گفت اره چه طور تازه شمارش هم دارم گفتم امروز جیمین و دیدم که گفت وی مریض شده و هر وقت زیاد میپره نفسش بند میاد دیدم عین مریضی توع حالا گفتم بیای که بریم خونه اونا وی رو خوب کنی قبول🥺 گفت بدو بریم که اگه خوب نشه میمیره بدووووووو سریع تاکسی گرفتیم رفتیم خونشون در زدیم نامجون در باز کرد جنی نامجون برد اونور سریع رفت تو اتاق وی (بالای هر اتاق اسم صاحب اتاق بود ) نامجون گفت سلام چیشده از اینورا راستی جنی رو از اتاق وی بیار بیرون که وی حالش خرابه 😖گفتم سلام دقیقا برای همین مزاحم شدیم وی اگه خوب نشه میمیره نامجون قش کرد کوک امد دم در گفت چی بش گفتی که همچین قش کردم😱😱 گفتم سلام برای وی امدیم کوک گفت مگه عروسیه 😂 گفتم نه بابا اگه وی خوب نشه میمیره او شت اینم که حالش بد شد 🤦🏼♀️شوگا امد گفت بله کاری داشتین گفتم سلام برای مریضی وی امدیم یهو جنی داد زد لیسا کیف منو بیار اون وقت من هنوز پشت در بودم😂
سریع رفتم تو کیف جنی رو بردم تو اتاق گفتم بفرمائید 😊💖 گفت ممنون و دو ستا قرص درورد داد تیهونگ گفت بدو بخور وی هم گفت اصلا اگه بخورم گفتم وی اگه نخوری خوب نمیشی و میمیری پس زود بخور که نمیری😐😂یه کوچولو زیادی تند موضوع رو لو دادم وی هم قش کرد 😐 شوگا امد تو اتاق گفت یا خدا همین جور وی مریض بود حالا هم که قش کرد 😱 جنی گفت 😂😐 باز بهتر شد میتونم راحت قرص رو کنم تو حلقش شوگا گفت بد بخت 😓گفتم حالا بگذریم کوک و نامجون چی شدن جمعشون کردین شوگا گفت ممنون که امدین نمی دونستیم اگه شما نبودین چی میشد 😅گفتم والا حظور من که واجب نیست استاد کیم واجب هستن جنی گفت نفرمائید استاد مانوبار گفتم 🤧کی یاد میگیرین مانوبال تموم شد رفت😭 جیمین گفت ع امدین خوش امدین شوگا یه پس گردنی سفت زد به گرون جیمین گفت چرا به ما نگفتیییی گفتم اخخ بابا اروم بزن جیمین گفت اییییی وی همچین پرید گفت اییییی چه طعمه بدی میده جنی گفت یه دونه دیگه بهت بدم تمومه 🥳🥳 وی گفت میشه نخورمش اخه هنوز قبلیه پایین نرفته😐😂
جیهوپ با چای نبات اومد گفت چه خبره اینجا وی گفت اخی چای تازه نباتی 😋 مرسی جیهوپ💖 جیهوپ چای و داد وی منو و جیمین و شوگا رو پرت کرد بیرون جنی رو ننداخت گفت تو به درد میخوری 😂و خودشم امد بیرون هنوز کمرم در میکرد اخخخخخ جیمینننن مواضب باش جمینین گفت وای ببخشید😅 و یه جوری پاشد که به من نخوره شوگا دست منو گرفت کشید جلو گفت الان اینجا چه خبر 😐گفتم ع کوک و نامجون به هوش امدن 😄 جین با چشم های خواب الود و با یه عروسک امد جلو😑 گفتم عروسک بقل میکنی دراز😐😐😐جین گفت یا خدا اینجا چه خبره😱😱 شوگا گفت بخواتر وی امدن مواضبش باشن تازه صبح بخیر پهلوان پنبه 😂 گفتم سلام گفت خدافظ رفت تو اتاق دوباره خوابید😑 جیسو بهم زنگ زد گفتم سلام جان دلم 😘 گفت سلام کجاینننن گفتم خونه پسرا گفت کیاااا😬گفتم بی تی اس گفت جان داد زدم بییی تیییی اسسسس گفت باشهه بابا جنی امد بیرون گفت لیسا مریض که گوشش گرفته کر شد بد بخت حالا دیگه خدا بدونه ما چی شدیم 😂🤦🏻♀️جیسو گفت اوه کی مریض شده گفتم وی شوگا گفت میشه دیگه به هچکس نگی هی شایعه درست میکنن عین اون موقع که من شونم رو عمل کردم 😥 گفتم اوکی باش 💖
جیسو گفت رزی هم سرما خورده گفتم من جیمین و جیهوپ رو بفرستم ؟؟جیمین گفت چی من نمی رم اونجا گفتم پس منو جنی هم بریم دیگه هان😌 جیمین گفت نه نه باشه فقط بخواتر وی دلم سوخت گفتم لازم نیست جیمین خودم میرم 👧🏼و کیف و کتم رو بر داشتم گفتم جیسو من امدم گفت مرسیییی اوکی فعلا گفتم فعلا قط کردم . گفتم خدافظ پسرا موفق باشید و رفتم تو اتاق گفتم جنی رزی سرما خورده من میرم گفت نههه خوب یکی از پسرا رو بفرست گفتم نه لازم نیست خودم میرم هم جیسو راحت تره هم پسرا خوب دیگه خدافظ 😖و رفتم کوک که تازه اب قندشو تموم کرد گفت از این به بعد خبر رو اروم اروم بده 😵گفتم باشه خدافظ😘 و رفتم تو راه بند کفشم باز شد با پا خوردم زمین ماسکم افتاد جیمین سزیع امد جلوم وایساد گفت نتونستم نیام حالا جلو خودتو بگیر یهو یه دختر امد گفت وای لیسا و جیمین با هم قرار گذاشتن گفتم بچه زبون دراز تر از این ندیده بودم دختره خواست یه چیزی بگه اروم گفتم هیسسسسس🤫🤫🤫 گفت باشه ولی بگید با هم بودین یا نه گفتم دوستم سرما خورده جیمین امد خوبش کنه جیمین گفت لیسااااا گفتم یه چشم قره رفتم گفت اوکی 😬
سریع رفتم تو کیف جنی رو بردم تو اتاق گفتم بفرمائید 😊💖 گفت ممنون و دو ستا قرص درورد داد تیهونگ گفت بدو بخور وی هم گفت اصلا اگه بخورم گفتم وی اگه نخوری خوب نمیشی و میمیری پس زود بخور که نمیری😐😂یه کوچولو زیادی تند موضوع رو لو دادم وی هم قش کرد 😐 شوگا امد تو اتاق گفت یا خدا همین جور وی مریض بود حالا هم که قش کرد 😱 جنی گفت 😂😐 باز بهتر شد میتونم راحت قرص رو کنم تو حلقش شوگا گفت بد بخت 😓گفتم حالا بگذریم کوک و نامجون چی شدن جمعشون کردین شوگا گفت ممنون که امدین نمی دونستیم اگه شما نبودین چی میشد 😅گفتم والا حظور من که واجب نیست استاد کیم واجب هستن جنی گفت نفرمائید استاد مانوبار گفتم 🤧کی یاد میگیرین مانوبال تموم شد رفت😭 جیمین گفت ع امدین خوش امدین شوگا یه پس گردنی سفت زد به گرون جیمین گفت چرا به ما نگفتیییی گفتم اخخ بابا اروم بزن جیمین گفت اییییی وی همچین پرید گفت اییییی چه طعمه بدی میده جنی گفت یه دونه دیگه بهت بدم تمومه 🥳🥳 وی گفت میشه نخورمش اخه هنوز قبلیه پایین نرفته😐😂
جیمین گفت چند وقته وی مریض شده و نمی تونه بیاد تمرین چون وقتی زیاد بپره نفسش میگیره گفتم ع اینکه مشکل جنی هم هست 🤧 جیمین گفت میشه به جنی بگه بیاد خیلی نگران ته هستیم هم من هم بقیه راستی کوک منتظرمه من باید برم گفتم اوکی بعدا میبینمت😊و رفت عین جت شماره جنی رو گرفتم گفت سلام لیسا جانم گفتم سلام میشه زود بیای اینجا گفت اینجا کجاست دقیقا گفتم پاساژ اوکاسو گفت خوبه نزدیکه امدم😚 گفتم ممنون پس فعلا گفت فعلا قط کرد بعد از ۵ دقیقه رسید گفتم جنی ته رو که میشناسی گفت وی بی گفتم اره گفت اره چه طور تازه شمارش هم دارم گفتم امروز جیمین و دیدم که گفت وی مریض شده و هر وقت زیاد میپره نفسش بند میاد دیدم عین مریضی توع حالا گفتم بیای که بریم خونه اونا وی رو خوب کنی قبول🥺 گفت بدو بریم که اگه خوب نشه میمیره بدووووووو سریع تاکسی گرفتیم رفتیم خونشون در زدیم نامجون در باز کرد جنی نامجون برد اونور سریع رفت تو اتاق وی (بالای هر اتاق اسم صاحب اتاق بود ) نامجون گفت سلام چیشده از اینورا راستی جنی رو از اتاق وی بیار بیرون که وی حالش خرابه 😖گفتم سلام دقیقا برای همین مزاحم شدیم وی اگه خوب نشه میمیره نامجون قش کرد کوک امد دم در گفت چی بش گفتی که همچین قش کردم😱😱 گفتم سلام برای وی امدیم کوک گفت مگه عروسیه 😂 گفتم نه بابا اگه وی خوب نشه میمیره او شت اینم که حالش بد شد 🤦🏼♀️شوگا امد گفت بله کاری داشتین گفتم سلام برای مریضی وی امدیم یهو جنی داد زد لیسا کیف منو بیار اون وقت من هنوز پشت در بودم😂
رفتیم تو اتاق رزی رزی هی سرفه میکرد اما از اون ناز نازکاش 🥺 گفتم سلام خوبی رزی گفت به به خانم خوش گذشت دوست جدید هم که پیدا کردید چند وقت دیگه هم جیمین گفت سلام موضوع اصلا این نی امدیم که بهت کمک کنیم تا خوب بشی ❤ رزی با لهن زشت گفت جیمین نباشه من همیشه خوبم جیمین بهش بر خورد و رفت از اتاق بیرون گفتم رزی چی شده قبلا که اینجوری نبودی 😖😖 رزی گفت از جیمین بدم میاد فهمیدی بدم میاددد داد زد بدم میاد از جیمین بدم میاد😭😭😭😭😭 وضع خیلی بد بود جیسو امد تو اتاق سریع گفتم مم دیگه رزی نمیشناسم 😕و سریع رفتم پیش جیمین جیمین لباس های داداش جیسو رو کنده بود و داشت از در میرفت بیرون با خودش زم زمه میکرد نباید میمدم 😭😖اروم از پشت دست جیمین رو گرفتم گفتم بیخشید😓😓 جیمین گفت تقصیر تو نیست و دستش رو از دستم کشید 💔 و رفت گفتم متاسفم تقصیر من بود که پای ترورو اوردم جلو 😓😖 جیمین گفت ولش کن رفتم جلوش وایسادم گفتم خیلی هم مهمه و بغلش کردم گفتم ببخشید جیمین اروم دستشو گذاشت پشتم و بغلم کرد گفت اوکی حله 🤧 خیلی خوش حال شدم اما یهو گوشیم زنگ خورد جنی بود گفتم صبر کن تا بیام گفت اوکی رفتم جواب دادم جنی جیغ زد وی خوب شد گفتم هورااااا🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳رفتم سریع پیش جیمین گفتم وی خوب شد اونم گفت ایوللللل🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳
جنی گفت زود بیاین اینجا که دارین مهمونی رو از دست میدین گفتم من که رزی رو با خودم نمی یارم جنی گفت چرا گفتم چو قلب دوستمو شکست جنی گفت جیسو رو میگی؟؟ گفتم نه جنی گفت منو میگی؟؟ گفتم نه جنی گفت کی رو میگی گفتم شماها که فامیل من هستین جیمین رو میگم جنی جیغ زد خجالتتتتتتت بکششششششش بییییی شخصیتتتتتتتت😳😳😳😳 گفتم حالا دیگه من با جیمین دوستم جیمین گفت نه بابا گفتم چرا هستم 💖💖 جیسو امد گفت رزی خیلی ناراحته از دستت لیسا گفتم باشه به درک اون جیمین رو ناراحت کرد 😕😕راستی جنی باهات کار داره بیا جیسو گفت اها ممنون گوشی رو دادم جیسو جیمین گفت لازم نبود با رزی قهر کنی لیسا گفتم چرا بود اون اصلا تاحالا راجب به کسی اینجوری حرف نمی زد 😭😭😭😭
گفتم میشه صبر کنی تا لباس بپوشم با هم بریم ؟؟ گفت حتما فقط بدو 😊گفتم ممنون حتما و رفتم تو اتاقم یه نیم تنه صورتی استین بلند با یه شلوار سیاه پوشیدم موهام رو شینیون کردم و یه گل سر گل گذاشتم بقل شینیون یه کوچولو ارایش کردم یه کفش پاشنه بلند قرمز پوشیدم👠 به گربه ها غذا دادم و رفتم جلوی در 💖جیمین داشت به آسمون نگاه میکرد رفتم بقلش نشستم جیمین بهم نگار کرد گفت خیلی خوشگل شدی گفتم ممنون جیمین دستشو انداخت دور کمرم😳 گفتم دیگه منحرف نشو 😬😬گفت باشه ببخشید😅گفتم بریم دیگه گفت بریم جیمین ماسک کلا رو گذاشت سرش گفتم من کلاه نمی زارم 👒چتریم خراب میشه اما ماسک میزارم گفت اوکی باشه جیسو گفت بیا لیسا گفتم ممنون (گوشی رو بهش داد ) جیسو گفت اهای خانم کجا کجا گفتم وی حالش خوب شده راستی زود لباس بپوش که بریم خونه جیمین اینا جیسو گفت باشه و زود رفت ماسک رو درست کردم و دست جیمین رو گرفتم رفتیم وقتی رسیدیم در زدیم جنی در باز کرد گفت سلام برای منم لباس اوردی گفتم سلوم نگفتی😬 جنی گفت سلوم نه و سلام رفتیم تو یهو جنی با دمپایی دنبالم کرد😬👡 نامجون در گوش جیمین یه چیزی گفت جیمین هم گفت نههه اصلاااا بلخره جنی دیگه دنبالم نکرد😄 رفتم بقل جیمین نشستم گفت نامجون بهم یه چیزی گفت که بهت بگم جرم میدی گفتم چی گفت جیمین گفت لیسا ترو دوست داره و عاشقته فقط یه سوال درسته ؟؟گفتم خوب یه جورای اره یه جورای نه 😂😬 جیمین سرخ شد 😳اروم گفت شت 😓