سلام راستش من همین الان یک تیلر وحشتناک دیدم میتونم بگم قلبم وایستاد ترسناک نبود ولی بود یعنی از اون قلب وایستو ها بود
خب اول از همه شدوماث یک چیزی مثل معجزه گر لیدی باگ می سازه
بعد میره به شرینی پزی که اونجا تام سابین مادربزرگ و پدربزرگش اون جان در فر را باز میکنن یک بوی خوب همه جا میپیچه همه بعد ازش میخورن شرور میشن میرن سمت اتاق مرینت😥
مرینت تبدیل میشه با گربه ی سیاه میجنگن تایم لیدی باگ تموم میشه میره یه جایی به حالت عادی بر میگرده بعد تیکی انگار شرور میشه یک مه صورتی میاد دور تیکی را میگیره بعد از لای دود یک چیزی مثل پری دیده میشه
بعد یک چیزی مثل یویو لیدی باگ دیده میشه بعد همجا شروع میکنه به خراب شدن بعد از فضا فیلم دیده میشه اون چیزی که مثل یویو لیدی باگ خیلی بزرگ دیده میشه بعد یک چیزی منفجر میشه که فکر کنم زمینه 😥😥😥🤯🤯🤯 وتمام میشه
منم سریع اومدم گفتم قلبم خیلی تند میزنه انقد هیجان داشتم و دستم میلرزید فاصله ها را جا میزاشتم کلمات را اشتباه نوشتم و از هر صفحه را چندین بار اصلاح کردم اخه کسی هم نیست که بهمن بگه وقتی انقد هولی چرا چند گزینه ای بر می داری صحیح غلط بر نمیداری خدایا من را شفا بده این تو روبیکا دیدم ظاهرا ۲ بامداد ۲۸ مهر میاد
ما ابان هستیم