پارت ۱ سلام 😊فکر نکنین که این داستان بچه گونه هست چون این داستان شبیه یک فیلمه که چند تا از اعضای اکسو توش بازی میکنن😉 نظر یادتون نره😁اگه نظرات خوبی بدین پارت ۲ رو هم میذارم😄
(پارک هه جی )روی صندلی نشسته ، هدفون روی گوشش و داره یک آهنگ به سبک کی پاپ گوش میده . ساعت رو نگاه میکنه و بلند میشه . به سمت آشپزخونه میره و از یخچال آبمیوه برمی داره و میخوره ، آماده میشه و از خونه خارج میشه ....
سوار مترو میشه و به کافه میره ، پیشبند گارسن رو میپوشه و گوشه ای می ایستد مردی وارد میشه سر میزی که کنار پنجره هست می شینه. هه جی به سمت او میره و میگه :چی میل دارین . مرد(بیون بک هیون)میگوید :قهوه با کیک شکلاتی هه جی به سمت آشپزخونه میره و سفارش رو میده کنار دیوار می ایستد و با خود میگوید ....
با خود میگوید :چرا تپش قلب گرفتم واااای یه جوری شدم 😬 بک هیون هه جی رو میبینه و لبخندی کوچک میزنه 😊 هه جی سفارش رو میبره و جلوی بک هیون می ذاره. بک هیون میگه : ......
میگوید : تو خیلی خوشگلی 😍 هه جی لبخند میزنه و میگه : 😊ممنون و میره . بک هیون نگاهی به راست میکنه و میبینه که هه جی داره از مدیر برای حقوقش التماس میکنه . بک هیون :یاد شب قبل میفته.....
یاد وقتی که اون نامه رو میخوند افتاد .نامه ای که در اون مادر و پدرش به او گفته بودن که ۳ شب دیگه بر می گردند و میخوان که برای بک هیون نامزدی بگیرن و اگه خودش کسی رو بگه بی خیال شخص مورد نظر میشوند .....
بیون بک هیون به سمت هه جی میره و میگه برای فردا شب به اندازه ۴ نفر قهوه و کیک شکلاتی و برای امشب هم برای ۲ نفر بیاره و اگر خودش نیاره پولش رو نمیده....
هه جی با تعجب قبول میکنه😐😐 بک هیون از کافه خارج میشه و برای هه چی دست تکون میده 👋🏻 هه جی:بعد آاااخ خسته شدم 😫آخ راستی سفارش اون مرده رو باید ببرم 🙄🙄. بعد سفارش رو میگیره و به سمت خونه اون مرد (بیون بک هیون )راه می افتد وقتی به خونه می رسه میگه : .....
میگه :اووووف کاش منم از این خونه ها داشتم 😍😍 زنگ در رو میزنه ، بک هیون در رو باز میکنه و لبخند میزنه 😊هه جی سفارش رو میده و میگه چجوری پرداخت میکنین ؟؟ بک هیون میگه: دستت رو بیار جلو هه جی دستش رو جلو میبره و میگه خوب ؟؟!! بک هیون دستش رو میگیره و میارتش تو خونه و در رو قفل میکنه 😐😐 هه جی میگه : ....
هه جی میگه :چیکار می کنی دیوونه شدی ؟؟!!😨😨 بک هیون میگه :باید باهات حرف بزنم بشین🤨 ببین من میدونم تو پول نیاز داری 🙄 و منم خیلی پول ، دارم ok😁😎 هه جی :خوب که چی؟؟😡😡 بک هیون :اگه جلوی ....
فقط باید جلوی مامان بابام جوری رفتار کنی که انگار نامزد منی 😎😁 هه جی : نفهمیدم !!!! نامزد تو ؟؟!!😦 بک هیون یک خودکار برداشت و شماره خودش رو روی ساق دست هه جی نوشت و گفت :وقت نشد خودم رو معرفی کنم من بک هیون هستم و تو هم باید هه جی باشی آخه تو کافه این جوری صدات میزدن تا فردا شب وقت داری فکر کنی هر چقدر هم پول بخوای بهت میدم پس خوب فکر هات رو بکن !! بعد پول کیک و قهوه رو به همراه یک قهوه و یک کیک بهش داد و در رو براش باز کرد 😊😊 هه جی : تشکر کرد برای کیک و قهوه و بدون اینکه به بک هیون نگاه کنه از خونه رفت بیرون پایان پار ۱ 😁😊
نظراتتون رو کامنت کنید لطفا😊😊🙏🏻🙏🏻
ممنون از اینکه این داستان رو خواندید ❤❤😊😊
باااااااااای تا پارت ۲ 👋🏻👋🏻
❤❤❤❤❤
بالاخره سوالات تموم شد😅😅