اگه خوب بود لایک و کامنت یادتون نره💗
اوففففف !! من دیگه خسته شدم از این زندگی . آخه یه بچه ۱۷ ساله چه طور می تونه مدیر عامل شرکت بشه . باید حواسم به همه چی باشه . حقوق ، کارمند ، تولید و ...... . همینجور که داشتم با خودم حرف می زدم ناگهان صدایی از پشت سرم اومد و گفت : ......
گفت : خانم مدیر عامل ! با چهره ای نسبتا عصبانی برگشتم و گفتم : قلبم وایستاد ! اگه یه بار دیگه اینجوری واردبشی سه ماه از اضافه حقوق خبری نیستا . ( یه زره رحم کن بابا جان !😂) گفت : خانم کیم اگه دیر کنید جلسه امروز رو از دست میدید . با تعجب نگاهش کردم و گفتم : کدوم جلسه ؟!
گفت : جلسه تون با ..... + چی گفتی ؟ گفت : فقط ربع ساعت دیگه تا شروع جلسه مونده . جیغ زدم و سریع از جام پا شدم. کت ام را برداشتم داشتم میرفتم بیرون که سریع برگشتم یه نگاهی به آینه انداختم و با خودم گفتم همه چیز مرتبه. و بدو بدو به سمت اتاق جلسه دویدم . و همینطور کتم را پوشیدم ( دیگه خودتون تصور کنید چه جوری کتش رو داشت می پوشید )
همینجور که نفس نفس می زدم در اتاق جلسه رو باز کردم . *+ افراد داخل جلسه : این مدیر عامل کجاست نکنه دیر کنه ؟ آقای پارک : فک نکنم هنوز ۵ دقیقه مونده . که در اتاق باز شد . دختر بچه ای بود البته دیگه بچه نبود ۱۷ سالش بود . خانم لی : می خواستم بگم که چرا شما اینجایید که ناگهان محافظ های داخل اتاق گفتند : خوش آمدید مدیر عامل ! همه تعجب کردند و گفتند : مم دییر. عااا مل .
کیم جیا ( مدیر عامل) لباس😍
به نظر شما ادامه بدم یا نه ؟
قشنگ بود پارت بعد
پارت بعدی رسید ، البته به خاطر شلوغی سایت پارت دوم زودتر رسیده بود
تره ادامه بده بنز خوب میاد