

کوک وقتی گفت پسر تقصه برگشتم طرفش ک جا خوردم ی دختر تامبوی لات و لوت بود ولی هه فک کرده ، اینجا هرچی من بگمه هرچی میگفتم جواب نمیداد معلم شروع کرد به درس دادن ک سرشو کرد توی گوشیشو هنسفری گذاشت توی گوشش پ.ن : کل کلاس توجهش سمت شاگرد جدید بود جیسو جلویی هانلی برگشت سمت عقب جیسو : سلام من جیسو ام هانلی اگه رفیقی نداری می تونیم با هم آشنا بشیم هانلی هنسفریشو دراورد _ چرا که نه خوش بختم جیسو + هی دختره حال ندارم حرف بشنوم برگرد سمت میزت
جیسو : باشه جونگ کوکا + خوبه حالا برگرد جیسو : بعدا حرف میزنیم هانلی معلم : یک سوال اونجا جلسه گذاشتید ؟ جیسو : نه ببخشید خانم + من گوشم با شما بود معلم : اع باشه میشه بیای اینجا این ریاضی هارو حل کنی ؟ کوک هیچی بلد نبود ولی بخاطر معلم مجبور شده بود پاشه بره اونجا ولی هیچی نتونست حل کنه معلم : جیسو شما بیا جیسو : ببخشید استاد دیگه تکرار نمیشه گوش میدم معلم : بدو بیا وایسا یا حل میکنید یا باید کل کلاس وایستید اون گوشه
+ اون دختره ام داشت حرف میزد چرا اون نیاد ؟ معلم : من اینجا بین شاگردام فرق نمیزارم ولی اون روز اولیه که اومده اینجا هانلی هوف بی حصله ای کشیدو و بلند شد رفت کنار کوک و جیسو وایساد و گچ رو از دست کوک گرفت کلشو حل کرد معلم : واو آفرین هانلی تو این درس رو خونده بودی ؟ _ نه ما ۲ فصل عقب تریم معلم : پس چجوری بلدی _ الان داشتم گوش میکردم میشه جیسو ام بشینه من جاش حل کردم معلم : خب چون خیلی خوب حل کردی آره میشه کوک این دختره چجوری هنسفری توی گوشش بور داشت گوش میداد به درس ؟ از همین الان رو مخم بود دختره فک کرده کیه ک من وایسم اونا نه نشونش میدم زنگ خورد و معلم از کلاس رفت ک یک اشاره به بچه ها کردم که دورش کنن دختررو هانلی هنسفری توی گوشم بود که فهمیدم بچه ها دورم کردن و بدون توجه بهشون پاشدم برم ک هموم پسره تقصه تنه ای بهم زد
+ هوی بشین اینجا کجا میری زوده حالا سکوت کردم و سعی کردم چیزی نگم = هوشه دختره فک نکن هرکاری بخوای می تونی بکنی این کلاس حرف حرفه جونگ کوکه فهمیدی بازم سکوت کردم ک یکی از دخترا دستشو آورد سمت کلاهم کپرتش کنه با سرعت برگشتم سمتشو و دستشم محکم گرفتم جوری که اگه یکم محکم تر گرفته بودم استخونش خورد میشد جیغش رفت هوا ک توجه ای ب جیغش نکردم _ اگه دوباره دستت بیاد سمت کلاهم خوردش میکنم دستتو خوب ؟ = هه انقدر زشته که کلاهشو در نمیاره & آییییی....هق..... باشه غلط کردم ... هق .... ولم کن _ خوبه یه پسر ک انگار دوست پسرش بود سعی کرد بیاد جلو ک خودم ولش کردم کوک توی این مدت فقط زول زده بودم بهش چطوری داشت دست این دختررو ک وقتی من باهاش مچ انداختم نتونستم بخوابونمش رو با یک حرکت ب چخ میداد ؟ اومد سمتم ولی با اون کلاهش من اصلا چشماشو نمی تونستم ببینم _ من ارثتو نخوردم خب + تو فک کردی کی ای؟
نظر ندید ادامه نمیدم😑✨
لایک😑 فالو✨
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
اولین نظر عالیییییییییی
مرسی عیزم 💜✨