5 سال پیش 9 اسلاید 960 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (40)
  • اینجا برای من یک سوال پیش میاد اون چرا با معجزه گرش وقتی که کسی نبود تبدیل نشد

  • خدایی چه شخصیت رو مخی ساختی البته منم ساختما اما اون از این بدجنس تره و راس میگفتی مامانای ما اصلا اینجوری نیستند تو همون پارت نتونستم بگم و بد جایی کات میکنی کلافه شدم

    • اره خودمم میدونم شخصیاتام خیلی رو مخن😂خیلی دوس داشتم مامانامون مثل مامانای اروپایی درکمون میکردن و یا اینقد گیر نمیدادن😔👌

    • من خودم یه دخی بی عصاب همشم تو دلم میریزم میترسم بترکه

    • اره دقیقا منم😣خیلی دلم میخواست یکی درکم کنه😣

    • اوهوم بعد میگن چرا دخترا لات شدن من همه توجه خانوادم رو داداشمه

  • ی نظریه .... چرا پلگ وقتی آدرین گروگان بود کمکش نکرد تا فرار کنه؟؟؟؟؟؟🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔

    • چون که پلگ پیشش نبود❤پلگ زمانی که ادرین گم شده بود توی خونه مرینت بود و مرینت نمیدونست پلگ چون ادرینو گم کرده بود به مرینت پناه برد ولی مخفی میشد که مرینت نفهمه

    • آها اوکی

  • عالی بود

  • داستانت عالیه ادامه بده آفرین 💋💋💋💋💋جسارت نباشه چند سالته؟
    راستی فالویی بفالو

  • ممنونم....خودمم دوس دارم به خدا:/

  • حرف نداشت ولی دوست دارم کارن رو بکشم😐👌🏼

  • عالی بود 😭😭😭😭

  • عالییییی بود آجی 😍😍
    چقدر دیر متوجه شدم پارتت اومده ☹️☹️
    ج. چ: اینکه به همه ی آرزوهای دیگه ام برسم😐😂

  • مرینت فروشی😂
    داستانت محشره. 😍😍
    ادامه بده گلم.

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.