
اینم جنایت های گریندل والد
گریندل والد حول و حوش سال ۱۸۸۳ میلادی (۱۲۶۲ شمسی) به دنیا آمد ولی محل تولد او همچنان ناشناخته است. او به عنوان جادوگری جوان به مدرسهی دورمشترانگ رفت. این مدرسهی جادوگری اروپایی شهرتی ویژهای در حوزه جادوی سیاه دارد. گریندلوالد به مدرسهی جادوگری دارمسترانگ رفته، اما در سال ششم به علت آزمایشهای خطرناک و شیطانی که منجر به مرگ چند تن از همکلاسیهایش میشود، او را از مدرسه اخراج میکنند. او قبل از ترک مدرسه، نشان یادگاران مرگ را بر روی یکی از دیوارهای مدرسه میکشد. بعد از ترک دارمسترانگ، او به دیدن عمهاش باتیلدا بگشات در گودریک هالو رفته و با آلبوس دامبلدور جوان دیدار میکند.
گریندلوالد برای بررسی قبر برادران پرول (صاحبان اولیهی یادگاران مرگ) به گودریک هالو رفته است، که با آلبوس دامبلدور آشنا میشود و اما بعداً برای هم نزدیکتر از برادر شدند و باهم نقشه میکشند تا در آینده نظامی به راه بیندازند که جادوگران به مشنگ ها حکومت کنند. آنها همینطور برنامه میریزند که با یکدیگر به دنبال یادگاران مرگ بگردند.
ولی ابرفورث دامبلدور، برادر آلبوس، این نقشهها را به باد انتقاد گرفته و میگوید که جاهطلبیهای آلبوس باعث تنها ماندن خواهر بیمارشان آریانا میشود. این بحثها باعث جنگ سه طرفهای میان آلبوس و آبرفورث و گریندلوالد میشود که در طی این نبرد، آریانا کشته میشود. گریندلوالد بعد از این ماجرا می رود و آلبوس را تنها می گذارد و از آن پس، آلبوس ارتباطش را با او قطع میکند.
گریندلوالد با دزدیدن ابر چوبدستی از صاحب قبلی آن گریگوروویچ، یکی از یادگاران مرگ را به دست میآورد. با به دست آوردن قدرت فراوان ابر چوبدستی، او دست به جرم و جنایتهای بسیاری میزند. فعالیتهای گریندلوالد منجر به کشته شدن بسیاری از دانشآموزان دارمسترانگ و مشنگ ها و فشفشه ها (کسانی که خود بی جادو زاده شدند ولی پدر و مادرشان جادوگر هستند) میشود.
بعد از به قدرت رسیدن گریندلوالد ، آلبوس دامبلدور به عنوان استاد و پرفسور مدرسه جادوگری هاگوارتز مشغول به تدریس درس دفاع در برابر جادوی سیاه است و بر خلاف گذشته حالا او از رویاهای حکومت بر مشنگ ها دست کشیده است و هیچ کاری به گریندلوالد ندارد تا اینکه رییس وزارت سِحر و جادو به دیدن دامبلدور می آید و میگوید هیچ جادوگری توان مقابله با گریندل والد را ندارد و فقط دامبلدور می تواند گریندل والد را نابود کند ولی آلبوس دامبلدور قبول نمیکند و میگوید که با گریندل والد نمیجنگد . بعد ها مشخص میشود که آلبوس دامبلدور با گلرت گریندل والد پیمان خونی بسته اند که همیشه با هم مثل برادر باشند و هرگز باهم نجنگند
سالها بعد، گریندلوالد هویت یکی از کارآگاههای ماکوزا، پرسیوال گریوز را دزدید. تحت این پوشش، با مرد جوان تاثیرپذیر دیگری ملاقات کرد: کریدنس باربون. به محض کشف این نکته که کریدنس یک نهانه (جادوگری با قدرت انرژی نهانی که بسیار خطرناک وغیر قابل کنترل است) است، گریندلوالد سعی کرد از او برای فاش کردن جامعهی جادویی امریکای شمالی استفاده کند و از او سلاحی علیه دامبلدور بسازد. با کمک نیوت اسکمندر جانورشناس، گریندلوالد توسط ماکوزا دستگیر شد. گریندلوالد که همچنان قصد لغو قانون رازداری را دارد، قانونی که جادوگران را تشویق به مخفی کردن خود در برابر جامعهی غیر جادویی میکند، اجازه نداد که دستگیریاش مانعی در برابر نقشههای شومش شود و از زندان فرار کرد ناظر ترو خدا تایید کن بازیه
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
جانی دپ کراش ابدی منه
منم همینطور خصوصا کاپیتان جک اسپارو
دلمم واسه ادوارد دست قیچی خیلی میسوزه
گایزززز جانوران شگفت انگیز بعدی قراره 26 فروردین 1401 منتشر بشه. اسمش «جانوران شگفت انگیز و اسرار دامبلدور» ـه💃💃💃💃
من پادکستشو گوش میدم😐😐
ولی جانی دپ نیییییییییییییست😭😭😭
کریدنس میتونه خیلی کارا کنه
دقیقا برای همین خطرناکه
این خیلی چیز ها رو برامون روشن میکنه...
مثلا رفته باشه پیش کریدنس
نه کریدنس نه.......
پس چی
لطفا بگو تو یک چیزی میدونی نمیگی
.....
بگو من اعصاب ندارم میزنم لهت میکنم
بازیه منتشر کن
ناراحت نشی
نه بابا😂😂
رفته همسرش و ببینه
مگه کسی هم زن اینا میشه😂😆
یکی شدههه😂😂😂😂