
خب خب سلامممم اومدم با ی فیک جدید امیدوارم نظر بدید چون خیلی باحاله

ژانر : قاتی پاتیه ژانرشو الان نمت بگم شخصیت های اصلی : جونگ کوک هانلی ، سوجون ، جیسو ، ایسول بخاطر شغل مامانم که خبرنگار بود هی باید به شهر های مختلف میرفت من بیشتر اوقات توی سئول تنها بودم چون هیچکسو نداشتیم توی سئول البته داشتیم ولی نمی دونم چرا مادرم همیشه منو از خانواده پدریم جدا میکرد و حتی از پدرم جدا شد حالا ولش کنید امروز اولین روزه دبیرستانمه البته انتقالی گرفتم وگرنه من سال دومی ام مامانم میگفت بهتره با بچه ها صمیمی نشم ولی من برعکس این موضوع به احتمال زیاد قراره عمل کنم من توی هیچ مدرسه ای لباس فرم نمیپوشم و مادرم با این موضوع کنار اومد و با کلی مکالمه با مدیر دادن پول بهشون اجازه میگرفت ازشون ک بدون لباس فرم برم مثل همیشه تیشرت گشادی پوشیدمو شلوار اسلشمو پوشیدم و کتونی های ساق داره نایکم رو پوشیدم همیشه با موهام گردنمو می پوشوندم و کلاه آفتابی گذاشتم سرم مامانم هیچوقت نزاشت موهامو کوتاه کنم چون میگه ک باید گردنمو بپوشونم ولی آره میشه گفت تامبویم فقط موهامو پسرونه نزدم وگرنه تامبویم حالا دیگه حرف بسه من دیرم شده از همین روز اول قهوه ای ک مثل همیشه یادم رفته بود و یخ کرده بود رو خوردم ک سر حال باشم چتری هامو مرتب کردم و کلاه آفتابیمو جوری گذاشتم کنصف صورتم معلوم نشه چون خوشم نمیومد چشامو نگاه کنن و بهم چرت و پرت بگن

توی دبیرستان در زدم و وارد اتاق مدیر شدم &بفرمائید _ سلام دانش آموز انتقالی هستم & خوش اومدی به دبیرستان عزیزم _ ممنون فک کنم مادرم درباره همچیز باهاتون حرف زده مثلا تیپ و اینام «تیپ هانلی👆🏻» & اره عزیزم مشکلی نیست با معلم هات هماهنگ کردم الان زنگ استراحته می تونیم بریم یکم مدرسرو نگاه کنیم تا ببرمت سر کلاس _ خب باشه بریم .... توی حیاط بودیم پچ پچ همرو می تونستم قشنگ بشنوم × این چرا این شکلی اومده مدرسه ÷ چ دختره لات و لوتیه = دختره یا پسر ن ب موهاش ن هیکل و تیپش € این کیه دیع میشناسیدش ¥ این چه راحته مثلا کنار مدیره بعد هندزفری گذاشته توی گوشش و همچنان هی داشتن زر میزدن و زر میزدن دیگع داشتن حصلمو سر میبردت _ مدیر من دیدم دیگع الانم زنگ میخوره من خودم میرم سر کلاسم ممنونم خسته نباشید فعلا
زنگ خورد و حیاط خلوت شد رفتم سمت کلاسم در زدم و درو آروم باز کردم و همع نگاهاشون برگشت طرفم بازم پچ پچ هاشون شروع شد معلم : شاگرد جدید خوش اومدی بفرمائید داخل مثل همیشه با سکوت رفتم داخل معلم : خودتو معرفی میکنی ؟ _ سلام هانلی ام معلم : خوب عزیزم دو تا جای خالی هست رو هرکدوم دوست داری بشین یکیش ته کلاسه پیش جونگ کوک یکیشم همین جا پیش ایسول _ فک کردم مدیر باهاتون حرف زده بود
معلم : دربار.... آها یادم رفته بود جونگ کوک پسرم بیا پیش ایسول بشین کوک سرم توی گوشیم بود حتی حال نگاه کردم ب شاگرد جدیدم نداشتم ک معلم گف جاتو عوض کن سرمو از گوشی دراوردم بدون توجه ب شاگرد جدید رو به معلم کردم + ببخشید دلیلی نمیبیتم میزمو عوض کنم من میزمو دوست دارم کسی مشگلی داره ؟ بعدشم من بغل دستی نمی خوام بره یجا دیگه _ هوف معلم نمی خواد من بغل همون پسر تقصه میشینم + الان با منی ؟ گفتم برو یجا دیگع بچه پرو معلم : جونگ کوک شی نکنه می خوای اخراج شی هانلی بدون جواب دادن ب اون پسره رفتم بغلش نشستم آروم دم گوشم گفت + ببین اینجا حرف حرفه منه پس تو نمی تونی هرکار می خوای بکنی بازم جواب ندادمو و گوشیمو دراوردم
تمامممم😐✨
اگه دوست داشتین نظر بدین تا زودتر پارت بعد رو بزارم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خیلی خوب بید
ممنان