
پارت دوم 👇🏻👇🏻👇🏻
وقتی بهوش اومدم توی یک اتاق بزرگ بودم خیلی تعجب کردم 😳😳😳 احساس عجیبی روی تنم داشتم لباسای خودم خیلی تنگ بود ولی الان هیچ حس بدی نسبت به لباسام نداشتم یک نگاهی با لباسام کردم و دیدم کلا تغییر کرده 😱😱😱 خیلی ترسیدم نکنه اون پسره به لباسام دست
زده و اونا رو عوض کرده نکنه اینجا اتاق اونه. وای نه بدبخت شدم ماگو و جینی کجان؟ 🤔🤔🤔 یهو یک صدای پا شنیدم خودمو زدم به خواب تا ببینم اون کیه!!! 😶😶😶😶😴 اون پسره بود خود خودش بود چشمای سبز 💚💚💚 و موهای بلوند 👌👌👌
جذب چشاش شدم ولی از جام پا نشدم. دیدم اون پسره داره میاد نزدیک من. اون نشست رو صندلی کنار تختی که من خوابیده بودم. چشامو سریع بستم و خودمو زدم به خواب 😴😴😴😴😴 ولی بوی عطرش داشت منو دیوونه میکرد . یهو
یک صدایی اومد: ادرین از تو اون اتاق بیا بیرون بزار استراحت کنه (با داد )😲😲😲😲 با خودم گفتم پس اسمش ادرینه. اما اون صدای دختر بود یعنی اون دوست دختر داره کاملا گیج شده بودم. یکم بغضم گرفت .
نمیدونستم چرا اما کم کم داشت گریم میگرفت 😭😭😭😭😭 دیگه نمیتونستم تحمل کنم تا ادرین از اتاق رفت بیرون شروع به گریه کردن کردم. نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم و فکر کنم اون دختره فهمید من دارم گریه میکنم سریع اومد تو اتاق و گفت: دختر چرا گریه میکنی. مرینت: من من مهم نیست فقط یک خواب بد دیدم. اون دختره گفت: اسم من الیساس.
گفتم:منم مرینتم راستی من اینجا چیکار میکنم من امروز کنسرت دارم. الیسا گفت:مگه تو خواننده ای؟ 🤔🤔🤔🤔 من گفتم: اره، میشه بزاری برم خونه. الیسا گفت: اره حتما بزار به ادرین بگم ماشینو روشن کنه 💁♀💁♀🚘🚘🚗
سریع گفتم: نه لازم نیست من خودم میرم 😇😇😇😇 الیسا گفت: نه من نمیزارم. تو مثل دوست من میمونی نمیزارم تنهایی بری. و سریع رفت بیرون و با ادرین یک مکالمه داشت که من نفهمیدم.
۵ تا کامنت برای پارت بعدی 😁😁😁😁😁😁
دوستون دارم ❤❤❤❤
فعلا 🙂
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خوب
عالی بود roza ممنون بعدی رو زود تر بزار ❤️
ممنونم
بعدیو زود بزار زوووووووووووووود☺️❤
خیلییییییی کم ولی عالی 🤗☺️❤من عاااشقش شدم اما سعی کن بیشترش کنی😚💙
بعدی
قشنگ بود آیا خیلی کم بود چجور انقدر کم مینویسی من داستانم رو کم مینویسم عذاب وجدان میگرم زیادش میکنم
آررررری منم تصمیم میگیرم کم بنویسم اما باز هم زیاد مینویسم😂😂😂😂🤦🏻♀️
عاااااااااااااااااااااااالی بود
لطفا بعدی رو زود تر بزار
لطفا هز کی خوند نظر بده
ممنون از داستان خوبت
بعدی رو بذار
خیلی کم بود😑ولی از داستانت خیلی خوشم اومد 😍😍😍😍😍😍😍زود بعدی رو بزار تا نمردممم🙏🙏داستان منم بخون لطفا زندگی عجیب من😇😉😉😉