
حرفی ندارم😑

پسرا میان پیش ته داربی: دیگه خودتون میدونید مراقب ا/ت باشید اونم میدونه پدر من یه م*اف*یا*ی بزرگه و منتظره هر لحظه من برگردم پیشش اما حیف به خاطر تو اومدم کره تهیونگ پسرا : 🥶😱😱😭 ته : منظورت چیه ؟؟؟ داربی : منظورم اینه که هر لحظه مشتاق ریختن خ*و*ن اون دختره ی ک*ث*ا*ف*ت ام
ته : درست درمورد ا/ت حرف بزن شوگا : من اون چیکارت کرده ؟؟ جیهوپ : پقد ا*ح*م*ق بودم که تو رو یه ادم خوب حساب کردم داربی روبه شوگا : مشکل من با اون اینه که ع*ا*ش*ق تهیونگه داربی روبه هوپی : اون دیگه مشکل خودته هوسوک تهیونگ : اون ع*ا*ش*ق*م*ه 😍😍؟؟؟ پسرا : اون ع*ا*ش*ق*ش*ه ؟؟🤩😘 داربی : از همتون بدم میادددددد وای به حالتون
(تو رفتی گوشیتو از اتاقت بیاری دیدی داربی و پسرا دارن داد میزنن رفتی اونجا) ا/ت : چی شده ؟؟؟🤔🧐😧چرا داد میزنین داربی : دیگه خودتون میدونید { داربی میاد شونشو میزنه بهت} داربی : برو اونور دختره ی .....( خودتون یه سری ف*ح*ش سر هم کنید ممنون ) [ خواستی بری کنار که...ته ب*غ*ل*ت میکنه ] ته : گوشیتو اوردی ا/ت جان 🥰😇😊 ا/ت : ب...بله
داربی : 😡🤬👿 ته : ( از روی لجش موهات رو م*ی*ب*و*س*ه ) داربی : ا*س*ل*ح*ه میاره میرون و میگه : پره پره و یدونه میزنه به پای ا/ت داربی : این اول راه بود مراقب بقیش باشید ته : با خشم به داربی نگاه میکنه پسرا : ا/ت رو میبرن درمنگاه (نمیدونم درست نوشتم یا نه) ☆بیهوش شدی ☆ ته با بغض : ا/ت حالش خوب میشه ؟؟؟ آقای دکتر : بله اما ممکنه... جیمین : ممکنه؟؟.... آقای دکتر : ممکنه که چند روزی به هوش نیان 😥 [ دکتر میره ] ته : کاش لج نمیکردم و اون کارو نمیکردم
کوک : داداش تقصیر تو نیست 😪😔 نامجون : اشکالی نداره 😷 شوگا : اون حالش خوبه جیهوپ : خودتو مقصر ندون تهیونگ جین : ما همجوره هستیم جیمین : مخصوصا الان که اون تهدیدمون کرده تهیونگ: ممنون پسرا مرسی که هستین پرستار : شما همراه ا/ت هستید ؟؟؟ کوک : بله!! جیمین : چیزی شده ؟؟ جین : به ما بگید ته : لطفااا پرستار : خب متاسفانه ایشون......😞😓

پایان فصل ۲ پارت ۱
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالییی
آفرین عالی بود 💞
مرسی آجی
عالی اجی🤩