سلام ! این یک داستان میراکلس البته با یک تفاوت که هر کی که چه میراکولر چه غیر میراکولر میتونه داستان رو بخونه و لذت ببره💗
از زبان مرینت : نفس عمیق کشیدم ، به خودم گفتم من از پسش بر میام ! آره من از پسش بر میام، یا الان یا هیچ وقت ، مرینت تو باید بورسیه رو بگیری ، بورسیه مال توعع ، فهمیدی مرینت؟ 🙂 - مرینت دوپن چینگ اوه اسمم رو صدا زدن بالاخره وقتش شد ، خیلی استرس دارم😵😵 ولی من باید عالی باشم🙂 گفتم : اومدم 🙂
خب رفتم روی سن ، گفتم : سلام ، من مرینت دوپن چینگ هستم از چین البته الان تو فرانسه زندگی میکنیم . داور ها : خوب خوشبختم 🙂 میتونی شروع کنی 🌟 مرینت : بله ، ممنون
آدرین : خبری دیگه ای تو دنیا نیست که ازش حرف بزنین؟ حالا اشکال نداره ! فعلا برم ببنیم تو یخچال چ۶ خبره؟🤤🤤🤤
مجری اول : آره این واقعا داستان عجیبی بود ، بعد از دو ماه امیلی دبیرستان " ام ای (MA) " افتتاح کرد ، این دبیرستان مخصوص رقصنده ها برای تمام دنیاست ! مجری دوم : ولی هزینه ی تحصیل اون دبیرستان بسیار زیاده ! مجری اول: واسه همین امیلی یک فکری کرده هر سال برای دانش آموزانی که توان مالی ندارند یک برنامه ی بورسیه برگزار میشه تا اون ها رو بسنجن و و بگن که اون ها لیاقت بورسیه ی تحصیلی رو دارن ، یا نه؟ مجری دوم : جالب اینجاست که این دبیرستان تقریبا هرسال ۱۰۰ تا ۵۰۰ دانش آموز میپزیره!
○ چند ساعت بعد از اجرا ○ از زبان مرینت: اجرام تموم شد، اومدم بیرون فورا میلن ، رزی ، جولیکا اومدن سمتم، گفتن : چی شد ؟ قبول شدی ؟ گفتم : هی خودتون میدونید که جواب ها بعد ۲ هفته میاد ! مثلا خودتون اجرا داشتین ! جولیکا : آره راست میگی .
خب ، سلام ! میخوام یک توضیحی کوچیک در مورد داستان بگم، خب امیلی و گابریل از هم جدا شدن و همچنین امیلی زندس ، آدرین تو دبیرستان رقص ام ای ( M.A ) درس میخونه و اون دوست داره مدل و رقاص بشه و همچنین مرینت دوست داره رقاص بشه ، خب و باید بگم شهریه این دبیرستان واقعا زیاده ، واسه همین بیشتر دانش آموزان بورسیه ان ، همچنین دانش آموزان پولدار هم هستند، و همچنین اگه دانش آموز ها قبول بشن ، اون طور که خوندید هر سال ۱۰۰ تا ۵۰۰ دانش آموز جدید این دبیرستان داره ولی فقط برای سال اول ، این دبیرستان واقعا سخت و البته سخت گیر هست ، واسه همین حتی افرادی که پول دادن یا بورسیه گرفتن ، سال اول میرن ، ولی فقط سال اول سخته ولی سال های بعد واقعا درس ها عادی میشن ، چون ابتدا میخوان درجه ی تحمل دانش آموز ها رو حساب کنن🙂
| برگردیم به داستان |
دخترا داشتن درمورد اجرا حرف میزند : رزی : مخصوصا داورا! بیشتر اون ها بهم استرس میدادن ! میلن : ولی امیلی گریندویچ هم بود ، من طرفدارشم ، به من که هیجان داد تا استرس ! جولیکا : آره ، ولی کمی سرد بود ! نه ؟ مرینت : از کارمند ها شنیدم که داور ها نباید در حین اجرا حتی لبخند بزنن ، این یجورایی قانون ! رزی : واقعا ؟ پس واسه همین سرد بود ! ناسلامتی مدیر دبیرستان!
آدرین تلویزیون رو روشن کرد : تلوزیون برنامه ی خبری °مجری اول° سلام به این قسمت از برنامه ، خوش اومدید بیاید یکم به خبر های داغ امسال بپردازید ! گابریل اگرست و امیلی گریندویچ از هم جدا شدند ! و دقیقا یک ماه بعد گابریل از نامزد جدیدش ناتالی سنکور رونمایی کرد ! °مجری دوم° : واو ! ولی این پایان خبر ها نیست ! بعد از طلاق این دو نفر گابریل فقط عکس هایی تو صفحه ی اینستاگرام ش منتشر میکرد که خودش و پسرش بودند ، شایعه شده بود که آدرین اگرست با پدرش زندگی میکنه ولی آدرین اگرست عکسی جدید از خودش و مادرش منتشر کرد و گفت : "من تمام مدت پیش مادرم بودم ، از نظر من اون بیشتر لیاقت خانواده رو داره⭐"
خب این پارت اول بود و امیدوارم خوشتون اومده باشه ، کامنت فراموش نشه 💗