فکر کنید اینا اتفاق بیفته😑 ناظر جان مادرت منتشر کن ترسناک نیست خنده داره😑🔫
ساعت شیش صبحه و با یه کابوس ترسناک از خواب بیدار میشی.سرت رو سراسیمه از روی بالش بلند می کنی و بعد چند دقیقه یه نفس راحت می کشی و میگی که خداروشکر کابوس بود. گوشیتو ور میداری چک میکنی.کسی بهت پیام نداده واسه همین میری تو تستچی...بیشتر تستای تستچی سیاه شدن و میبینی توی یکی از تستا نوشته: اصلا باورم نمیشه که اینطوری شد.چطور ممکنه بی تی اس دیسبند بشه؟بی تی اس رو هیچوقت فراموش نمیکنیم ادامه اسلاید بعد👈
تو هم از خنده جر میخوری و کامنت میدی: باشه ایسگامون کردی و نگفتی.خیلی ممنون.اصلا ایسگا نشدم چون قراردادشون حالا حالا ها ادامه داره😂😂 بعد یهو میری کامنتای نظرسنجی ممدو میخونی همه ی پروفایلا عکس سیاه سفید بی تی اسه...همه دارن حرف از دیسبند شدن بی تی اس میزنن.باورت نمیشه.میری سرچ میکنی و میفهمی بی تی اس شب قبل دیسبند شده... خدا نصیب آرمیا نکنه😐 خب ترسوندمتون کافیه.از فضا در بیاین همش داستان بود😹😹 برید بعدی بازم هست
نصف شبه و سکوت به جو شهر حکمفرما شده.تنها چیزی که سکوت شبو میشکنه صدای زوزه ی باده.به خواب عمیقی فرو رفتی که یهو مامانت میاد بالای سرت و محکم تکونت میده: -بیدار شو بیدار شو باید بری مدرسه.دیر شده.بجنب...سریع با وحشت از خواب پا میشی یهو میبینی مامانت میگه: -معلمتون پیام داده مدارس از ۴ صبح شروع میشه تا چهار بعد از ظهر. چشمات از حدقه در میاد و قلبت تند تند میزنه که یکهو مامانت میگه: -۶ تا کتاب به درساتون اضافه شده.بابات رفتع برات بخره.سریع اماده شو و حالا امیلی بهت میگه بسه نترس فقط داستان بود😹😹😹😹😹😹 بزن بعدی بازم هست
ساعت ۸ صبحه و سر کلاس ریاضی نشستی.معلمت همه ی برگه های امتحانی رو پخش کرده بین دانش آموزا.کل کلاس ساکتن و فقط صدای گاه و بی گاه خط کشیدن توسط قلما به گوشت رسیده.معلمت یهو میگه: -وقت تمومه برگه ها بالا! تو هم با خیال راحت برگه ات رو تحویل معلم میدی.امتحان پایان ترمه و این امتحان مشخص کننده ی زحمات همه ی سالته.خیالت راحته که همه ی کتابو خوندی و حتما ۲۰ میشی ادامه اسلاید بعد
پنج دقیقه میگذره و معلم میگه: -برید زنگ تفریح زنگ بعد نمره ها اعلام میشه.با خیال راحت میری زنگ تفریح و هی پز میدی که امتحان اسون بود.خیلی سریع زنگ تفریح تموم میشه و ناظم هوار میکشه (😂) برید کلاساتون.همون لحظه میپری رو صندلیت و منتظر جواب امتحانت میشی.معلمت شروع میکنه. -بچه ها امتحانات همه تون عالی بود واقعا انتظار نداشتم هزار افرین به همه تون.البته همه به جز (اسمتون). قلبت میاد تو دهنت...معلم میگه: ما امتحان علوم داشتیم چرا جوابای درس تاریخو نوشتی؟حالا اینجا داستان تموم میشه😹😹😹و امیلی خوشحاله که قلبتو اورده تو دهنت😝👈 برو بعدی بازم هست
از اون روزای پاییزیه که معلوم نیست شبه،روزه،صبحه،غروبه،نصف شبه یا کلا هر موقع دیگه ای (😹).بارون داره شدید میباره و به پنجره ی هال تازیانه می زنه.حسابی خوابت میاد.از رو تختخوابت پتو و بالشو میاری توی هال و وسط هال خوابت میبره.هیچوقت به اون خوبی نخوابیدی.وقتی بیدار می شی موهات ژولیده شده و آب دهنت سرازیر شده (جررر😂)... ادامه توی نتیجه👈😝
من فقط یدوه عمه دارم چیکار کنم؟
عع چه ژالب من عمه ندارم تا پسر عمه ودختر عمه داشته باشم😂😐🥬
یعنی مثل سگ ترسیدم😢
وای من هر وقت دیسبند شدن بی تی اسو میشنوم گریه م میگیره💔😭😭😭😭😭
خیلی بیشعوری بی تی اس ۱۰سال دیگه هم قرار داد نوشت😂
من دختر و پسر عمم از من ۱۰ سال بزرگ ترن یکی شش سال سه تاعن کلا